sn's daily dose of suffering(paohan era)
رفتن به کانال در Telegram
311
مشترکین
-224 ساعت
+97 روز
+1330 روز
آرشیو پست ها
کاش میمردم نمیدیدم یکیشون تو زندان زجر میکشید و اون یکی اینجا فروپاشی میکرد، کاش من بممممیییررررم
حس میکنم یه تیر همینجا مستقیم اومد خورد توی قلب من و الان زنده نیستم
چرا همیشه و همجا باید داد بزنی فقط خودت میتونی قضاوتش کنی و بکشیش؟
فریادی که اینجا با صدای دورگه و عصبی کشید برای بار 8291992837392933 بهم ثابت کرد چقدر بی او میخاد
بهتره افکار زشت بعد ساعت دوازدهی رو برا خودم نگه دارم و بابتش گریه کنم
بابابزرگ بی او بعد اینکه فهمید اونی که سر صبح میومد جلو در دوستش نبود:
منطقِ شاید من ازش متنفر باشم ولی تو حق نداری تو مسائل ما سرک بکشی حثود پلاستیکی🗣
