Red Eclipse
رفتن به کانال در Telegram
I can't save myself, so don't try
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
442
مشترکین
+124 ساعت
+37 روز
-1 14030 روز
آرشیو پست ها
443
مژههای بلندش کنار موهاش، یه زیبایی خاص و بیدردسر به چهرهاش میداد؛ انگار هر تار مژه، نگاهش رو عمیقتر میکرد و هر پیچِ موهاش، بخشی از شیطنت و جذابیتش بود.
443
دختری با موهای بلند و روان، که هر تار مو مثل سایهای نرم روی شانههایش مینشست. اما چیزی که بیشتر از همه نگاهها را میگرفت، چشمهای زیبایش بود؛ عمیق و آرام، با نگاهی که انگار هزار حرف ناگفته در خودش پنهان کرده بود. وقتی لبخند میزد، چشمهایش هم میخندیدند و برای چند لحظه، دنیا سادهتر و قشنگتر به نظر میرسید.
443
443
الان واقعا ؛به درجه ای رسیدم که حتی اگه همه آدمای مهم زندگیمم، بخوان برن
رها میکنم و دست به دامن نمیشم...
