کُتبا | Kotba
رفتن به کانال در Telegram
کُتبا _ شبکه اجتماعی کتاب خوان ها بخوان ، معرفی کن ، دوست کتاب خوان پیدا کن و تجربه کتاب خوانی ات رو به اشتراک بگذار ❤ ●جایی برای وصل شدن کتابخوانها به هم ( از طریق لینک ناشناس یا مستقیم )
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
865
مشترکین
-824 ساعت
-4727 روز
+3430 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝐀𝗅𝗂𝗏𝖾𝗂𝗇𝐒𝗂𝗅𝖾𝗇𝖼𝖾
نفس کشیدن بیتو شبیه جان دادنِ آرام زیرِ آوارِ سکوت است؛ انگار غمی عظیم، مثل سنگ قبری سرد، روی سینهام افتاده و پنجههای نامرئیِ شب، گلوی مرا میان انگشتان یخزدهشان فشار میدهند. بیتو جهان بوی فراموشی گرفته؛ خیابانها سردترند، ساعتها کندتر میگذرند و ثانیهها مثل قطرههای خون از رگِ زمان چکه میکنند. در نبودنت، پوچی مثل مهی خاکستری درونِ ذهنم خزیده و تمام پنجرههای روشنِ روحم را بلعیده است. حس گمشدن دارم؛ شبیه مسافری که در ایستگاهی متروک، میان مه و باران، سالها منتظر قطاری مانده که هرگز نمیرسد. دیگر نمیتوانم منطقی باشم؛ عقل، گوشهای تاریک از ذهنم زانو زده و احساس، مثل دریایی طوفانی، تمام وجودم را غرق کرده است. انگار تکهای از من، همان بخش زنده و آرامِ روحم، سالها پیش در هزارتوی افکار ترسناک جا مانده؛ روحی زنجیرشده به ستونی پوسیده در اعماقِ شب، که نه توانِ فرار دارد و نه راهی برای بازگشت. زندگی وقتی او درونم نفس میکشید، قابل تحمل بود؛ اما حالا هر صبح، مرثیهای برای نبودنش است و هر شب، مجلس عزای آدمیست که هنوز نفس میکشد اما مدتهاست مرده است. من نه عشق میخواهم، نه محبت، نه آغوشی برای تسکین؛ من خودم را میخواهم، همان آدمی که سالها پیش میان سایههای هولناکِ ذهنش گم شد، در سیاهچالِ افکارش زندانی شدو دیگر هیچوقت راهِ بازگشت به این جسمِ خسته را پیدا نکرد.
این کتاب به دردم خورد چونکه
باعث شد بیشتر به انتخابهایی فکر کنم که توی زندگی دارم و بفهمم خیلی وقتها چیزی که حسرتش رو میخوریم لزوماً چیزی نیست که اگر اتفاق میافتاد خوشحالترمون میکرد
چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم این بود که کتاب نشون میده ما معمولاً فقط نتیجهی انتخابهامون رو میبینیم نه مسیرهایی که میتونستیم تجربه کنیم داستان باعث شد به جای اینکه مدام با اگه اون موقع.. زندگی کنم بیشتر به زندگیای که الان دارم توجه کنم
فضای داستان ساده و در عین حال تأملبرانگیزه و بعضی قسمتها واقعاً آدم رو وادار میکنه مکث کنه و از خودش بپرسه
اگه میتونستم دوباره انتخاب کنم واقعاً چی رو تغییر میدادم؟🙂
به نظرم این کتاب برای کسی خوبه که زیاد درگیر گذشته و تصمیمهای اشتباه یا زندگیهاییه که میتونست داشته باشه
کتاب: کتابخانه نیمهشب
نویسنده: مت هیگ
موضوع: #فلسفی #روانشناسی #زندگی
#کُتبا
امتیاز: ۹ از ۱۰
~p
Repost from محتوم ☕️ '
هدفم چیه ؟!
اینکه ثابت کنم یه خانم
هم میتونه زیبا باشه
هم مستقل
هم تحصیل کرده
هم موفق 🤍
Repost from Medversity
ما هم پشت کنکور موندیم...
همون روزهایی که ساعتها پای کتاب مینشستیم، داشتیم یاد میگرفتیم برای چیزی که دوستش داریم ادامه بدیم
سخت بود ولی ارزشش رو داشت🤍
MedversiityRepost from N/a
گاهی سختترین نبرد، نبردیست که در سکوت با خودت میکنی.
مردی در تبعید ابدی ؛ نادر ابراهیمی
Repost from پـــژواڪـــبوسـہ
" نگاهت میکنم خاموش، و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد!
چه خواهشها در این خاموشی لبهاست، نشنیدی؟
تو هم چیزی بگو؛
چشم و دلت گوش و زبان دارد...!
"❤️🩹🕯
هوشنگ ابتهاج
Repost from Âme Littéraire
نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
مولانا
📕 کتاب پیشنهادی کُتبا 📕
-- انسان در جستوجوی معنا --
ویکتور فرانکل
اگه تا حالا برات پیش اومده که بگی:
«اصلاً چرا دارم این کارها رو انجام میدم؟»
این کتاب میتونه نگاهت به معنا، رنج و انتخابهای زندگی رو عوض کنه.💡
فرانکل از تجربههای خودش در اردوگاههای کار اجباری شروع میکنه و توضیح میده چطور حتی وقتی خیلی چیزها از آدم گرفته میشه، هنوز میتونه نگرش خودش نسبت به زندگی رو انتخاب کنه.
🧠 این کتاب قرار نیست بهت بگه
«مثبت فکر کن»
سؤال سختتری میپرسه:
وقتی زندگی سخت میشه چه چیزی هنوز میتونه به ادامه دادن معنا بده؟
مناسب برای: آدمهایی که دنبال کتابی فراتر از انگیزشیهای معمولن.😍
