fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

خانوم شیرین

خانوم شیرین

رفتن به کانال در Telegram

گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
398
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-4130 روز
آرشیو پست ها
صبح است و گل در آینه بیدار می شود خورشید در نگاه تو، تکرار می شود حسین منزوی
+1
صبح است و گل در آینه بیدار می شود خورشید در نگاه تو، تکرار می شود
حسین منزوی

photo content
+1

لبان بی لبخند تو، آیدا! لبان بی لبخند تو پیروزی بدبختی است بر وجود من. بگذار من به بدبختی پیروز بشوم. لبخندت را فراموش مکن آیدا، لبخندت را فراموش مکن…
بخشی از نامه نهم شاملو برای آیدا

اینقدر این نامه ها قشنگن بچها که دلم میخواد همشونو براتون بیارم

آیدای خوب من! روزگار درازی بود که شعر را گم کرده بودم. این روزها احساس می کنم که شعر، دوباره در من جوانه می زند. به بهار می مانی که چون می آید، درخت خشکیده شکوفه می کند. ...معنی “با تو بودن” برای من “به سلطنت رسیدن” است. چه قدر در کنار تو مغرورم!
نامه دوازدهم شاملو برای آیدا

تو حرف میزنی و من حس میکنم خون توی رگ‌هام، با میل بیشتری جریان پیدا می‌کنه.
+1
تو حرف میزنی و من حس میکنم خون توی رگ‌هام، با میل بیشتری جریان پیدا می‌کنه.

لکنت فقط از کار ماندن زبان نیست چشم ها هم گاهی روی یک چهره گیر میکنند...
+1
لکنت فقط از کار ماندن زبان نیست چشم ها هم گاهی روی یک چهره گیر میکنند...

خورشید بهونه‌ست دنیای من فقط با چشمات روشن میشه...
+1
خورشید بهونه‌ست دنیای من فقط با چشمات روشن میشه...

photo content
+1

باور کن، هر بار که می‌آیی و با من حرف می‌زنی، هر کلمه از حرف‌هایت به پروانه‌ای زیبا تبدیل می‌شود و بر زخم‌هایم بوسه می‌زند. پس بیشتر با من حرف بزن، عزیزدلم! که این روزها جهانم تشنه‌ی شنیدن به‌هم‌خوردنِ بال‌های پروانه‌های توست.
شیرین

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر با تو از این گونه خطاها نکنم بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من توبه کردم که دگر تو
+1
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر با تو از این گونه خطاها نکنم بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من توبه کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم :)

مادر جان! فکر می‌کنم امید بستن به قاصدک‌ها، ساده‌لوحانه‌ترین کاری بود که از کودکی انجام می‌دادم. انگار آرزوهایم بارِ سنگینی بر دوشِ قاصدک‌ها بودند؛ آن‌قدر سنگین که یکی‌یکی سقوط کردند و زیر پای روزگار لگدمال شدند. می‌خواهم از امروز، خودم رؤیاهایم را به دوش بکشم و تا آن‌سویِ رسیدن بدوم؛ یقین دارم من از قاصدک‌ها سریع‌تر می‌دوم.
کوچیک‌ شما شیرین😁🤍

photo content
+1

photo content
+1

و من، با رویش بی‌اختیار عشقت در روح نیمه‌جانم، دوباره آغاز کردم زندگیِ نزیسته‌ام را... عزیزتر از جانم، می‌خواهم بدانی حتی اگر مرگ مرا با خود به نیستی ببرد، از اعماق تاریک قبرم، لابه‌لای استخوان‌هایم، شاخه‌وبرگ می‌شوم؛ ریشه در خاک می‌دوانم و دست‌های خشکیده‌ام تن یخ‌زده‌ام را به سوی تو می‌کشانند. بر سرت می‌بارم، همچون شکوفه‌های گیلاس؛ تمامِ جهان را با تکه‌های لطیفِ قلبم می‌پوشانم؛ تکه‌هایی که هر کدام ذره‌ای از لبخندِ تو را در خود دارند؛ همان لبخندی که سال‌هاست در جای‌جای تنم تنیده‌ شده است. پس هر سال، در هیئت بهار به دیدارت می‌آیم؛ اگر روزی دلت گرفت، اگر شانه‌ای نبود که گریه‌هایت را بر آن بباری، گوشَت را به گلبرگ‌ها بسپار؛ صدای قلب من هنوز میان آن‌ها جاری‌ست. آرام گوش کن... شاید در رقص معطر شکوفه‌ها هنوز عطر عشق ابدی مرا به یاد آوری. به خاطر بیاور؛ کسی اینجاست که حتی مرگش سرآغاز دوباره‌ی دوست داشتن توست.
شیرین

از حال من آموزد زلف تو پریشانی...
+1
از حال من آموزد زلف تو پریشانی...

راز من شو، نگهت میدارم هادی پاکزاد
+1
راز من شو، نگهت میدارم
هادی پاکزاد

photo content
+1

ای که نزدیک‌تر از جانی و پنهان ز نگه هجر تو خوشترم آید ز وصال دگران
اقبال لاهوری

Repost from توییتی
از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی با چون منی به غیر محبت روا نبود ۲۷ شهریور، بزرگداشت شهریار و روز شعر و ادب فارسی @TweetyChannel | 1991