گذر ثمین از آتش
رفتن به کانال در Telegram
اسمم ثمینه و کنکور تجربی دارم. دیگه چی باید بگم؟
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 038
مشترکین
+1024 ساعت
+247 روز
+7830 روز
آرشیو پست ها
1 145
کانسیلر و بادی اسپلشامم همینطوریه
مامانمم کانسیلر نمیزنه قبلیارو بدم به اون. میخوام به قید قرعه یکی گردن بگیره
1 145
۵ تا عطر با بوها و مودهای مختلف دارم و هرکدوم از لباسام بوی یکیشو میده نمیدونم چیکار کنم😂 بعد من کلا آدمیام که میگم دوست دارم بوی خودمو داشته باشم و همیشه یه بوی مشخص بدم ولی عطر میبینم باز قرارم با خودم یادم میره🙏🏻
1 145
شما وقتی یچیز جدید میگیرید ولی قبلیه هنوز تموم نشده چطور تصمیم میگیرید که کدوم رو استفاده کنید و مثلا قبلیو چیکار میکنید؟
1 145
کاش این نتایج رو قطرهچکونی اعلام نکنن و هی کارنامه اولیه و ثانویه و فلان بهمان نباشه. همه درصد و تراز و رتبه رو یکجا بدن تکلیفمون با خودمون مشخص شه. سر هر کارنامه باید یک دور واسه همه توضیح بدی که هنوز چیزی مشخص نیست و این ملاک نیست و هزار دردسر. اه.
1 145
تو اون مودیام که چرا اصلا یکی باید فضای پابلیک داشته باشه و از زندگیش چیزی رو شِیر کنه؟ به زندگی پرایوت روی بیار و یه گوشه بیسروصدا زندگیتو بکن.
1 145
والیبال انقدر واسم مهمه که بخاطرش نوبت ترمیم ناخن که با هزار زحمت گرفته بودم رو کنسل کردم تا اول برم از مربی بپرسم میتونم ناخن داشته باشم یا نه (میگه نه ولی هنوز امیدوارم)
1 145
والیبال ثبتنام کردم و میتونم بگم هیچ خوشحالیای بالاتر این نیست، مگر اینکه قبول شم.
1 145
انزلی جنس پوشاکشون خوب نبود، عمهم نتونست واسه بچههاش بخره. قرار گذاشتیم فردا باهم بریم سیتی سنتر همون اصفهان سوغاتی بخره بده بهشون :)))
1 145
مهارتهای رندوم سفر:
ما جورابها و یکسری پوشاک دیگه رو هر چندماه یکبار تعویض میکنیم. میتونید از یکم قبلتر مرتبشون کنید و اونارو با خودتون بیارید سفر. اینجوری هربار که میرید بیرون/حمام قبلیارو میندازید دور و بعدیارو میپوشید. اینجوری نیاز نیست وقتتون رو توی سفر صرف لباس شستن کنید یا با خودتون برگردونید شهرتون و بارتون سبکتر میشه. این لایفهک خیلییی کار منو آسون کرده همیشه.
(لباسای بیرونی منظورم نیست)
1 145
مهارتهای رندوم زندگی:
گوشت خیلی خیلی تازه وِله. اگر میخواید باهاش کوبیده درست کنید بهتره یه مدت تو یخچال بمونه که خودشو بگیره (جدای موادی که بهش میزنید).
1 145
با دریا، خورشید، ابرها، ماسهها، صدفها، سگها، گنجشکها، مرغهای ماهیخوار، کلاغها، خدا، کائنات و هر موجودی که ما رو نگاه میکنه حرف زدم و گفتم که حواسش به شما و دلهاتون باشه و بهمون نور بده. صبح خیلی خیلی زود واستون آرزوهای خوب کردم چون اونموقع آدمای کمتری بیدارن و صدام بیشتر میرسید.
1 145
+2
این بچههای خوشگل هم بیدار شده بودن طلوع ببینن.
ببین چه قشنگ نشسته ازش عکس بگیرم^^
1 145
بیا باهم معامله کنیم. تو اینجا حواست به من باشه، من بقیهی عمر حواسم به آفریدههاته.
1 145
خدایا اگر کمکم کنی و من رو لایق پزشک شدن بدونی قول میدم از اینایی نباشم که فقط اسمشو میخوان و بعد از رسیدن فراموش میکنن که چقدر مقدسه. قول میدم باشرافت و وجدان کار کنم، درسام رو درست بخونم و سرسری ردش نکنم، مهارتم رو بالا میبرم تا بتونم بیشترین کمک رو به بندههات بکنم و تا جایی که بهم اجازه بدی زندگیشون رو بهتر میکنم.
1 145
هرجایی که میرم، هر شهری که عوض میکنم، هر فعالیتی که انجام میدم، تو هر خیابونی که قدم میزنم، تو هر ثانیه یادم میفته هنوز قبول نشدم. اونجاست که دیگه زندگی کردن غیرممکن میشه.
