𝐏𝐢𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐆𝐫𝐚𝐜𝐞
رفتن به کانال در Telegram
مکانی برای آسیب روحی رایگان با طعم پای ✨ دفتر ثبت بحران های وجودی و جنایات احساسی و دریافت پایِ رایگان : @TheEmptyInboxbot ᴵ'ᵐ ᵍʳᵃᶜᵉ @Tabestonebarfi ᵃⁿᵈ ˢʰᵉ ⁱˢ ᵖⁱᵉ @Yunelately
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
233
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
دوستان یه نکتهای..
وقتی شما میگید بیا عضو چنلم شو و بعد که شدم بلافاصله لف میدید من خر نیستم و متوجه میشم. خواستم اینو یادآوری کنم
+3
S1 E1
#WinchesterDamage #Sammy #Dean #Jessica #EmotionalSupportPie
𝑪𝒂𝒓𝒓𝒚 𝑶𝒏 𝑺𝒎𝒊𝒍𝒊𝒏𝒈
چیزی که من بیشتر از همه دوست داشتم این بود که شعر اصلا دربارهی ماه نیست. دربارهی حضور داشتنه. اینکه گاهی یه نفر باعث میشه چیزایی رو ببینی که تمام عمر جلوی چشمت بودن.
نه چون اونا عوض شدن. بلکه چون شیوهی نگاه کردنِ تو عوض شده و به نظرم آخرین جمله، بعد از تمام اون سکوت، یجور یادآوریه : تماشای جهان قشنگه، اما یادت نره آدمی که کنارت ایستاده هم بخشی از همون جهانه.
تحلیل شعر میشاتوی این شعر، میشا بیشتر از اینکه دربارهی عشق بنویسه، دربارهی توجه نوشته. توی بخش اول شعر گفته : " پنج بچه رو بین خانهی خواهرت و برادرت تقسیم کرده بودیم.. " این مصرع اصلا عاشقانه نیست. بچهها.. خانواده.. سفر.. اقامتگاه کوچیک.. انگار میشا میخواد بگه زندگی واقعی پر از شلوغی و مسئولیت است. این دو نفر بالاخره بعد از همهی اون شلوغیها، برای یه شب تنها موندن. این مقدمه مهمه چون سکوتی که بعدش میاد، ارزش پیدا میکنه. بخش بعدی شعر گفته " منو ببوس " شاید کوتاهترین مصرع شعر باشه اما در واقع مرکزشه است. طرف مقابل فقط یه چیز میخواد: " من رو ببوس. " اما چون شاعر ذهنش جای دیگهایه انجامش نمیده و این اتفاقیه که برای خیلی از آدما میوفته. جسمشون کنار کسیه که دوستش دارن ولی ذهنشون جای دیگهای سرگردانه. بخش سوم راجب ماه حرف میزنه و بنظرم این بخش زیباترین قسمت شعره. طرف مقابل به جای اینکه ناراحت بشه یا دوباره اصرار کنه سکوت میکنه و بعد هر دو به ماه نگاه میکنن و حس میکنن ماه انگار خیلی سریع حرکت میکنه. ولی واقعیت این نیست. ماه تقریبا همون جاست و این زمینه که زیر پاشون میچرخه. این استعارهی ظریفه که ما معمولا فکر میکنیم دنیا ثابته تا وقتی که یه اتفاق ساده باعث بشه حرکتشو ببینیم. بخش بعدی میشا میگه : " من تا حالا حرکت ماه رو ندیده بودم. " این جمله کنایه از اینه که گاهی آدم سالها زیر یک آسمان زندگی میکنه اما هیچوقت واقعا بهش نگاه نکرده. همچیز همیشه جلوی چشمش بوده، ولی هیچوقت ندیده. و حالا میرسیم به مهم ترین جملهی شعر "I said nothing, but I thought a response..." " چیزی نگفتم. اما در ذهنم جواب دادم. " این جمله خیلی میشاست چون توی مصاحبه هاش زیاد دیدیم که دربارهی این حرف میزنه که همیشه بخشی از ذهنش دارد مستقل از گفتوگوی بیرونی کار میکنه و میگه مکالمههاش معمولا دو نفره نیست. سه نفرهست: خودش، طرف مقابل و صدای داخل سرش. برای همینم میگه که نیمی از گفتوگو با توئه و نیمی با صدای درونم. بخش بعدی میشا با خودش فکر میکنه " منم هیچوقت ندیده بودم ماه پشت یه درخت ناپدید بشه " این فقط دربارهی ماه نیست. بلکه میشا داره میگه چطور ممکنه چیزی که هزار بار دیدم، امشب برای اولین بار انقدر تازه و جدید به نظر برسه؟ و در پایان.. بعد از اون سکوت و فکرها و فلسفهها، طرف مقابل فقط میگه : "How about that kiss?" " حالا.. اون بوسه چی؟ " در واقع شعر نمیذاره در فلسفه غرق بشی و یادت میندازه که زندگی فقط کشفهای بزرگ نیست و گاهی بعد از اینکه با هم ماه رو تماشا کردید هنوز باید همدیگرو ببوسید.
