نیمه شبِ بدون تو؛
رفتن به کانال در Telegram
"در این نیمهشبِ بیتو، خاطراتت تنها همدم من است.¹⁴⁰⁵/⁰⁵/¹¹" https://t.me/Fa_00_16 چنلمون:) https://telegram.me/Chatbysomebot?start=sc-szyeUSpIYM ناشناسمون:)
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
320
مشترکین
+524 ساعت
+37 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
من حالم خوب نیست، هیچوقت خوب نیست، وقتهایی که میگم میخندم هم خوب نیستم، دست خودم نیست خوب نیستم،همیشه ناراحتم، همیشه بغض دارم همیشه خفه خونم، همیشه همینم، وقتهایی که ناراحتم سعی نمیکنم خودم رو خوب کنم و با آهنگ گوش دادن و مرور خاطرات فقط خودم رو ساکت میکنم و تغییری تو حالم ایجاد نمیکنه، من همینم، همیشه وضعم همینه، نمیدونم شاید خو گرفتم با این وضعیت و عادت کردم بهش و امیدی به خوب بودن ندارم.
وقتی بیدار میشدم اولین فکری که به ذهنم میومد تو بودی، گوشیم رو برای دیدن نوتیف تو چک میکردم، وقتهایی هم که میخوابیدم با فکر تو خوابم میبرد، وقتی یه روز نمیدیدمت یا باهات حرف نمیزدم دلم برات تنگ میشد، من حتی تو رو از خودمم مهم تر میدیدم و اولویت اولم فقط تو بودی، وقتی حالت خوب نبود حال بدت رو به همه چیزم ترجیح میدادم، حاضر بودم برات از همه چیز بگذرم ولی تو چی؟ تو فقط خوب تلاش کردی که از دستم بدی، و تبریک میگم دیگه من رو نداری عزیزم.
دوست دارم بهت زنگ بزنم و بگم چقدر دلتنگ صداتم ولی آخرین حرفات یادم میاد، میدونی آخرین حرفات مثل سیلی زدن به یه بچه بود؛ همونقدر دردناک و شوکه کننده. من تو رو تا آخرین لحظه دوست داشتم خودت من و حسم رو پس زدی، آره عزیزم تو اونی بودی که من رو نخواست و منم باید نخواستنت رو یاد بگیرم.
از کسایی که حرفهاشون رو مستقیم نمیزنن بدم میاد، مستقیم بگو ازت بدم میاد، مستقیم تنفر بورز، مستقیم بگو بهم پیام نده، چیه باید بشینم کد گشایی حرفهای شما خدازدهها رو کنیم.
تو شوخی کردی؟ من جدی جدی قلبم شکست.
تو گذاشتی رفتی؟ من جدی جدی تنهاترین آدم این شهر شدم.
تو حرفات همه دروغ بود؟ من باورشون کردم و تا پوست و استخوانم لمسشون کردم.
تو تکیه گاه نبودی؟ من بهت اعتماد کردم و تکیه دادم بهت اما نتیجش شد سقوطِ خودم.
تو آدم موندن نبودی؟ من تورو همیشگیِ خودم دونستم و الان نیمهترین آدم توی گوشهای از این دنیام.
تو باهام سرد شدی؟ من به تنهایی به رابطمون گرما بخشیدم.
تو مقصدت شد دنیایی دور از من؟ من مقصدم شد دنیایِ خاطرات و مرور خاطرات تو.
تو رنگ زندگیمو سیاه و سفید کردی؟ من تمام تلاشم این بود زندگیتو رنگی کنم.
توی بحثامون همیشه مقصر تو بودی؟ من بودم که کوتاه اومدم و سوختم و ساختم.
فرق ما زیاد بود و من زیادی دوست داشتم، ولی یچیزی، حقم این نبود که نداشتنت رو لمس کنم.
یه وقت هایی میخوام دنیا رو نجات بدم؛
یه وقت هایی حوصله نجات دادن خودم رو هم ندارم.
یه وقت هایی همه رو میخندونم؛
یه وقت هایی هم میشم برج زهرمار.
یه وقت هایی میرم عروسی گریم می گیره؛
یه وقت هایی میرم مجلس ختم خندم.
یه وقت هایی سطحی میشم؛
یه وقت هایی عمیق.
این منم.
هر ثانیه در حال تغییر.
ولی یه چیزی همچنان در من ثابت مونده این که خیره شم به یه نقطه و از خودم بپرسم چرا؟
اینایی که حواسشون به جزئیات هست خیلی خوبن !چرا رنگت پریده ؟ دیر جواب دادی نگرانت شدم. دستت زخم شدها ! چرا صدات گرفته ؟ چرا دیشب انقد دیر خوابیدی؟ چشمات قرمز شده . چرا غذاتو نخوردی ؟ بی حالی ، چیزی شده ؟ هوس کردی؟ میگیرم برات. اونجارو دلت میخواد؟ میبرمت. بهت خوش نمیگذره؟ حاضر شو اومدم. اذیتت کرد؟ زندش نمیذارم تو به بقیهش کاریت نباشه. نمیای؟ میبرمت. کات کنیم؟ خیر شما همیشگی هستی. میخوایش؟ خودم میخرم برات. میخوای انجامش بدی؟ من کنارتم.
منم توی زندگیم از خیلی از مراحل سخت و طاقت فرسا گذر کردم
نه تنها من بلکه همه ؛ همه آدم ها یه جاهای توی یه شرایط سخت و دردآوری بودن
فقط چون نمیان و جلوی بقیه غر نمیزنن یا نمینالن دلیل بر این نیست که زندگی اون ها از شما بهتر و گل بلبل تره .
