سپیدار
رفتن به کانال در Telegram
بیهوده سرک میکشی سپیدارِ بلند بسا پرندهها که باز نمیآیند. #سیروس_نوذری
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
227
مشترکین
+624 ساعت
+147 روز
+1430 روز
آرشیو پست ها
226
🍃
نمیتوانستم
دیگر نمیتوانستم
صدای پایم از انکار راه بر میخاست
و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود
و آن بهار و آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت، با دلم میگفت:
نگاه کن
تو هیچگاه پیش نرفتی
تو فرو رفتی.
#فروغ_فرخزاد@Sepidar_Me
226
🪴
تو میدانی از مرگ نمیترسم،
فقط، حيف است
هزار سال بخوابم و خواب تو را نبينم
عباس معروفی@Sepidar_Me
226
🪷🍃
با هر دیدار
هر کس چیزی در کس دیگر
جا میگذارد
(مانند بادزار)
و جهان متلاطم میشود.
#منوچهر_آتشی بازگشت به درون سنگ@Sepidar_Me
226
🪴
به نظر من زیباترین روحها آنهایی هستند که پس از تمام چیزهایی که از سر گذراندهاند، همچنان مهربان میمانند.
آنها دلایل زیادی برای سرد شدن دارند با این حال هنوز مهربانی را انتخاب میکنند، هنوز عشق را انتخاب میکنند و هنوز معتقدند که مردم میتوانند خوب باشند.
داستایفسکی@Sepidar_Me
226
🪷🍃
من نمی خواستم یک زن ساده باشم ،مثل تمام زنان دوازده ظهر دلخوش به آشپزخانه ای که چشم از من بر ندارد.دلم می خواهد پروانه ای باشم روی گونه ی کودکم که سهم من از چهل سالگی است ،و چه اتفاق شیرینی است راه رفتن بچه ای که بعضی چیز هایش شبیه توست .
در خیابان دل آشوبه هایم رنگ می بازد و همانطور که سایه ی افتاده از من زیر پای رهگذران پخش میشود به همسایه ام می گویم سلام...صبح بخیر حال من خوب است ،
فکر می کنم که الان دقیقا برای چه کسی دلم تنک شده؟
و یادم می آید چشمان سیاهی را که جلوی هفده سالگی ام را گرفتند ،ومن هنوز نمی دانم که چطور از عرض خیابان رد شوم تا اورا نشناسم.
جوانی بهاری بود که از سر فواره ای جهید. جوانی مثل سکر ساقه های ریواس که دل تپه را می لرزانٓد .
من نمی گویم شاعرم من حتی قافیه را بلد نیستم .ولی صبح ها وقتی پنجره ی اتاقم را باز می کنم ، می گذارم صدای سه تار و صدای بنان هوایی بخورند .دور خودم می چرخم روی دوپا می ایستم تا عطر گل گاو زبان در من سقوط کند .
خدایا خدایا زنان نباید خاموش بمانند زنان باید شاعر باشند و تابش لبخندشان شانه های زمین را خم کند زنان چند دوز بوسه اند برای روز مبادا ....
خدایا خدایا زنان شعرترینِ منزوی اند.
#نسرین_احمدی@Sepidar_Me
226
🪴
خدا کند به چشم بیایی...
لطف کنی و به چشم بیایی،
مهربان باشی و خوبی کنی و به چشم بیایی،
تلاش کنی و بکاری و درو کنی و به چشم بیایی...
که رنج عظیمیست آدمیزاد خارج از نقش و جایگاه و رسالت انسانیاش همهکار کند، اما به چشم نیاید!
نرگس صرافیان طوفان@Sepidar_Me
226
🦋
قسم
به شعر
تنهایی
آیینه
که در، همیشه روی یک پاشنه نمیچرخد
باید عبور کنیم
از این دره ی پیر و بی تحرک
از لاله های واژگون سیاه
از زایش کوتاه ترین یلدای قرن
یا بیدار شدن پیاپی از کابوسی در کابوسی کش دار تر...
بگذریم
بیااز چیزهای ساده حرف بزنیم
مثلا همین جوانه به بار نشسته در استخوان ترقوه ات
یا هم آغوشی نازدار شمعدانی و باد
از حیرت گل های بابونه بگوییم در پایکوبی نورهای سبز و آبی و صورتی
از تلاطم دوازده ثانیه ی پروانه پوش و ادغام رقیق دو تن
به من نگاه کن
به من
که میخواهم تمام درد هایم را در فاصله دو ضربان خالکوبی کنم
چرا که
هر رنج
هر شعر
هر اندوه
شروع خاطره یست بخار گرفته
بیا از همین چیزهای ساده حرف بزنیم
من
تو
و دستهایی که هر شب روی موهای من شاعر میشوند..
#سپیدار"حنیف عرب"@Sepidar_Me
226
🌱
کاش
همزادِ این طلوع،
دستخطی از تو
از شکافِ روز
به دستم برسد
با بوسههایی مهرشده
و چند گلبرگِ گل سرخ،
و واژههایی
که بویِ دوست داشتن بدهند
کسی نامت را
بیهوا
در گوشِ باد صدا بزند
و من
بیآنکه بدانم چرا
لبخند بزنم
#زینب_جهانشیر@Sepidar_Me
226
🪷🍃
آسیبِ روانی همیشه به خاطر اتفاقاتی نیست که برای ما افتادن؛ گاهی به خاطر اتفاقاتیه که باید میافتاد و هرگز نیفتاد.
محبتی که نگرفتیم. حمایتی که نداشتیم؛ و آغوشی که نبود..@Sepidar_Me
226
🍻
خدا كند انگورها برسند.
جهان مست شود، تلوتلو بخورند.
محبوب من،
محبوب دور افتادهی من،
با من بزن پیالهای دیگر، به سلامتی باغهای معلق انگور.
الیاس علوی@Sepidar_Me
