fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

رباعیات ایرج زبردست

رباعیات ایرج زبردست

رفتن به کانال در Telegram

در این کانال می توانید تمام رباعیات ایرج زبردست را / بخوانید

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
363
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
+2530 روز
آرشیو پست ها
سرما و تبِ تگرگ ، در ساعت من یک باغ ، صدای برگ ، در ساعت من جا ماندم و جا ماند نماندن جا ماند پیراهن سرخِ مرگ در ساعت من 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

حالا از با تو می نویسم حالا هر قدر که خواستی بمان حالا با این سایه و ... این اتاق و... حالا .... حالا باید به تو فکر کرد از حالا تا .... 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

به کتابفروشی نیم رخ شیراز  در اینستاگرام بپیوندید https://www.instagram.com/p/DdMpzEQtiH8/?stkn=MW95amZwY3VyOGIxbQ==

به : عمران صلاحی با صورت اتفاق از ثانیه رد خواهی شد انتظار پَر خواهد زد می دانم با اقاقیا با نرگس باز از همه سو به خانه خواهی آمد 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠 ( ٢۴١ )

کی چشم من از تو کی جهان از باران کی ماه در ایستگاه هر شب عریان سر می زند از پنجره کی می آیی ای طرحِ لبان وقت اي این ای آن 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

می خواهم با پرنده این جا .... آن جا ... با کوه .... درخت ... چشمه .... با دریا .... با پروانه .... هوا .... نور ... وَ.... وَ... دوست شوم می خواهم با بهار باشم تنها 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

با ساعتِ من که نیستی فکر مرا تا عقربه هایِ تلخ تا حادثه ها تا عصر هزار جمعه تا... خواهد برد ای ثانیه با تو من کجا؟ فکر کجا ؟ 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

دیروز کنارِ من کنار شب و روز با خاطره و قصه دوری که هنوز سرشار و عجیب دوستش دارم در من در تو کسی نیست به غیر از دیروز ... 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

بعد از تو نَه رود فکر دریاست نَه باغ در فکر شکفتن است بعد از تو کلاغ می آید و شب می چکد از منقارش بعد از درون خانه ای نیست چراغ 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

از هر طرفی باد ، وَ... از هر طرفی شب ، لکنتِ فریاد ، وَ ... از هر طرفی سنگینی بی ثانیه ای با سرسام روی تنم افتاد ، وَ ... ... از هر طرفی ... !! 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

سرشارتر از از حس وَ صمیمانه تر از یک خاطره آمد وَ مرا بُرد سر از جایی همه نور و دور در آوردم با او گذر از من ... گذر از تن ... گذر از ... 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

فریاد کشید برگ : ای داد ای داد ای داد دوباره باد می آید باد این بار تنِ وقت نلرزید این بار افتاد ، نیفتاد نیفتاد ، افتاد 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

شب ، پنجه کشید باز بر چهره ماه مرگ ست میانِ شهر ، افتاده به راه خورشید به دار و آسمان ضجه زنان خون می چکد از اذان در این شهرِ سیاه 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠 َ( ٢٣٢ )

شهر از وزشِ حادثه در ترس نهان در ثانیه ها فاجعه وا کرده دهان بر گردن ماه دار انداخته شب ... مرگ ست میان کوچه ها طبل زنان 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

از فاجعه شب به صد زبان می گوید دارست که از شانه شب می روید مرگ ست وزان ... ستاره از ترس نهان ... شب ، چهره ماه را به خون می شوید 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

برخاست شب و ... روز به فریاد نشست ... شب ، سنگ شد و.... چهره خورشید شکست بر چنگکِ شب لاشه خونین غروب می زد رگ روز را شبِ تیغ به دست 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

جان کندنِ شهر روحِ انسان در جیب سلاخیِ روز سایه ها جان در جیب آویخته از چنگکِ شب لاشه ماه شبگردیِ مرگ صبح ، پنهان در جیب 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

شب ، خیره به خویش ، ماه را گم می کرد هم منظره ، هم نگاه ، را گم می کرد آنقدر گرفته راه را تاریکی آنقدر که راه ، راه را گم می کرد 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

خورشید ، سیاه بود و هر سایه سپید یک مرد که سر نداشت در شهر دوید دنبال سرش به خانه ها سر می زد یک شهر به خواب رفته از خواب پرید 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠

گویی که هزار سال در پُشت درند هم با خبر همند و هم بی خبرند خورشید ، سیاه ... آسمان زخمی و سرخ ... این قوم همه گورکن یکدگرند 💠 رباعیات ایرج زبردست 💠