𝖣𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾𝖾 ـ
رفتن به کانال در Telegram
- تفرس در چشمانت روح مرا به تزلزل کشاند. William: https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-iIGMWKSLTz All content on this channel originates from William. Any copying without citing the source constitutes plagiarism.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
443
مشترکین
+2324 ساعت
+237 روز
+37130 روز
آرشیو پست ها
530
Repost from †𝖵𝖾𝗇𝗎𝗌 𝖤𝖼𝗅𝗂𝗉𝗌𝖾†
🧸🤎او از آن زنانی بود که زیباییشان را نمیشد در یک نگاه به خاطر سپرد؛ باید چند بار به چهرهاش مینگریستی تا دریابی کدام بخش از آن، اینچنین بیرحمانه دل میرباید. در چشمانش آرامشی مرموز بود، گویی شب، تمام ستارگانش را به آن دو سپرده باشد؛ و لبخندش چنان ظریف و نجیب بود که حتی سکوت را نیز زیباتر میکرد. موهایش بر شانههایش میریخت، همچون پردهای از ابریشم سیاه، و در حضورش زمان برای لحظهای از حرکت بازمیایستاد. زیبایی او از جنس آن زیباییهایی نبود که با گذر فصلها رنگ ببازد؛ شبیه تابلویی قدیمی بود که هرچه بیشتر به آن مینگریستی، راز تازهای از آن آشکار میشد. او زیبا نبود؛ او معنای زیبایی را به خاطر میآورد.
530
Repost from N/a
ㅤ ㅤ𝗉𝖺𝖼︎𝗄︎ 𝖼︎𝖼︎ - #𝗍𝖺𝖾𝗁︎𝗒𝗎𝗇︎𝗀︎
𝖾𝗑︎𝖼︎𝖾𝗉𝗍 𝖾𝗋𝗂𝗅︎𝖺 💋 𝖿︎𝗂𝗇︎𝖽 𝗆︎𝖾 ;
ㅤ ㅤㅤ `` 𝟢𝟢𝟣
530
Repost from N/a
او از دلِ تمامِ آنچه قرار بود بشـکـنـدش،
قویتر از همیشه بیرون آمد؛
از میانِ زخمها گذشـتـ، با تنهایی خـو گـرفـت و از تمامِ رفتنها، چیزی جز اسـتـواری نیاموخت… حالا دیگر نه از رفتن میترسد، نه از تـنـهـایـی… او آموخته است که گاهی باید تمامِ جـهـان را رهـا کرد و خود، پـنـاهِ خـویـشـتـن شـد…
