fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

༄ | 𝗇 𝗈 𝖻 𝖺 𝗁 𝖺 𝗋

༄ | 𝗇 𝗈 𝖻 𝖺 𝗁 𝖺 𝗋

رفتن به کانال در Telegram

-پاینده ایران- ٬٬ به‌یاد ملک‌الشعرای بهار، سردبیر مجله نوبهار. درگاه نوبهار: @nobaharirbot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
750
مشترکین
-324 ساعت
-127 روز
-4230 روز
آرشیو پست ها
٬٬ گفتاری بر مفهوم خون به جگر شدن. #سخن_سرا «نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬ گفتاری بر مفهوم خون به جگر شدن. #سخن_سرا «نوبهار | ادبیات ایران»

«روزنامه نسیم شمال/ ۱۳۲۱» - به مدیرمسئولی سید اشرف‌الدین گیلانی #مستندات_تصویری «نوبهار | ادبیات ایران»
«روزنامه نسیم شمال/ ۱۳۲۱» - به مدیرمسئولی سید اشرف‌الدین گیلانی #مستندات_تصویری «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ ملک الشعرای بهار، دلیل تدوین کتاب تاریخ «مختصر احزاب سیاسی ایران» را آگاهی جوانان ایران که به توصیف خود ایشان، «پیشروان کاروان سیاست و اجتماع آینده» هستند؛ ذکر می‌کند. ایشان همچنین تدوین این کتاب را با مخاطرات فراوان یاد می‌کند، زیرا «جمعی قلیل که مایل به نشر این وقایع نبودند و گمان می‌کردند قضایا پنهان خواهد ماند» از ایشان رنجیده خاطر شدند. پس برای جلوگیری از نشر این کتاب_ که اتفاقا تازگی هم داشت_ سعی در تشویق و تحریک مقامات دولتی علیه بهار نمودند. ملک الشعرا این دسایس را دارای زیان های بسیار توصیف می‌کند. #مستندات منبع: کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران/ دیباچه «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ گفتاری بر اینکه چرا ادبیات ایران بی‌همتا است. #سخن_سرا «نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬ گفتاری بر اینکه چرا ادبیات ایران بی‌همتا است. #سخن_سرا «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ من بدین طالع برگشته چه خواهم کردن که ز مژگان سیاه تو نگونسار تر است
فروغی بسطامی یک شاعر مهجور مانده است البته که قیاس شاعران با یکدیگر در این گفتار نمی‌گنجد، اما در ادبیات ایران، فروغی بسطامی آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته‌است. او در غزل‌سرایی چیره‌دست است و اشعارش نمایانگر هجر و اندوه است، همچنین او شاعر سبک بازگشت است و در پیروی از سبک عراقی می‌سراید.
#در_شرح_شعرا «نوبهار | ادبیات ایران»

AnimatedSticker.tgs0.13 KB

صدای امشب| ده ته‌رسم به‌مرم
دەترسەم بمرم جوانێ نه‌تبینمه‌وه به جوانه‌مرگی کژال سر بنیموه
«نوبهار | ادبیات ایران»

sticker.webp0.57 KB

٬٬ دود اگر بالا نشیند کسرشأن شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
صائب تبریزی پدر ضرب‌المثل های ایران است. بسیاری از ضرب‌المثل های امروز ما و ابیاتی که در قالب مثل بکار می‌روند از اشعار صائب برخاسته‌اند. همین بیتی که می‌بینید آنقدر با گوش آشناست که بسیاری از ما آن را از بر داشتیم. خواندن اشعار صائب خالی از لطف نیست.
 #در_شرح_شعرا «نوبهار | ادبیات ایران»

