fa
Feedback
𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

رفتن به کانال در Telegram

شیژائو، پسران یینیوئه؛ ما تو دنیای زیرین زندگی میکنیم. 𝗆︎𝖾 - @Soxreqn 𝖻︎𝗈𝗍 - http://t.me/safeCht_bot?start=TcZR2v

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 118
مشترکین
-624 ساعت
-397 روز
-8430 روز
آرشیو پست ها
بعضی آدم‌ها خانه نیستند، اما وقتی به آغوششان می‌رسی می‌فهمی تمام راه را برای رسیدن به همان نقطه دویده‌ای.
بعضی آدم‌ها خانه نیستند، اما وقتی به آغوششان می‌رسی می‌فهمی تمام راه را برای رسیدن به همان نقطه دویده‌ای.

Look my dear – we can't survive without each other. What are my eyes telling you?
+1
Look my dear – we can't survive without each other.
What are my eyes telling you?

𝗍𝗁︎𝖺𝗍 𝗈𝗅︎𝖽 𝗵𝗼𝘂𝘀𝗲 𝗉𝗋𝗈𝖻︎𝖺𝖻︎𝗅︎𝗒 𝗋𝖾𝗆︎𝖾𝗆︎𝖻︎𝖾𝗋𝗌 𝘂𝘀 𝖻︎𝖾𝗍𝗍𝖾𝗋 𝗍𝗁︎𝖺𝗇︎ 𝗐𝖾 𝗋𝖾𝗆︎𝖾𝗆︎𝖻︎𝖾𝗋
+1
𝗍𝗁︎𝖺𝗍 𝗈𝗅︎𝖽 𝗵𝗼𝘂𝘀𝗲 𝗉𝗋𝗈𝖻︎𝖺𝖻︎𝗅︎𝗒 𝗋𝖾𝗆︎𝖾𝗆︎𝖻︎𝖾𝗋𝗌 𝘂𝘀 𝖻︎𝖾𝗍𝗍𝖾𝗋 𝗍𝗁︎𝖺𝗇︎ 𝗐𝖾 𝗋𝖾𝗆︎𝖾𝗆︎𝖻︎𝖾𝗋 𝗈𝗎𝗋𝗌𝖾𝗅︎𝗏︎𝖾𝗌.

- نگاهت را فقط برای خودم، میخواهم . Yes, I am your lord indeed. - L
+1
- نگاهت را فقط برای خودم، میخواهم . Yes, I am your lord indeed. - L

I want you, and one day you'll be mine. Just like that. You are undoubtedly the lord of my castle. C >
+1
I want you, and one day you'll be mine. Just like that. You are undoubtedly the lord of my castle. C >

بعضی آدم ها دستت را میگیرند بعضی ها بی پناهی درونت را.
+1
بعضی آدم ها دستت را میگیرند
بعضی ها بی پناهی درونت را.

. . . من آهنگ موردعلاقت را حفظ میکنم و توهم صدایم را فراموش نکن.

my home!- Be my home someday.
+1
my home!- Be my home someday.

my home!- Be my home someday.
+1
my home!- Be my home someday.

محتوا نداریم میریم تکستارو میزاریم😃

خب اینم از تحلیل اپیزود دوم امیدوارم مورد رضایت قرار گرفته باشه) فردا هم از این اپیزود تکست داریم.

یه جمع‌ بندی میکنیم؛
اپیزود دوم قلب احساسی داستانه. این اپیزود به ما نشون میده که پشت چهره ترسناک شیا لیویی، مردی قرار داره که از تنهایی، خیانت و از دست دادن عزیزانش زخم خوردس. در مقابل، هه چوسان کم‌کم از یه دانشجوی گرفتار به کسی تبدیل میشد که قراره مسیر زندگی لیویی رو تغییر بده. این اپیزود در واقع آغاز اصلی داستانه.

