214
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-1327 روز
-38530 روز
آرشیو پست ها
214
نشد دیگه باید میرفتم، موندن من چیزی رو درست نمیکرد، بعضی وقتها همین میشه همه وجودت میخواد بمونه، دلت گیر کرده، حتی اگه بمونی حالت بهتره، ولی باید جمع کنی بری طوری بری که انگار هیچوقت نبودی و هیچ راه برگشتی نداشته باشی، من هم باید میرفتم انگار هیچوقت نبودم.
214
عمرم کوتاه نبود تو کاتش کردی
منو ول کردی رفتی با عشق بعدی
من برا نرفتن التماست میکردم
ولی تو رفتی به اون غریبه خواهش کردی
214
من به تکتک رفتارها فکر میکنم؛
به جزئیترین نگاهها،
به لحنها، به حرفها فکر میکنم.
به احساساتِ پشتِ کلمات فکر میکنم.
من حواسم به همهچیز هست، و دقیقاً غمانگیزترین قسمتِ زندگیم همینجاست.
214
هر چقدر بیشتر دوسش داشته باشی بیشتر ازش ناراحت میشی، بیشتر حسودی میکنی، بیشتر روش حساس میشی، همش دلتنگشی، بهونه گیر تر میشی، همش بهش فکر میکنی و دلیل تمام اینا دوست داشتن زیاده.
