☾𐙚 𝒘𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ⋆˚
رفتن به کانال در Telegram
✧ ☾𐙚 𝒎𝒖𝒔𝒊𝒄, 𝒘𝒐𝒓𝒅𝒔, 𝒎𝒐𝒐𝒅𝒔 & 𝒂 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒊𝒆𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ⋆˚
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
631
مشترکین
+224 ساعت
-17 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
شاملو تو کتاب مثل خون در رگهای من برای آیدا نوشته :
بدبختی فقط هنگامی به سراغ من میآید که ببینم آیدای من لبخندش را فراموش کرده است ، اگه این قشنگ ترین نوع توجه نیست پس چیه :)🫠✨
بعضی آدما وسط تعریف کردن یه خاطره میگن «ولش کن، مهم نیست» و بحث رو عوض میکنن. شاید واقعاً مهم نباشه، شاید هم دقیقاً زیادی مهمه و ادامه دادنش سخت شده. هر سکوتی خالی از حرف نیست؛ بعضی سکوتا انقدر حرف پشتشونه که آدم ترجیح میده اصلاً درشونو باز نکنه✨🌱
كسى چه ميداند من چقدر تلاش كردم روحم زيبا بماند؛ وقتى جهان پر از رنج بود...
هر كسى تو كتاب زندگیش، يه فصلى داره كه وقتى بهش فكر ميكنه تا اعماق وجودش تير ميكشه.
از علاقه هاى بى سرانجام، از محبت به آدماى تو خالى، از اعتماد به آدماى رفتنى...!
از آدمایی که نیاز نیست پیششون نقش بازی کنی خوشم میاد. اونایی که میتونی پیششون بچه باشی، ذوق کنی، احساساتت رو بدون سانسور کردن بیان کنی، ناراحتیت رو ابراز کنی، مشکلت رو بیان کنی، راجعبه همهچیز باهاشون حرف بزنی بدون اینکه ترس اینو داشته باشی چیزی بینتون عوض بشه، بتونی باهاشون دیوونهبازی در بیاری، ریسک کنی، هیجان تجربه کنی، از آدمایی که میتونی کنارشون واقعا زندگی کنی خوشم میاد.
حس ششم قوی + خوششانسی؛
انگار بدون اینکه بدونی قراره چی بشه،
از قبل میدونی آخرش همهچی همونی میشه که تو میخوای😌💗
خیلی خوشحالم مرحله پذیرش درونم
قوی شده، مثلا واسه یه موضوعی غصه
میخورم ولی آخرش اشکام رو پاک میکنم،
لبخند میزنم و قبول میکنم.
