fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞

𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
558
مشترکین
-29524 ساعت
-3017 روز
-59530 روز
آرشیو پست ها
به همون اندازه که تلاش کنی, می‌رسی‌.

Repost from N/a
این مینی پالت مسافرتی رو خودم تولید کردم ، گذاشتیم برای فروش اگر خواستید تهیه کنید پی وی بیام بدید @outNeo

هیچ‌وقت نفهمیدم این قضیه‌ی چنل پرایوت‌ رو که برای خودِ واقعی‌مون یه جای جدا بسازیم. اگر اینجا خودم نیستم پس این همه‌ مدت اینجا چه کسی بوده؟

چرا از خواستنِ چیزایی که دلت می‌خواد، این‌همه می‌ترسی؟

Memento, Christopher Nolan
+4
Memento, Christopher Nolan

علاقه رو همه دارن؛ من شیفته‌ی دوست داشتنِ دیوانه‌وارم. کلا از obsession خوشم میاد.

از ادمایی که کارشون درسته و میدونن که کارشون درسته خیلی خوشم میاد.

Repost from تآسیان
photo content

بهم گفت: عشق یعنی گرفتن و هرگز رها نکردن.

تا همین امروز فکر می‌کردم اینو این‌جا گذاشتم. واقعا چه شاهکاری رو سال‌ها ازتون دریغ کردم.

نمی‌خوام به هیچی فکر کنم، چون اگه بیفتم توش، دیگه هیچکی نمی‌تونه نجاتم بده.

فیلم ترسناک چیه. سکوت رفیقم از هر چیزی ترسناک‌تره.

عاشق این بخش از اتاقمم.
+1
عاشق این بخش از اتاقمم.

‏«و تمام آدم‌هایی که روزی برای از دست دادنشان عمیقا اندوهگین بودی، چه خوب که رفتند.»

همه شبیه هم هستید، نمی‌شود برایتان مرد.

من از وقتی که بچه بودم کتاب‌ها رو دوست داشتم، ولی هرچی بزرگ‌تر شدم، بیشتر به ارزش و اهمیتشون توی زندگیم پی بردم. زمان قطعی نت، کتاب‌ها بودن که نجاتم دادن. فروردین ماه بود که رفتم سراغ یکی از سه‌جلدی‌هایی که ده سال بود توی کتابخونه‌ام خاک میخورد و هیچ‌وقت نخونده بودمش. اول با این دید شروعش کردم که وقتی تمومش کنم، سه جلد از کتاب‌هام رو خوندم. با اینکه داستانش واقعا برای من ده سال پیش بود و شخصیت‌ها ۱۴ ساله بودن، ولی قصه رو دوست داشتم. ترکیبی از دزدهای دریایی، جادو و موجودات عجیب غریب. از اونجایی که نویسنده‌اش هم آلمانی بود و نماینده ادبیات فانتزی آلمان، برای من نشونه‌ی خوبی بود. دیروز سفر شش ماهه من تموم شد و دلم برای تک تک شخصیت‌ها تنگ میشه، ناراحتم که تموم شده و باورم نمیشه دیگه نمیتونم ادامه قصه رو بخونم، پس توی ذهنم تصور میکنم که در آینده چه اتفاقاتی برای شخصیت‌ها میفته. خداحافظی با مجموعه کتاب دقیقا مثل خداحافظی با سریال موردعلاقته، با این تفاوت که توی سریال تو شخصیت‌ها رو میبینی، انتخاب بازیگر، توانایی بازیگر‌ها، طراحی صحنه و لباس، قدرت کارگردان، جلوه‌های ویژه و همین‌طور موسیقی، دست به دست هم میدن که تو تجربه ملموس‌تری داشته باشی ولی موقع کتاب خوندن، فقط خودتی و خیال خودت و فکر میکنم همین اون دلبستگی رو عمیق‌تر میکنه. من مجموعه نمیخوندم چون میترسیدم هیچ وقت نتونم تمومش کنم و یه بارِ اضافه‌ای بشه روی دوشم، حتی جلد هفتم هری‌پاتر رو هیچ‌وقت نخوندم چون نمیخواستم با این دنیا خداحافظی کنم و این اولین بار بود که یه مجموعه رو تموم میکردم و حس عجیبیه. فکر میکنم هنر واقعا جادو داره و این جادوئه که آدمیزاد رو نجات میده. چه یه آهنگ باشه چه یه نقاشی و چه یه داستان...

به او مشتاق بودم، قبل از این که بمیرم. به او مشتاق بودم، مثل مادر یک مفقودالاثر به یک خبر ساده و یک کیسه استخوان. به او مشتاق بودم، مثل پدری کارگر به حقوق عقب‌افتاده تا برای بچه‌اش کفش بخرد. به او، به او که آمدن و رفتنش فاصله‌ای به کوتاهی خوشبختی من داشت.

موجودِ عجیبی‌ام‌. با یه دست خودمو می‌کوبم، با دست دیگه خودمو از زمین بلند می‌کنم.

Repost from EL vIsiOn
« داداشتو پیدا کن با اون خونواده لجن درگیر شو از بچه‌های یتیم‌خونه محافظت کن با بدبختی دو قرون پول دربیار تمام بار زندگی رو ب
« داداشتو پیدا کن با اون خونواده لجن درگیر شو از بچه‌های یتیم‌خونه محافظت کن با بدبختی دو قرون پول دربیار تمام بار زندگی رو به دوش بکش» # « نفس بکش»

اشکات رو پاک کن خوشگله. ببین چقدر کار نکرده داری.