سایـــهٔ حقیـــــقت.
رفتن به کانال در Telegram
"اخلاق" ترسِ انسانِ ضعیف از آزادی است.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
963
مشترکین
-1524 ساعت
-707 روز
-6330 روز
آرشیو پست ها
فرکانس؛
ضربانِ پنهانِ جهان است.
ریتمی که در پسِ هر صدا، هر موج و هر ارتعاش جریان دارد و به هر پدیده، آهنگ مخصوص خودش را میبخشد.
گویی هر چیز در هستی، پیش از آنکه دیده یا شنیده شود، با فرکانسِ خویش حضورش را اعلام میکند.
صد؛
نهایتِ شمارش و نمادِ کاملبودن است.
عددی که وقتی به آن میرسی، انگار یک دورِ کامل را پشت سر گذاشتهای و حالا درست در آستانهٔ آغازِ مرحلهای تازه ایستادهای.
اعداد جان دارند، و صد قویترین جانبخش است.
توسعهٔ فردی؛
هنرِ پوستاندازیِ خاموش است.
عبور از آنچه بودی، بیآنکه آنچه هستی را انکار کنی. سفریست از خودِ دیروز به سوی انسانی که هنوز جرئتِ متولدشدنش را پیدا نکرده است.
Mangata؛
نامی برای نوری که به تاریکی تعلق ندارد، اما در دلِ آن متولد میشود.
ردّ نقرهایِ ماه بر آب، جادهای بیمقصد که هرچه پیشتر میرود، بیشتر در ناشناخته فرو میرود.
چیزی میانِ رؤیا و واقعیت، میانِ سکوتِ شب و وسوسهٔ رفتن. انگار ماه، برای لحظهای، راهی به سوی خویش بر سطح جهان کشیده باشد.
Mangata
نامِ همان مسیریست که هرگز قرار نیست به آن برسی؛ فقط باید آنقدر نگاهش کنی تا دیگر نخواهی از آن بازگردی.
این پیام رو توی چنلهاتون فور بزنید،
تا یک بند متن در وصفِ نامِ چنلتون بنویسم.
-بدون ظرفیت.
https://t.me/saye_hagigat
این پیام رو توی چنلهاتون فور بزنید،
تا یک بند متن در وصفِ نامِ چنلتون بنویسم.
-بدون ظرفیت.
@saye_hagigat
نیازمندِ یک فرد عاقل برای گذراندنِ اوقاتی مثل الآن که درمورد یه موضوع خاص بحث کنیم و به نتیجهای مطلوب برسیم.
شاید مسئله همینجاست؛ اینکه هر احساسی که بعد از رفتنِ یک نفر باقی میماند، لزوماً دنبالهی عشق نیست. گاهی چیزی که میماند، نه عشق است و نه تنفر؛ فقط ردّ چیزیست که زمانی آنقدر عمیق بوده که ذهن هنوز نتوانسته برای نبودنش معنایی پیدا کند. رهایی شاید آنجایی آغاز میشود که دیگر برای این باقیمانده، اسمی جستوجو نکنی.
#پیام_ناشناس
شاید تنفر واقعاً عشقِ سوخته نباشه ، شاید احساسی باشه که عشق نتونسته به پایان برسونتش. بعضی آدمها از زندگی ما میرن، اما از احساس ما نه. و شاید سختترین شکلِ رهایی ، همین پذیرفتنِ اینه که هنوز چیزی درونت نسبت به کسی وجود داره ، حتی اگر اسمش دیگر عشق نباشه.
Batman🦇
تنفر عجیب است.
تنفر همان عشقِ سوختهای است که زغالش هنوز هم میسوزاند، اما سختتر.
مردم فکر میکنند تنفر مقابلِ عشق ایستاده، اما تنفر دقیقاً کنار عشق است؛ با به پای او حرکت میکند اما برای هدفی دیگر.
در عشق هدف رسیدن است، در تنفر فقط راه رفتن.
اما تنفر هنوز هم نامِ یک احساس است.
#پیام_ناشناس
تنفر همیشه از دشمنی شروع نمیشود؛
گاهی از جایی شروع میشود که کسی را بیش از اندازه دوست داشتهای و او، چیزی درونت را شکسته است.
آدمها معمولاً از چیزی متنفر میشوند که زمانی برایشان اهمیت داشته.
بیتفاوتی، پایانِ احساس است؛ اما تنفر، زخمیست که هنوز درد میکند.
تنفر برای من یعنی : آنقدر برایم مهم بودی که دیگر نمیتوانم دوستت داشته باشم.
