𝐎𝐥𝐝 𝐋𝐞𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐁𝐚𝐠
رفتن به کانال در Telegram
477
مشترکین
+1424 ساعت
+267 روز
+4430 روز
آرشیو پست ها
Repost from KAİZEN
شکست میخوری عزیزم؛ طبق معمول. طبیعت تو را برای بازنده بودن آفریده. باز هم رانده میشوی و خودت را به آغوش من میاندازی؛ با همان غرور فداشدهای که وانمود میکنی هنوز کامل و دستنخورده است. دوباره بلند میشوی، خاکت را میتکانی و وانمود میکنی این یکی فرق داشت؛ که دفعه بعد برندهای، که این بار کسی حریفت نمیشود. اما من تو را میشناسم. تو برای پیروزی ساخته نشدهای؛ حتی سقوط هم نمیکنی چرا که هرگز اوج نگرفتهای و چانهات با خاک سلام و احوالپرسی دارد. تنها شانس تو، من هستم تا با تردستی وانمود کنم تکههای غرورت را با گفتن «قهرمان منی» به هم چسباندهام. نه از سر ترحم؛ فقط چون تماشای شکست خوردنت، وقتی میدانم جز من راه و پناه دیگری نداری، شبیه نوعی پیروزیست؛ پیروزیای که هیچوقت به نام خودم ثبتش نمیکنم.
Repost from دفتـرچهی خاطرات
این پیامو فور/ریپلای کنین، پستی که میخواین دیده بشه رو مشخص کنین تا فور کنم و بذارم تا فردا بمونه.
دیلی باشین/عرزشی نباشین.
