fa
Feedback
𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

رفتن به کانال در Telegram

شیژائو، پسران یینیوئه؛ ما تو دنیای زیرین زندگی میکنیم. 𝗆︎𝖾 - @Soxreqn 𝖻︎𝗈𝗍 - http://t.me/safeCht_bot?start=TcZR2v

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 107
مشترکین
-824 ساعت
-487 روز
-10230 روز
آرشیو پست ها
پسر پسر قند عسل🙂😭)
+1
پسر پسر قند عسل🙂😭)

My fav power bottom🙏

لیو و چوسان با این آهنگ ؟ کشته شدم مرسی

Legendary lovers

همینجا اعلام میکنم که عاشق عکسای ست تو جهت مخالف هم هستم

خوشگل پسرا کمر به قتل بستن)))
خوشگل پسرا کمر به قتل بستن)))

شی‌شی دارم یه دستی برات تایپ میکنم شی‌شی😔

شی‌شی منظورت چیه شی‌شی؟ شی‌شی خونه خرابم کردی شی‌شی) شی‌شی بدبخت شدم شی‌شی)
+3
شی‌شی منظورت چیه شی‌شی؟ شی‌شی خونه خرابم کردی شی‌شی) شی‌شی بدبخت شدم شی‌شی)

ژاژائو برای شی‌شی صبر میکنه تا بیاد)

پشت صحنه‌های پربرکت)))

شوالیه‌ی سیاه دنیای سرد زمستان♟❄️ -

چپتر چهارم - زرهی که از درون پوست رشد میکند. ریخته گری نرم و گرم است. فولاد نیست، آهنی نیست. از پوست حساس و سفید برفی‌اش کم ک
+1
چپتر چهارم - زرهی که از درون پوست رشد میکند.
ریخته گری نرم و گرم است. فولاد نیست، آهنی نیست. از پوست حساس و سفید برفی‌اش کم کم رشد میکند.
تیز ترین شمیر دنیا.
مثل این است که قلمروی مطلق خودت را ترسیم کنی، مانند فشار دادن دکمه بی‌صدا. مثل یک زنجیر شکسته، تمام سروصدارا قطع کن. شمشیر غلاف کن. «نه، من متوقف نمیشوم.» مثل این است که کسی از ته دل بگوید «نه».

چپتر سوم - اگر به دیوار برخورد کردی از آن عبور کن. به اندازه کافی بلند که بتوان تمام سرزمین زمستانی شمالی را پیمود. گاهی اوقا
+1
چپتر سوم - اگر به دیوار برخورد کردی از آن عبور کن.
به اندازه کافی بلند که بتوان تمام سرزمین زمستانی شمالی را پیمود. گاهی اوقات احساس میکرد که راه خیلی درازی را پیموده است، اما او متوقف نشد. بعضی وقتا احساس میکند که انگار دور خودش میچرخد.
او تا رسیدن به آینده متوقف نخواهد شد.
اطمینان بخش، قدرتمند، روشن. هر قدم مثل ضربان قلب بود. هرجا که میروی صدای قدم هایی روی زمین یخ زده می‌آمد؛ شکوفه دادن گل های ریز.

چپتر دوم ‐ وقتی برف ببارد، تمام ردپاها پاک میشوند. هیچکس نمیداند او چطور به اینجا رسیده است. هیچکس اهمیت نمیداد که او سردش اس
+1
چپتر دوم ‐ وقتی برف ببارد، تمام ردپاها پاک میشوند.
هیچکس نمیداند او چطور به اینجا رسیده است. هیچکس اهمیت نمیداد که او سردش است یا نه. برای هیچکس مهم نیست که او کیست. او هنوز راه میرود، دلم هنوز گرمه اما جاده هنوز آنجاست.
هیچکس شکل اولیه‌ی آن دانه برف را به خاطر نمیاورد.
نمیدانم با چه کسی روبه رو خواهم شد، نمیدانم چقدر راه رفته‌ام. نمیداند چه چیزی در پیش است، آیا به تکه‌ای یخ تبدیل خواهد شد؟ دارم فکر میکنم این چه قلبیه که از برف ساخته شده.

چپتر اول - زمستان استخوان‌هایش را شکل داد و گرما اورا به مسیرش هدایت کرد. در شمال دور شاهزاده‌ای زندگی میکرد. قلبش همچون کوه
+1
چپتر اول - زمستان استخوان‌هایش را شکل داد و گرما اورا به مسیرش هدایت کرد.
در شمال دور شاهزاده‌ای زندگی میکرد. قلبش همچون کوه یخی، استوار بود. پوستش مثل برف تازه تمیز و شفاف بود. انگار میتوانستم دست دراز کنم و خورشید را لمس کنم. برای رشد تلاش کن، او مهربان و صمیمی است.
بیایید با هم به جلو گام برداریم.
شازده کوچولو بالاخره بزرگ میشه. یک قلب شفاف، یک شمشیر، یک اسب. برگشت و از قلعه خارج شد و وارد طوفان برف شد.

هی آقایون ..😃