خانوم شیرین
رفتن به کانال در Telegram
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
392
مشترکین
-324 ساعت
-87 روز
-3930 روز
آرشیو پست ها
392
اگر میشد صدا را دید
چه گل هایی
چه گل هایی
که از باغ صدای تو
به هر آواز میشد چید
اگر میشد صدا را دید
محمدرضا شفیعی کدکنی
392
بايد امشب بروم.
بايد امشب چمداني را
كه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد، بردارم
و به سمتي بروم
كه درختان حماسي پيداست،
رو به آن وسعت بيواژه كه همواره مرا میخواند...
سهراب سپهری
392
همونطور که سقوط بهتر از آویزون موندن از شاخه های سسته،
رفتن بهتر از موندنیه که سرشار از نادیده گرفته شدنه.
392
واقعاً در ستایش آرامش و سکوت نیمهشبها فقط میتونم بگم؛
تنها زمانی که احساس زنده بودن میکنم، آخرِ شبهاست.
دقیقا وقتی که تمام شهر خاموش میشه و همه میخوابن،
زندگیِ من تازه شروع میشه.
392
من با کسانی خندیدم که
وحشتناک ترین چیز ها را درمورد من
گفته اند و فکر میکنند من نمیدانم
اوریانا فالاچی
392
نه ناخوشم نه ناامید، اما هیچ چیز در مکان و زمان خودش نیست. احساس میکنم نیاز مبرمی به سفر به مکانی ناشناخته دارم یا به سکوت و ماندن در سایههای تاریک.
عبدالرحمن منيف
392
به تکتک حروف اسمت قسم، وقتی نیستی، تمام کلماتی که به زبان میآورم، بوی غم و دلتنگی میدهند.
