fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

👄rüya🕊

👄rüya🕊

رفتن به کانال در Telegram

ناشناس

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
281
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
نسخه‌زیبای‌فندوم‌ازسکانس‌اکشن‌حذف‌شده🥹“

Repost from N/a
از صفحه رسمی😍❤️
+8
از صفحه رسمی😍❤️

Repost from Family 🌿
ادمین هشتگ اسدیل زده😭😭😭❤️
ادمین هشتگ اسدیل زده😭😭😭❤️

Repost from Family 🌿
😍
😍

خیلی خره😂😂❤️❤️

من وقتی غذا میبینم:🤣
#aytek / #burak / @editeella

Repost from N/a
Elimi hiç bırakma

سلام😂❤️
سلام😂❤️

جدید از اولاش جون❤️
جدید از اولاش جون❤️

😭😭😭😭😭😭😭

sticker.webp0.13 KB

Repost from N/a
👋شب بخیر
+1
👋شب بخیر

یه چیزی کامنت کنید دلم گرفت بابا

بفرمایید پارت💔

#part18 <<اغوش تو>> عادیل پریشون از جا بلند شد و محکم دست هاش رو دور تن اسمه حلقه کرد...پشت سرش بود و نفسای لرزونش به صورت اسمه میخورد و صدای ملتمسش دل اسمه رو نرم میکرد: __هیچ زنی رو جز تو نمیخوام، همه ی اون حرمسرای دروغین میتونه بره به درک، فقط تو باش...تو پیشم بمون...کنارم نزن...از روم رد نشو...قلبمو بهم پس نده...همین واسم کافیه. من برای هیچکسی نبودم و نیستم...روحم...قلبم...تنم...همه از ازل مال تو بوده. اسمه خفیف لرزید، احساساتش درهم و برهم بودنند و مردمک چشم هاش از فرط خواستن میلرزید...خواستن این مرد...خواستن اغوشش...خواستن نوازش هاش...خواستن شنیدن صداش...اون عادیل رو میخواست. با تمام وجودش... چشم هاش رو محکم بست و نفس عمیقی کشید، میدونست که این عشق تاوان داره...داشتن این مرد تاوان داره...اون خودش رو از دست میداد اگر عادیل رو بدست می اورد یه معامله ی دردناک. قلبش دیگه نتونست در برابر التماس های عادیل و محبت نگاهش و گرمای اغوشش سرسخت بمونه...لبخند زد و قطره اشکی روی گونش فرود اومد... به سمت عادیل برگشت و در برابر چشم های شیفته و خیس از اشکش بوسه ای نرم روی خال ریز کنار چانه اش زد... __منم دوستت دارم...کنارم باش...برای من بمون و مال من باش...توی این لحظه منم قلبمو دراوردم و به تو دادم...پس هیچوقت نشکنش... چشم هایش از خوشحال برق زیبایی زدنند، لب هایش به لبخند باز شدن و با تمام وجود...با قدرت...با تمام عشقش مرا بغل کرد...و امن ترین جای جهان از ان به بعد جایی میان دستان او شده بود. سرم را روی شانه اش گذاشتم و لبخند غمگیمی زدم...قطره اشکی ارام سر خورد و پایین افتاد. «آن شب، برای اولین بار فهمیدم عشق می‌تواند زیبا باشد… و همزمان، آرام‌آرام آدم را از خودش بگیرد.» #A

با این اینکه دارم میمیرم ولی کی میدی😂😂😂

کی؟؟

چقدر مودیم