ᴀʀɪᴀᴀᴄᴇ👦🏾
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
📈 تحلیل کانال تلگرام ᴀʀɪᴀᴀᴄᴇ👦🏾
کانال ᴀʀɪᴀᴀᴄᴇ👦🏾 (@ariyamh8) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 26 970 مشترک است و جایگاه 1 644 را در دسته شوخی و سرگرمی و رتبه 13 039 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 26 970 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 05 نوامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -3 580 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -142 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
توضیحی برای کانال ارائه نشده است.
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 06 نوامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته شوخی و سرگرمی تبدیل کردهاند.
26 970
مشترکین
-14224 ساعت
-7317 روز
-3 58030 روز
آرشیو پست ها
26 970
ماشین پر بود منم رانندگی میکردم ۱۶ سالم بود بعد از یه کوچه میرفتیم بابام گفت بپیچ سمت چپ منم فرمونو چرخوندم گاز دادم برنگردوندم پامم از رو گاز برنداشتم مستقیم یه ۱۸۰ زدیم رفتیم تو دیوار من از ترسم پیدا شدم ماشین قفل کرد بقیه موندن داخل(دخترم)
26 970
سیزده سال پیش بابام اومد سبقت بگیره ولی کامیون از روبه رو اومد نتونست برگرده سرجاش ماشین رفت تو دره. از شیشه جلو پرت شدم پایینِ دره و ماشین ۱۵ تا ملق زد اومدد صااف افتاد رو من و اگزوزش کل کمرو پاهامو سوزوند و من هنوز زندم🤨🙌🏻
26 970
بدون اجازه ماشین بابارو برداشتم ۱۶۰رو پر کردم از مانع پریدم ماشین شیش دور دور خودش چرخید دوتا ملق زدم رفتم خورد به سایپا یهو چشامو باز کردم دیدم کلی ادم ریخته(دخترم)😂
26 970
هنوز گواهینامه نداشتم ۱۵ سالم بود
به بابام گفتم ماشین رو بدین من یکم تمرین کنم و خودشونم کنارم نشستن که مثلا مراقب باشن ، من مسیر صاف رو رفتم بابام گفتن میتپنی بپیچی تو کوچه گفتم ایشالا
فرمون رو چرخوندم یادم رفت بیارمش رو حالت اول همونو مستقیم رفتم تو جدول و چرخ ترکید ……..
