myungz nation 🔒
رفتن به کانال در Telegram
for the 5th gen it boy with the brightest smile, endless passion & a heart full of lyrics, comfort, and light ♡ 📮 : t.me/jaebotbot 🎧 : t.me/mjhplaylist
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
203
مشترکین
+124 ساعت
-27 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
اینجا و جاینت دایري تا روز کامبك میره رست تا من یکمي استراحت کنم و بعد از ۲۸ ام آپدیتهاي پروموشنهاي کامبك شروع میشه. اگر چیز مهمي هم توي این بازه اومد براتون بعدش میذارم. 💞💞
اسپویلر براي کسايي که خوب متوجه نشدن/// جههیون نقش دکتر رایس رو داره. سونگهو خواهر ریوو و معشوقهي وونهاکه که وونهاك رو رد میکنه. سونگهو همسر جههیونم هست. ریوو وونهاك رو چون عاشق خواهرشه دعوا میکنه و بعد باهاش مبارزه میکنه و شکستش میده و عاشق خواهر وونهاكه ﹙لیهان﹚. وونهاك هم میخواد از همهشون انتقام بگیره پس تهسان که نقش ببر داره نقشه میریزه و تهسانم همهشونو میخوره و همراه دکتر رایس میرن اون دنیا. لیهان نقش پادشاه هم داره که به وونهاك نشون میده چجوري عاشق باشه و سونگهو اون آخر نقش پرنس هم داره که کل این داستان رو به صورت یك کتاب میبنده.
﹙دکتر رایس 'جههیون' صداشون میکنه تا به زندگي پس از مرگ برن﹚
جههیون: ”بیاید اینجا“
ریوو: ”بهش اعتماد نکن این فیکه!!“
جههیون: ”هممون مردیم..“
تهسان در نقش ببر قرار بود بعد از سکانس میونگنیانگز جههیون رو بکشه ولي قبل از اینکه چنگش بزنه جههیون بهخاطر ترس از ببر مرد. 😭😭
وونهاك: ”سونگهو شي یکم با احساستر پیش برو“
سونگهو: ”هاهاها...“
وونهاك: ”جههیون بگو ' چه هواي دوست داشتنياي ' “ * جههیون میگه *
تهسان: ”سونگهو لاینت رو بگو“
سونگهو: ”چرا اینجوري بهم نگاه میکني... خجالت میکشم لطفا بهم زل نزن“
وونهاك: ”الان باهم تماس چشمي برقرار کنید!!“
جههیون: ”خب میبیني که دارن بهمون میگن تماسچشمي برقرار کنیم“
سونگهو: ”همین الانشم همینطوریم..“
جههیون: ”باید انجامش بدیم“
ریوو: ”سونگهو کسیه که بیشتر عاشقه ، جههیون اینقدر قوي بهش زل نزن“
سونگهو: ”لطفا بهم اینجوري نگاه نکن“
ریوو: ”سونگهو لبتو گاز بگیر!!“
* میونگنیانگز بهم نگاه میکنن *
ریوو: ”۵ ثانیه همینجوري بمونید.... کات“
جههیون اینقدر عاشقانه به سونگهو نگاه میکرد که ریوو به عنوان کارگردان بهش گفت سونگهو کسیه که بیشتر عاشقه اینقدر هم لازم نیست عاشقانه نگاه کني 😭
جههیون داره بهترین مرحلهي زندگیش رو با شوهر سونگهو بودن میگذرونه.
جههیون: ”تو تنها کسي اي که من میبینم“ * سونگهو صحبت میکنه *
جههیون: ”میگم تو تنها کسي اي که چشماي من میبینه“
سونگهو: ”ساکت باش“
﹙همه درمورد نقشهاشون صحبت میکنن﹚
جههیون: ”ما نقش یك کاپل خیلي عاشق و لاوليداوي رو داریم“
سونگهو: ”کاپل؟؟ چي میگي بيخیال“
جههیون: ”ما یك زوج متأهلیم!!!“
جههیون: ”چرا باهام اینجوري میکني.. ما باهم ازدواج کردیم“
+1
جههیون: ”سونگهو بیا اینجا~“ * سنجاق مو براش میذاره *
سونگهو: ”واوو خوشگله“
تهسان: ”واقعا انگار باهم قرار میذارید“
جههیون: ”واهه خوشگلهه~~“
