𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌
رفتن به کانال در Telegram
شیژائو، پسران یینیوئه؛ ما تو دنیای زیرین زندگی میکنیم. 𝗆︎𝖾 - @Soxreqn 𝖻︎𝗈𝗍 - http://t.me/safeCht_bot?start=TcZR2v
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 107
مشترکین
-824 ساعت
-487 روز
-10230 روز
آرشیو پست ها
1 107
خب اینم از تحلیل اپیزود اول امیدوارم مورد رضایت قرار گرفته باشه)
فردا هم از این اپیزود تکست داریم.
1 107
حالا در آخر اپیزود اول رو یه جمع بندی میکنیم.
اپیزود اول بیشتر از هر چیزی روی معرفی کرکترا تمرکز داشت. لیویی به عنوان گنگستر خشن ولی پیچیده معرفی شد و چوسان به عنوان دانشجویی باهوش که برخلاف ظاهر آرومش، از قدرت ذهنی زیادی برخورددار بود.
مهمترین دستاورد این اپیزود، شکل دادن به کنجکاوی متقابل بین این دو کرکتر بود.
1 107
یه نکتهای هست که شاید تو نگاه اول دیده نشه.تو تموم اپیزود اول، لیویی از نظر فیزیکی قدرت بیشتری داره. اما از نظر ذهنی؟... میتونیم بگیم این کرکتر قدرت تفکر و درک فکری خیلی کمی داره. چوسان هم دستکم گرفته میشه. و معمولا تو داستانایی مثل این، کرکتری که همه اونو دستکم میگیرن، میتونه خطرناکترین فرد داستان از آب دربیاد. نه از لحاظ قدرت بلکه از لحاظ تستسترونی که میتونه تاثیر خودشو رو آدمای اطرافش بزاره.
1 107
چرا ماجرای فیلم انقد مهمه؟
تو نگاه اول، اینکه یه گنگستر یه دانشجو رو مجبور کنه فیلمنامه بنویسه، یکم عجیب به نظر میرسه. اما این اتفاق در واقع بهانهای بود تا چوسان وارد دنیای لیویی بشه. این پروژه فیلمسازی بخشی از فعالیتهای گروه خلافکاریه و باعث میشه دو کرکتر مجبور بشن زمان زیادی کنار هم بگذرونن.از اینجا به بعد دیگه راه بازگشتی برای چوسان وجود نداشت.
1 107
حالا میپردازیم به شیمیای که بین دو کرکترمون برقرار بود.
نکته جالب این اپیزود اینه که رابطشون بر پایه جذب عاشقانه احساسی شروع نشد، مثل نگاههای کلیشهای که معمولا تو دیدارهای اول هست. در واقع اولین احساس بین این دو نفر کنجکاوی بود. چوسان نمیتونست شخصیت و داستان گذشته لیویی رو بخونه و بفهمه واقعا همش داستان و ادعاهای خودشه؟ همونطوری هست که میگن؟. لیویی هم نمیتونست تشخیص بده چرا این دانشجوی ظاهرا معمولی انقدر آروم و متفاوت رفتار میکنه و ازش به اون اندازه که بقیه میترسن نمیترسه. همین موضوع باعث میشد کشش اصلی داستان شکل بگیره.در نگاه اول احساس کلیشهای شکل نگرفت. حتی تو این جدالها دشمنیای هم باهم نداشتن. بلکه دو نفر بودن که مدام سعی میکردن همدیگرو بفهمن.
