Hope|ٱمــیـد
رفتن به کانال در Telegram
852
مشترکین
+924 ساعت
+887 روز
+21630 روز
آرشیو پست ها
866
حالم از جامعه ای که توش نفس میکشم بهم میخوره.
جامعه ای که خیانت افتخاره، تعهد و وفاداری نوب بودن، جایی که مست و چت بودن ابهت میاره، جایی که قلب شکستن و کور کردن ذوق و شوق براشون تفریحه،جایی که عشق و وفاداری و دوست داشتن دیگه معنی نداره، و خیلی عجیبه که آدما بابت ظاهرشون نگرانن ولی بابت شخصیتشون نه!.
اما آدم سالم و ورزشکار و وفادار عقب مونده محسوب میشه.
حالم بهم میخوره از جامعه ای که ارزش زن به زیبای صورتشه و ارزش مرد به پول تو جیبش؛از فخر فروشی تو کافه های لاکچری با آیفون های قسطی، از این که بی حیایی رو کردن روشن فکری، و حیا و رو کردن عقب موندگی،
من جزوی از این جامعه نکبت بار نیومدم
نیستم و نخواهم بود.
و در آخر حس میکنم که این دنیا برای من نبود بلکه برای یک دسته آدمهای بی حیا، پرو، گدامنش،نامرد و چشم و دل گرسنه بود.
866
همچون
سیگار،
میان
انگشتانت
باقی ماندهام؛
نه دودم
میکنی
و نه
خاموش.
آیا
فراموش
کردهای
که
در حال
سوختنم؟
866
به مرگم راضیم اما فقط یک آرزو دارم
سرم را لحظه ی آخر به زانوی تو بگذارم
بپرسی از من آن لحظه که آیا صحبتی دارم
بجای اشهدوان بگویم(دوستت دارم)
