رباعیات ایرج زبردست
رفتن به کانال در Telegram
در این کانال می توانید تمام رباعیات ایرج زبردست را / بخوانید
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
364
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
+2330 روز
آرشیو پست ها
یا سمت ، عبورِ مرگ ، از ثانیه هاست
یا سمت ، درونِ مرگ ، بی سمت ، رهاست
: من خیره به هر چه سمت
من خیره به ...
مرگ :
آن سویِ من و سمت ، کسی هست که ماست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
من ، هوشِ الفبای جهان ، من داناست
در من خِرَدِ هزار و یک مولاناست
من با همه ...
من بی همه ...
من شکل همه ...
من آن لغتم که هر لغت را معناست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
به : دکتر سعید حمیدیان
از چشمِ عبور ، لحظه ای پنهان نیست
جز زخمِ عدم به شانه انسان نیست
یک می دهد و هزار پس می گیرد
در کارِ جهان ، شادیِ بی تاوان نیست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
فهمید دهانِ من ، دهانی دگر است
در مرگ ، ضمیرِ هفتمی شعله ور است
فهمید که قفلِ بی کلیدی در ماست
فهمید همیشه یک نفر پشتِ در است
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
دیدم که درونِ من دری وا مانده ست
یک ثانیه تا سقوطِ دنیا مانده ست
دیدم که عبور می کنم از هر سو
دیدم که زمان پشت سرم جا مانده ست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
هر روح ، تهی ز جسم شد یکباره
هر واژه ، بدون اسم شد یکباره
هر حرف ، درونِ حرفِ دیگر چرخید
چرخید و خدا طلسم شد یکباره
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
باد و شب و ردپایِ سرما و تگرگ
پیراهنِ زردِ لحظه ها بر تنِ مرگ
هر شاخه در آغوشِ عدم خوابش برد
می رفت به دوش باد ، باغی همه برگ
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
بر پوستِ تاریک و سیاهت ای راه
امضایِ طلسم بود و اورادِ سیاه
افسوس و صد افسوس نفهمید کسی
آغازِ تو چاه بود و پایانِ تو چاه
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
در حجمِ سیاهِ باورم می گردم
همراهِ منِ دربدرم می گردم
سرگشتگی ام چه بر سرم آورده ست
سر بر تن و دنبالِ سرم می گردم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
شک ، شکلِ دهانِ ناتمامی در من
شک ، زخمِ سیاهِ انتقامی در من
یک سایه درونِ من - سراپا در خون
برپاست همیشه قتل عامی در من
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
شک ، پنجره ای به رویِ دنیا وا کرد
شک ، آن لغتِ غریب را پیدا کرد
شک ، خیره به زندگی حقیقت را هم
بینِ همه دروغ ها پیدا کرد
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
تاریخ سرایش
تیرماه ١٣٨٨
شک بال زد و... بال زد و... خسته نشد
پرواز شد و به خاک وابسته نشد
آن گاه درست ... رو به آن سیبِِ نخست ...
شک مثل دریچه باز شد بسته نشد
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
من فلسفه خاکم و هستم تا نیست
یعنی که رسیده ام به هستی با نیست
در من تبِ تکرار ازل پیچیده ست
جایی برسم که هیچ هم آنجا نیست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
تا زمزمه یادِ تو در بی یادی ست
در من قفسی رنگِ پَرِ آزادی ست
دیوار فرو ریخته می داند و خاک
جایی که خراب است پُر از آبادی ست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
یکباره پرنده از تنم پَر زد ... رفت...
یکباره پُر از دهان شدم : باید رفت ...؟
یکباره جهان به ساعتش کرد نگاه
یکباره نیامد آمد و... آمد رفت
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
هر لحظه هزار لحظه می زاید و... بَعد...؟
لحظه همه را همیشه می پاید و... بَعد...؟
لحظه که پرید ... ناگهان از همه سو...
آن کرکسِ پُر حوصله می ٱید و.... بَعد.... ؟
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
آن ( لحظه ) نیامد و زمان در را بست
یک عمر کسی پشتِ در بسته نشست
من زندگیِ ریخته در باورِ مرگ
یک زنده که بی تو مومیایی شده اَست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
مثلِ تن سنگ ، سخت باشم شاید
یک جغدِ سیاه بخت باشم شاید
حالا که دهانِ عقلم و انسانم
صد سالِ دگر درخت باشم شاید
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
در کوزه صدا بود - شنیدم تشنه
از خوابِ تَرَک خورده پریدم تشنه
در کوزه کسی بود که می زد فریاد :
من تشنه تر از آب ندیدم تشنه
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
هر سمت ، صدایِ دور ، هر سمت شهود ...
هر سمت ، دری به رویِ هر سمت ، گشود :
هر سمت ، درونِ سمت و هر سمت برون
هر سمت ، کجا بود و کجا سمت نبود ...
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