دیروز بیست ساله شدم. بدون تشریفات و جشن و سرور. ساده ساده، در کنار درخت سیب و کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی، درحالیکه که خوانن
دیروز بیست ساله شدم. بدون تشریفات و جشن و سرور. ساده ساده، در کنار درخت سیب و کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی، درحالیکه که خواننده سرگذشت ملک‌الشعرای بهار بودم، یکسال دیگر را به پایان رساندم. در طی این یکسال، آنچه مرا درهم شکست، غم ایران و ایرانی بود اما از دل این شکستگی، درس آزادگی را آموختم که بسیار باارزش و نفیس تر از هر چیز دیگری بود. پس امسال یک سوگند یاد کردم که وظیفه داشته باشم تا پای جان به ادبیات ایران خدمت کنم و ادامه دهنده مسیر ملک‌الشعرای بهار باشم، البته اگر مفتخر به آن باشم. ۱۴ مرداد ماه ۱۴۰۵ | ایران | کردستان «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ ملک الشعرای‌بهار که به سبب سرودن قصیده «دیروز و امروز» مورد شماتت نویسندگان آن عصر قرار گرفت، من‌باب این ماجرا می‌نویسد: در بعض جراید اخیر مزد خدمتگزاران دیرین را می‌دادند پیراهنی بر سر چوب کردند که من قصیده‌ای در مدح شاه سابق، به نام «دیروز و امروز» سروده‌ام و حتی گفتند که من خطیب پرورش افکار بودم! چه گناه بزرگ؟ اینک کسانی که با زندگی مدت انزوای من آشنا نیستند، بدانند که من مدیحه سرای نیستم و آثار چهل ساله من گواه است ولی هرگاه خدای ناکرده روزی یک قصیده در وصف شاه سابق می‌گفتم. او علت این اقدام را حفظ جان و ناموس خود عنوان می‌کند و در ادامه بر تهدیداتی که از سوی دولت به او ابراز می‌شده است را بطور مفصل شرح می‌دهد. #مستندات منبع: کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران/ دیباچه/ ص ۱۲ «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ ملک جوان بختم، هنگام تنهایی شبانه رسیده است. من در اتاقکی ساده با دیوارهای سنگی و سقفی بی نقش، درحالیکه یک تخت به دیوار چسبیده دارد و میز و صندلی به رنگ قهوه‌ای سوخته در پایین تخت قرار دارد، به همین دیوار سنگی سرد تکیه داده‌ام. سرمایش نمی‌تواند آتش وجودم را خاموش کند. این میان، شجریان هم می‌خواند. صدای جیرجیرک‌ها به گوش می‌رسد، انگار که آنها نیز از غم عشق تو بی‌قرارند. اندوه تو جهان را هم اندوهگین کرده‌است. هرچه با من اینجاست بی رنگ و روح است. خلاصه دیگر نمی‌توانم، کاش باز می‌گشتی. چرا که من حتی کسی را ندارم که تورا از او بخواهم. · هزار نامه ناخوانده | نامه به ملک جوان بخت چهارده مرداد ماه ۱۴۰۵/ روز تولدم «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو
حافظ شاعرِ شاعران است به گونه‌ای که در میان شاعران، نغزی و نرمیِ کلام او دیگرگون است. حافظ چنان عنان از کف دادن را تصویر می‌کند که گویی همه عاشقان عالم در سینه او خانه دارند. در نگاه حافظ، عشق انسانی و زمینی با «اسارتِ نگاهِ معشوق» گره می‌خورد؛ گرفتاری‌ای که از جنسِ جان است. در این بیت، خویش را پرنده‌ای آزاده می‌بیند و آزادی‌اش را در زیرکیِ پرواز می‌جوید، اما تیرِ نگاهِ معشوق بی‌صدا بر بالش می‌نشیند. اینکه آیا عاشق در این بیت اسیر شده و یا تازه از بند رها شده است، نکته‌سنجی خواننده را می‌طلبد. از جانب عقل، بله، پرنده زیرک توانمندی خود را باخت و اسیر شد اما از جانب دل؛ این اسارت عشق تازه سرآغاز آزادگیست.
#در_شرح_شعرا «نوبهار | ادبیات ایران»

