گذر ثمین از آتش
رفتن به کانال در Telegram
اسمم ثمینه و کنکور تجربی دادم. واسم دعا میکنی؟
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 110
مشترکین
-524 ساعت
-207 روز
+16630 روز
آرشیو پست ها
1 109
گفت حالا یکماه یکبار میاید اصفهان و اینا؟ گفتم فکر نکنم بین ترم سرم شلوغه من کلا پامو اصفهان نمیذارم اصلا گفت خب اشکال نداره من میام شمال
گفتم دستت دردنکنه شرمندم میکنی
1 109
بعد هی میپرسید گفتم من منظورممم اینه که نیستمممم تو این شهرر
آندرستند؟؟؟؟ نیستممم دارم میرم
دانشگاه باز شه من میرم شمال ولم کن
1 109
گفت به به چی میخونید
عقدههامو خالی کردم گفتم پزشکی🙏🏻🙏🏻🙏🏻
گفت سال چندمی؟ گفتم تازه پارسال قبول شدم یکساله (ارواح روح القدوس)
1 109
بچه.ها من خیلی مودبم و حواسم هست قلب آدما نشکنه حتی اینم گفتم افتخار ندارم باهاتون آشنا شم😭😭😭😭
1 109
بعد دیدم لهجهم ضایعست میفهمه
گفتم یعنی دانشگاهم یک شهر دیگهست منظورم اینه که افتخار آشنایی بیشتر رو باهاتون ندارم. دانشگاها باز شه باید برم
1 109
تا اینکه اومدم بپیچونم گفتم نمیخوام مزاحمت بشم یا وقتتو بگیرم من قصدم خیره :))))))))
1 109
بعد من ساده رو ببین
گفتم ثمین مثبت فکر کن شاید میخواد دورهای چیزی بهت بفروشه یا بگه چطور انرزیتو تنظیم کنی
1 109
باید بهش میگفتم من انرژیم تو بیراهه داره حروم میشه
آهنربام کصخل جذب کنه فقط ناقص العقلی ها به سمتم کشیده میشن دریغ از یه آدم درست حسابی
1 109
آهان بعد گفت آره شما انقدر انرژی قلبتون یالاست من ناخودآگاه مثل آهنربا یهو جذبتون شدم کشیده شدم سمتتون
