֗ ִ ּ 𝔇ᧉꭑ𑄝𝗇 𝚳𝗈𝗍ꤕᥣ ֶָ֢
رفتن به کانال در Telegram
Welcome to the 𝗗ᥱ𝗆𖹭ᥒ ꧑𖹭te𝙻 ⃝ 🪷˖ ˑ ˖ ˑYeah I know. I'm kinda weird and crazy. 🎡ˑ ᥱᥒ𝘁p𓂃 a psychotic psycholog Answer: @case_filess Archive: @Nanis_box Bot: @nanioweabot http://t.me/safeCht_bot?start=Osl6m5
نمایش بیشترإيران150 342دسته بندی مشخص نشده است
564
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+117 روز
+12630 روز
آرشیو پست ها
Dear Atena in Supernatural:
MBTI: ENFP
the warm soul who somehow ended up in a story full of darkness.هویت: شکارچی با روحیهای آزاد و غیرقابلپیشبینی؛ آتنا بیشتر با هوش، همدلی و شناخت جلو میره تا زور و خشونت.اون همیشه با قوانین خشک شکارچی های قدیمی به مشکل میخوره. به حرف کسی گوش نمیکنه و معمولا تنهایی شکارهای آسون رو هندل میکنه چون معتقده بقیه بی دست و پان و بهتره حواسشونو جمع چیزای مهمتر بکنن، چون اونا نمیتونن همزمان از پس کلی کیس بربیان!
Best Friend: Sam Winchesterسم و آتنا مکمل همدیگهان و به خوبی متوجه حرف های همدیگه میشن. سم کسیه که میتونه با ذهن شلوغ و پر از سوال آتنا همراه بشه و ساعتها باهاش دربارهی آدمها و شکار بحث کنه.
relationship: Castielرابطهای که از یه دوستی عجیب شروع میشه و کمکم عاشقانه میشه. اونا هوای همو دارن، پشت همو خالی نمیکنن. کستیل هر بار که آتنا رو توی خطر میبینه خودشو جلو میندازه و تلاش میکنه تا نجاتش بده. کستیل مدت زمان زیادی رو صرف این میکنه تا بفهمه این چیزی که راجب اتنا حسش میکنه، دقیقا چیه؟
Group: Sam + Dean + Castiel + Charlie + Athenaحس میکنم توی این گروه همراه با چارلی تبدیل به قلب گروه میشی. کسی که وقتی شرایط سخته همرو کنار هم نگه میداره، وقتی مشکلی هست همه میرن سراغش. توی شرایط سخت اوضاع رو کنترل میکنه و کسیه که همه بهش تکیه میکنن.
Jody Mills— Mother/daughter codedجودی از جرعت و شجاعت آتنا خیلی خوشش میاد و خود قدیمیش رو درون اونمیبینه. رابطشون با اموزش دادن شکار به آتنا شروع میشه و یه پیوند محکم شکل میگیره. تنها کسیه که آتنا واقعا به حرفش گوش میکنه.
چطور داستان رو عوض میکردی؟احتمالا با انتخابهای کوچیک خط داستان رو تغییر میدادی، نه با یه حرکت یهویی مثل جلوگیری از یه آخرالزمان. تغیراتی که ایجاد میکنی شامل جلوگیری از فداکاری های پی در پی آقایون وینچستر هم میشه. یکی دیگه از تغیراتی که ایجاد میکنی، زنده نگه داشتن چارلیه. و وقتی جک وارد میشه، رابطش با دین رو خیلی بهتر از چیزی که بود، میسازی.
و سرنوشتت؟بعد از تمام جنگها، بالاخره از زندگی شکارچیها فاصله میگیری و یه جای دور برای خودت خونه میسازی؛ جایی گرم، پر از کتاب، موسیقی در کنار آدمهایی که دوستشون داری. ولی کاملا از دنیای شکار جدا نمیشی. تو فقط منتظر صدای اون تلفتن مخصوصی، و خوب میدونی چه کسیپشت خطه. صدای آشنای سم، زمزمه یه پرونده جدید. تعلل نمیکنی، سوار موتور جدیدت میشی و میری که یه بار دیگه جون بقیرو نجات بدی.
Repost from ℰ𝑑𝑤𝑎𝑟𝑑'𝑠 ℋ𝑜𝑚𝑒 (پاکسازی)
🤩در راستای تلاش برای 444 تایی شدن اینجا، این پیامو فروارد کنین عدد بذارین تا متقابلا فور کنم.🎊
نمیدونم چرا لحنم شبیه ai شد—😟