چیزی که شاید از چشم مخاطب پنهون بمونه : در ظاهر، لیویی از چوسان محافظت میکنه.
اما تو واقعیت؟ از همین قسمت به بعد چوسان هم شروع به محافظت از لیویی میکنه. نه با مشت. نه با تیغ خنجر. بلکه با عقلش.
این همون جاییه که دینامیک رابطشون جذاب میشه :
یکی سپره. یکی مغز متفکر. هیچ‌کدوم به تنهایی نمیتونن دووم بیارن.

میرسیم به نقطه عطف رابطه چوسان و لیویی؛
به نظر من مهم‌ترین صحنه اپیزود دوم، نه صحنه‌های اکشنه و نه خیانتا. بلکه لحظه‌ایه که لیویی تو آسیب‌پذیرترین وضعیت زندگیش قرار می‌گیره. بعد از خیانت و قرار گرفتن تو آستانه مرگ، اون به سمت چوسان برمی‌گرده.
این نکته خیلی مهمه.
چرا از بین تموم آدمای اطرافش، سراغ چوسان میره؟ شاید خودش هم دلیلش رو نمیدونست، اما ناخودآگاه چوسان رو به عنوان یه پناهگاه امن برای خودش میبینه.
و این دقیقاً همونجاس که رابطشون از اجبار فیلمنامه نویسی دور میشه.

چوسان تنها کسیه که فرار نمیکنه. بیشتر آدما تو شرایطی که اطراف لیویی خطر و خون و خیانت باشه، از فاصله می‌گرفتن.
اما چوسان برخلاف انتظار، شروع به نزدیک‌تر شدن به مرکز بحران میکنه. اینجا اولین نشونه‌های واقعی شخصیتش دیده میشه. اون قوی‌ترین فرد جمع نیست. خشن‌ترین هم نیست. ولی شاید باهوش‌ترین باشه. در حالی که بقیه با احساسات تصمیم می‌گیرن، چوسان نگاه میکنه، تحلیل میکنه و الگوهارو کنار هم میزاره.

مرگ خواهرش نکته مهمیه.
این اتفاق فقط یه تراژدی درون خانوادگی نیس.
خواهر لیویی نماینده تنها بخش عادی زندگی اون بود. تنها چیزی که لیویی رو به زندگی خارج از دنیای جنایت وصل می‌کرد. با از دست رفتنش، انگار آخرین طناب اتصال لیویی به زندگی معمولی هم پاره میشه. بخاطر همین خیلی از تصمیم‌های احساسی و خطرناکش در ادامه داستان از همین نقطه شروع میشن.

بزرگترین نقطه ضعف لیویی.
تا قبل از این اپیزود، لیویی تقریباً شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسید. اما اپیزود دوم نشون داد چیزی که میتونه اونو نابود کنه، دشمناش نیستن؛ بلکه آدمایی هستن که به اونا اعتماد کرده.
وقتی خواهرش شیائو من ازش جدا میشه و بعد اتفاق تراژیک سقوطش رخ میده، برای اولین بار ترس واقعی رو تو چهره لیویی می‌بینیم.
نکته جالب اینجاس که لیویی در برابر دشمناش خشمگین میشه، اما در برابر از دست دادن خانوادش درمونده میشه و نمیدونه چیکار کنه.

تحلیل اپیزود 2 سریال Sammy's Children's Day خب اپیزود اول درباره‌ی آشنایی بود، اپیزود دوم درباره‌ی اینه که چجوری نقاب های رو
تحلیل اپیزود 2 سریال Sammy's Children's Day خب اپیزود اول درباره‌ی آشنایی بود، اپیزود دوم درباره‌ی اینه که چجوری نقاب های رو ظاهر میشکنه.
تو این اپیزود برای اولین بار می‌بینیم که لیویی فقط یه گنگستر قدرتمند نیست؛ اون آدمیه که همه چیزشو ممکنه تو یه شب از دست بده. خیانت، مرگ و فروپاشی اعتماد، سه محور اصلی این اپیزودن.