𝘜𝘯𝘸𝘳𝘪𝘵𝘵𝘦𝘯 𝘊𝘩𝘢𝘱𝘵𝘦𝘳💚:)
رفتن به کانال در Telegram
- هدف:مینویسمتااوبخواند...
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
522
مشترکین
-224 ساعت
-97 روز
-8730 روز
آرشیو پست ها
بنظرم جملههای «مواظب خودت باش»،«رسیدی زنگ بزن»،«حواسم بهم هست»،«صبحت بخیر قشنگم»،«زنگ زدم صداتو بشنوم»،«دلم برات تنگ شده بود»،«شب بخیر خوشگلم»، «چون تو دوست داشتی»، «یاد تو افتادم»،«بخاطر تو اینکارو کردم»، «خیلی خوشگل شدی» ؛ از هزار بار گفتن دوسِت دارم، قشنگتره🎀.
با جمله اینکه اون پسره غرور داره خودتون رو گول نزنید
پسرای که یه دختری رو دوست دارن برای بدست آوردن اون دختر همه کار میکنن، بعد از دست دادن دختر مورد علاقشون تلاش میکنن برش گردونن، بهش توجه میکنن، غمگین میشن و حتی گریه هم میکنن اینکارا فقط برای دخترا نیست برای پسراهم هست پسرایی که به یه دختر علاقه دارن
اگه هیچکدوم اینارو ندیدین، ندیدین که بعد از رفتنتون کاری نکرد حتی ناراحت هم نشد بدونین اصلا دوستون نداشت و خودتون رو گول نزنید که تقصیره منه اون وقتی باهام بود بهم میگفت دوستت دارم کلمه دوستت دارم کافی نیست اون فقط یه کلمس دوست داشتن رو باید تو رفتار آدما ببینید نه کلمه ها.
اعتمادنکردنازکسایییادگرفتمکهیه
روزیبیشتریناعتمادوبهشونداشتم💔
04:04...
میان ما دقیقا چه بود؟
یک عشق واقعی یا یک دروغ؟
نمیدانم
اما میدانم هرچه که بود، یکی از ما در این میان واقعی نبود؛
یا من، یا تو و یا عشقی که میان ما بود.
چون نمیشود عاشق بود و این همه از هم دور ماند.
نمیشود بی نهایت یکدیگر را دوست داشت
و ماهها، حتی یکبار همدیگر را ندید.
نمیشود کسی، اینقدر در قلبت جا داشته باشد
و در زندگیات هیچ جایی نداشته باشد.
نه
اگر همهچیز واقعی بود، اگر آن دوست داشتن واقعا همان چیزی بود که من فکر میکردم،
ما باید کنار هم میبودیم، ما باید برای هم میبودیم.
پس هنوز نمیدانم کدام قسمت داستانمان دروغ بود
فقط میدانم پایانش بیش از حد واقعی بود.