sticker.webp0.45 KB

٬٬ ملک‌الشعرای بهار که در مقاله‌نویسی و نثر چیره‌دست است، در دیباچه کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی، در باب اولین قدم‌هایش در مس
٬٬ ملک‌الشعرای بهار که در مقاله‌نویسی و نثر چیره‌دست است، در دیباچه کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی، در باب اولین قدم‌هایش در مسیر نویسندگی اینطور می‌نویسد: یک قصیده و مقاله برای حبل‌المتین فرستاده بودم، مرحوم سیدجلال‌الدین مدیر روزنامه نامبرده، نامه‌ای به من نوشت و گفت: «اشعار شما در کمال خوبی بود و درج شد اما مقاله بسیار بد و غیرقابل درج است!» بهار علت این بازخورد را موضوع مقاله‌اش که آموزش نثر بود قلمداد می‌کند. او می‌گوید که آموزش نثر پارسی چندان رایج نبوده‌است، اما بازخورد مدیر روزنامه او را دلسرد نکرده است. #مستندات منبع: کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران/ دیباچه/ ص ۵ «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ صادق عزیز، هربار پیش خودم می‌گویم حاضرم در ازای بخشیدن ده سال از عمرم، خداوند او را نیز به من ببخشاید. عمر دراز و کِش آمده، بی مهر رخ او، چه سودی برای من دارد؟ می‌خواهم صدسال سیاه پیر و مفلوک نشوم. پیر شدن چه خیری دارد وقتی قرار است تک تک ثانیه‌های عمرم این‌چنین ملال آور باشند؟! همان بهتر کوتاه باشد اما هر دَم با ملک جوان بختم بگذرد. آن‌وقت انگار هزار سال گذرانده‌ام، اگرچه در جوانی از دنیا بروم. می‌دانی، زندگی با حسرت جان کندن است. واقعا جان کندن است. · هزار نامه ناخوانده | نامه به صادق هدایت یازدهم مرداد ماه ۱۴۰۵ «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ تو پیکره‌ای بی همتا از تمامی خوبی‌های بشریت هستی. تو همان غزلی هستی که حافظ سروده و شجریان خوانده‌است. اما «نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی». به اندازه‌ این خوب رویی، بی مهر و وفا نیز بودی. با همه این‌ها، وقتی بنا بر این شد از نو برایت بنویسم؛ ذوق کوچکی قلبم را به لرزه درآورد. چه می‌شود شما هم بنویسید؟! چه می‌شود شما هم قلمتان را بردارید و آنچه هست و آنچه نیست، برای من بنویسید. من به شما هم‌رفیق می‌گویم، شما به من چه می‌گویید؟ · هزار نامه ناخوانده | نامه به عزیز راهِ دور دهم مرداد ماه ۱۴۰۵ «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ هم‌رفیق عزیز، روزگار بدون توجه به میل و بی‌میلی من به زندگی، به رسم چندین میلیون ساله خود، همچنان سپری می‌شود. برایش تفاوتی نمی‌کند که: «من در این گوشه که از دنیا بیرون است، آسمانی به سرم نیست، از بهاران خبرم نیست». همینطور جلو می‌رود. این‌هم از ویژگی‌های تقدیر است. می‌پوید. حال اینکه آدمها هم به موازات او، زندگی می‌کنند یا نه، برایش بی اهمیت است. · هزار نامه ناخوانده | نامه به عزیزِ راه دور دهم مرداد ماه ۱۴۰۵ «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ عارف قزوینی | ترانه‌سرای مبارز بسیاری از ما نغمه‌ی جان‌سوز «از خونِ جوانانِ وطن لاله دمیده» را شنیده‌ایم؛ ترانه‌ای که یا در گوش جان‌مان مانده، یا دست‌کم ضرباهنگش در حافظه‌مان طنین دارد. این سرودِ ماندگار بارها و بارها بازخوانی شده است؛ از آواز ملکوتی محمدرضا شجریان تا اجراهای پرستو احمدی و محمدرضا هدایتی و دیگران. امّا چند تن از ما خالق نخستین این شاهکار را می‌شناسیم؟ امروز سخن از عارف قزوینی است؛ شاعر، ترانه‌سرا و آهنگساز آزاده‌ی روزگار قاجار. هنرمندی که نامش با دردِ وطن و آوای آزادی درآمیخته است. عارف، افزون بر این سرودِ شهره، آثار درخشان دیگری نیز در کارنامه دارد که هر یک در جای خود ستودنی و تأمل‌برانگیزند. با این همه، امشب دل به «از خون جوانان وطن لاله دمیده» می‌سپاریم؛ سروده‌ای که با نام دیگرش، «هنگام می»، نیز شناخته می‌شود. ٬٬ زمانه پر آشوب قلم عارف را می‌طلبید این شعر در روزگاری سروده شد که مجلس شورای ملی ایران، دومین دوره‌ی خود را می‌گذراند؛ روزگاری پرآشوب و سرشار از بیم و امید. عارف در میان التهاب سیاست و اندوهِ جان‌های بر خاک‌افتاده، آوازی ساخت که هم مرثیه است و هم بیدارباش؛ هم سوگ است و هم خروش. در این اثر، صناعت ادبی «تلمیح» نیز جلوه‌گر است؛ آن‌جا که شاعر با اشاره‌ای هنرمندانه، ذهن مخاطب را به روایتی دیگر پیوند می‌زند. یکی از اشارات کمتر گفته‌شده‌ی این سروده، پیوند آن با داستان سیاوش است؛ آن جوانِ پاک‌نهادِ اسطوره‌ای که خونِ بی‌گناهش بر زمین ریخت و از خاکش گیاه رویید. همان‌گونه که در اسطوره، از خون سیاوش سبزه سر برمی‌آورد، در این شعر نیز از خون جوانان وطن، لاله می‌دمد؛ لاله‌ای که در فرهنگ ایرانی، نماد خون و شهادت است. از این‌رو، «از خون جوانان وطن» تنها یک ترانه نیست؛ روایتی است از تاریخ، اسطوره و رنجِ مردمی که در پیچ‌وتاب زمانه، امید را در دل سوگ جسته‌اند. عارف، با زبانی آکنده از درد و غیرت، چرخِ کج‌مدار زمانه را خطاب قرار می‌دهد و مردمان را به بیداری، همبستگی و ایستادگی فرامی‌خواند. این سروده، هنوز هم پس از گذر سالیان، نه‌تنها پژواکی از گذشته، که انعکاسی از روح بیدارِ یک ملت است. #تاریخ_ادبیات «نوبهار | ادبیات ایران»

٬٬ سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
سعدی یک معلم اخلاق تمام عیار است دست‌کم بسیاری از مخاطبان جدی ادبیات ایران می‌دانند سعدی در نصایح اخلاقی بی بدیل است، در واقع، شخصیت او به گونه‌ای بود که در مدت سی سال جهانگردی‌اش به دنبال فهم راستی و درستی بود، او در نهایت دریافت که راه در جهان یکیست و آن راه، نیکوکاری و خوش‌رویی است، که بسیار در حکایات و اشعارش به آن سفارش می‌کند. سعدی شیرازی را پاس بداریم و از نصیحت‌هایش استفاده نماییم که حاصل سی سال گرد جهان گشتن است.
 #در_شرح_شعرا «نوبهار | ادبیات ایران»