نیمه شبِ بدون تو؛
رفتن به کانال در Telegram
"در این نیمهشبِ بیتو، خاطراتت تنها همدم من است.¹⁴⁰⁵/⁰⁵/¹¹" https://t.me/Fa_00_16 چنلمون؛ https://telegram.me/BllChatBBot?start=sc-523116-sikFgMA ناشناسمون؛
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
312
مشترکین
+224 ساعت
-17 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
هرچی بیشتر دل میسوزونم و غدهی محبتم بزرگ میشه دنیا بیشتر پشت دستمو داغ میکنه و چیزایی رو نشونم میده که یه روز برم و دیگه برنگردم..
گاهی فکر میکنم ما آدمها بیشتر از اینکه زندگی کنیم، داریم با تکههای باقیموندهی خودمون کنار میایم. با آدمهایی که رفتن و هنوز جایی از قلبمون موندن، با حرفهایی که هیچوقت گفته نشدن، با زخمهایی که یاد گرفتیم پشت لبخند پنهونشون کنیم.
و با این حال، هر صبح دوباره بیدار میشیم. دوباره امیدوار میشیم، دوباره دل میبندیم، دوباره برای چیزهایی که دوستشون داریم میجنگیم. شاید معنای زندگی همین نباشه که همهچیز درست بشه؛ شاید این باشه با تمام کمبودها و فقدانها، هنوز دلیلی برای ادامه پیدا کنیم. هنوز جایی درونمون چیزی بگه باز هم ادامه بده، هنوز زندگی تموم نشده.
برای رابطه دنبال آدم با حوصله بگردید. کسی که حوصله ی حرف زدن داره، حوصله ی بحث کردن داره، حوصله ی سریال دیدن داره، حوصله ی مسافرت رفتن داره، حوصله ی جشن گرفتن داره، حوصله ی "همراه بودن" داره.
از محبتهای کوچیک خوشم میاد، نوازش کردن پوست دست، نگاههای اطمینان بخش، مرتب کردن لباسهای توی تن، بازی با انگشتها، دلایل کوچیک برای زنده موندن.
ديگه بزرگ شديم عزيزم. نميشه فرار كنيم، بايد از پس غمها و تصميمات سخت، به تنهايى بر بیایم.
نشستی داری کاراتو میکنی، یهو به این فکر میکنی کاش هیچوقت وجود نداشتی، نه اینکه بمیری، کلا از ابتدا وجود نداشتی.