1 107
شیا لیویی؟ کرکتری خطرناک و بی رحم به تصویر کشیده شده بود. حتی اولین ورود لیویی به سریال عمدا طوری طراحی شده بود که تو این مورد مخاطب رو تحت تأثیر قرار بده. اون خشن، غیرقابل پیشبینی و تا حدی ترسناک به نظر میرسید. حتی گفته شده بود که خیلی از مخاطبا تو ریکشنهای اولیه، اونو یه رئیس روانی و البته کاریزماتیک توصیف کردن. اما اگه دقیقتر بخوایم نگاه کنیم، رفتاراش فقط از خشونت نیست. لیویی در واقع مدام در حال آزمودن آدماست. به طور مثال میخواد بفهمه چوسان چجور آدمیه؟ یه دانشجوی ترسوئه؟ یا یه آدم فرصتطلب؟ یا کسی که میتونه براش مفید باشه؟ بخاطر همین مدام چوسان رو تحت فشار قرار میداد.- حالا مسئله اینجا چه چیزیو مطرح میکنه؟ لیویی از همون قسمت اول به چوسان علاقهمند شده بود یا فقط اونو یه ابزار میدید؟
1 107
تحلیل اپیزود 1 سریال Sammy's Children's Day
خب تو اپیزود اول بیشتر تمرکز روی معرفی میدون جنگ داره. داستان تو فضای خشن و آشفتهی شهر محصور کاولون میگذره. جایی که خلافکارها و فساد قانون اصلی زندگی هستن. ما تو همین مکان، روبه رو شدن هه چوسان و شیا لیویی رو داریم. هه چوسان؟ اون فقط پسری بود که میخواست درس بخونه و پله به پله پیشرفت کنه. اولین چیزی که درباره چوسان توجهمو جلب میکنه، آرامشیه که تو ظاهر داره. از اون دسته شخصیتهایی نیست که احساساتش رو آشکار نشون بده. ولی خب پشت همین ظاهر آرومش، یه ذهن بسیار تحلیلگر پنهون شده. وقتی تو یه حرکت غیرمنتظره توسط افراد لیویی کشیده میشه و وارد داستانی میشه که هیچ ربطی به زندگیش نداشته. اون همیشه سرش تو درس و کتاب بوده و حتی دلش هم نمیخواسته که وارد این جریانات بشه، حتی اون لحظه هم به جای اینکه کاملا وحشت کنه، فکر میکنه تا شرایط رو بسنجه و کار درست رو انجام بده.واقعا ما اگه جای چوسان بودیم، سعی میکردیم فرار کنیم؟ یا مثل خودش شرایطو میسنجیدیم؟ انگار چوسان از همون اول متوجه شده بود که تو دنیای لیویی زور به تنهایی جوابگو نیست؛ باید باهوشتر از بقیه قدم برمیداشت.
1 107
درباره آهنگ without u)
ژاژائو: و اما درباره احساسی که این آهنگ منتقل میکنه، اممم.. این فقط.. چطور توضیح بدم؟ نحوهای که این احساس رو بیان میکنه خیلی شبیه خود متن آهنگه: «وقتی همهچیز تمام میشود، باز هم نمیتوانم دست از فکر کردن بردارم.. نمیتوانم.. نمیتوانم از فکر کردن به تو دست بکشم.» ولی موضوع فقط این نیست که این اتفاق «بعد از بههوش اومدن» یا «بعد از رفع مستی» رخ بده. بیشتر شبیه اینه که.. همیشه. تمام وقت. من فقط نمیتونم از فکر کردن به تو دست بکشم.» مجری: اگه بخوایم سادهتر بگیم، یعنی نمیتونی بدون اون شخص زندگی کنی. معنیش همینه. ژاژائو : آییا.. لازم نبود انقد شیرین و عاشقانه بیانش کنی.. داری خجالتم میدی - و بلافاصله سعی میکنه شیشی رو بغل کنه.-
1 107
شیژائو درباره آلبومشون صحبت کردن)
ژاژائو: در واقع ما قبلاً هم در معرفی اولیهمون به این موضوع اشاره کرده بودیم این آلبوم (روز قطبی) جهانی رو به تصویر میکشه که نه غروبی وجود داره و نه شبی بنابراین تو دل این مفهوم، چیز زیبای دیگهای هم هست عصر (شی) و صبح (ژائو) دیگه جای همو نمیگیرن و از پشت هم نمیان و اونوقت این مثل.. خب.. چطور توضیح بدم شیشی: انگار از افق عبور میکنی و بعد احساس میکنی که همدیگرو در آغوش گرفتین. ژاژائو: درسته، چون این غروب.. نه، غروب نه.. شیشی: خورشیدِ در حال غروب. ژاژائو: شب. چون اینجا صحبت از شب و غروبه؛ از لحظاتی که نور هست و لحظاتی که نور نیست. به همین دلیل ما واقعاً بین دوتا اسم (خورشید نیمهشب) و (شفق قطبی) مردد بودیم. ولی در نهایت همین موضوع باعث شد این طیف رنگی سبز رو برای آلبوم انتخاب کنیم، چون این رنگ، رنگ خورشید نیمهشبه. شیشی : بله، دقیقاً همون رنگه؛ رنگ شفق قطبی. واقعاً.. ژاژائو : آره. شیشی : «اگه فرصت داشته باشیم، تورو میبرم تا شفق قطبی رو ببینی.» ژاژائو: آه! (با سر تایید میکنه) ژاژائو: آه! حتی صدای تأیید کردنم هم دیگه رمانتیک به نظر نمیرسه! آها!
1 107
خب این از اپیزود اول)
شاتارو از اینجا ببینین.
فردا هم وقت تحلیل و گفت و گو درباره اپیزود اوله، قلم و کاغذ برمیداریم میشینم پای تحلیلات سمیز بویز😃
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