#HunterTheory #Misha
𝑪𝒂𝒓𝒓𝒚 𝑶𝒏 𝑺𝒎𝒊𝒍𝒊𝒏𝒈
بوسهخورده از ماه
آخرهای جولای بود.
برای دیدن خانوادهات به جزیرهای در واشنگتن آمده بودیم.
پنج بچه را بین گاراژ خواهرت و خانهی برادرت تقسیم کرده بودیم، و خودمان، تنها، در یک خانهی کوچک اجارهای مانده بودیم؛
آنقدر نزدیک باند فرودگاه «فرایدی هاربر» که میشد با پرتاب یک میوهی کاج به آن رسید.
دیشب، در سکوت تخت، سرت روی سینهام بود.
گفتی: منو ببوس
اما من غرق تماشای پنجره بودم، گم در فکر.
تو چیزی نگفتی. فقط صبر کردی.
بعد، ماه را پیدا کردی، آن سوی شیشه.
ماه با شتاب از آسمان میگذشت؛
لحظهای بالای باند فرودگاه بود،
لحظهای پشت شاخههای یک درخت گم شد،
و لحظهای بعد دوباره، درخشان، پدیدار شد.
همهچیز چه زود اتفاق میافتاد.
با شگفتی گفتی:
نمیدونستم اینقدر سریع داریم میچرخیم.
هیچوقت حرکت ماه را ندیده بودم.
من چیزی نگفتم.
اما در ذهنم، مثل همیشه، جوابی شکل گرفت.
از آن جوابهایی که نیمی را با تو میگویم و نیم دیگر را برای صدایی نگه میدارم که همیشه در سرم زندگی میکند.
فکر کردم:
«من هم..
در تمام این سالها،
هیچوقت ندیده بودم
ماه پشت یک درخت
ناپدید شود.»
لبخند زدی.
نور ماه روی صورتت افتاده بود.
و گفتی:
حالا.. اون بوسه چطور؟
#AngelReports #Misha
𝑪𝒂𝒓𝒓𝒚 𝑶𝒏 𝑺𝒎𝒊𝒍𝒊𝒏𝒈
صبحتونو با آهنگ مورد علاقهی اسپیان فنا و اپیزود مورد علاقهی اسپیان فنا شروع کنید 🫶🏻
#PieBreak #Dean #Sammy #SamEmotionalDamage #TraumaMemes
𝑪𝒂𝒓𝒓𝒚 𝑶𝒏 𝑺𝒎𝒊𝒍𝒊𝒏𝒈
بین حرص خوردنام ذذی و بیبی دانشگاهی ببینید 🙏🏻
#GraceAndPie #Cas #Dean
𝑪𝒂𝒓𝒓𝒚 𝑶𝒏 𝑺𝒎𝒊𝒍𝒊𝒏𝒈
من عاشق نوشابهام شما چطور؟
#GraceAndPie #Cas #Dean #Sammy #breakpie
𝑪𝒂𝒓𝒓𝒚 𝑶𝒏 𝑺𝒎𝒊𝒍𝒊𝒏𝒈
