༄ | 𝗇 𝗈 𝖻 𝖺 𝗁 𝖺 𝗋
رفتن به کانال در Telegram
-پاینده ایران- ٬٬ بهیاد ملکالشعرای بهار، سردبیر مجله نوبهار. درگاه نوبهار: @nobaharirbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
753
مشترکین
-524 ساعت
-117 روز
-3930 روز
آرشیو پست ها
٬٬ شما میتوانید نظرات، پیشنهادات، انتقادات و سوالات علمی و درسی از کتابهای فارسی و علوم و فنون سه پایه را از طریق درگاه نوبهار با ما درمیان بگذارید و پاسخ خود را دریافت کنید. از همراهیاتان متشکریم.
- درگاه نوبهار:
«@nobaharirbot»
• معرفی و ترتیببندی آثار / صادق هدایت / پرده دوم
نوبهار مینویسد:| صادق هدایت بهعنوان یکی از پیشگامان ادبیات مدرن ایران، مفهوم داستان کوتاهنویسی را رنگ و روی دیگری بخشیدهاست. او با خلق فضاهایی وهمآلود، شخصیتهایی منزوی و ذهنهایی گرفتار در مرز میان واقعیت و خیال، توانست تجربهای متفاوت از داستاننویسی را پیش روی خواننده فارسیزبان قرار دهد. | در پرده اول، از شناخت خود نویسنده و بخشی از زندگی، اندیشهها و جهانبینی او سخن گفتیم. اکنون، در این پرده، آمادگی ذهنی خواننده برای روبهرو شدن با فضای آثار هدایت بیش از پیش فراهم شدهاست؛ چرا که پیش از ورود به جهان داستانهای او، با نویسندهای آشنا شدهایم که تنهایی، مرگ، پوچی، بیگانگی و اضطراب انسان از مفاهیم پررنگ در زندگی و آثارش بودهاند. | آثار هدایت را نمیتوان تنها مجموعهای از داستانها دانست؛ هرکدام از آنها دریچهای هستند به بخشی از جهان ذهنی نویسنده. در میان آثار داستانی او، مجموعههایی چون «زندهبگور»، «سه قطره خون» و «سگ ولگرد» جایگاه ویژهای دارند. این آثار، هرکدام با زبانی متفاوت، تصویری از انسانهایی ارائه میدهند که گاه در برابر جامعه، گاه در برابر گذشته و گاه در برابر خودشان به بنبست رسیدهاند.
نوبهار از کتاب «زندهبگور» نقل میکند:«فکر میکنم میبینم برخی از تیکههای بچگی بهخوبی یادم میآید. مثل اینست که دیروز بوده، میبینم با بچگیام آنقدرها فاصله ندارم. حالا سرتاسر زندگانی سیاه، پست و بیهوده خودم را میبینم. آیا آنوقت خوشبخت بودم؟ نه، چه اشتباه بزرگی! همه گمان میکنند بچه خوشبخت است. نه، خوب یادم است.» همین چند جمله نمونهای روشن از نگاه هدایت به خاطره، کودکی و مفهوم خوشبختی است. کودکی در اینجا برخلاف تصور معمول، الزاما دورهای سرشار از شادی و امنیت نیست، بلکه میتواند نخستین مواجهه انسان با تلخیهای زندگی باشد. هدایت با بازگشت به گذشته، مرز میان کودکی و بزرگسالی را کمرنگ میکند و نشان میدهد که برخی تجربهها، بسیار پیشتر از آنکه بتوانیم نامی بر آنها بگذاریم، در ذهن ما ریشه میدوانند.
پیشنهاد نوبهار پس از مطالعه کتابهای ذکر شده در پرده اول، خوانش کتاب «زندهبگور» است.در هر سری از پردهها، قرار است آثار هدایت را نه صرفا بر اساس تاریخ انتشار، بلکه بهعنوان پلههایی برای ورود به جهان فکری او دنبال کنیم؛ از داستانهایی که ما را با تنهایی و مرگ مواجه میکنند تا آثاری که مرز واقعیت و وهم را در ذهن خواننده از میان میبرند. #ترتیب_بندی «نوبهار | ادبیات ایران»
• معرفی و ترتیب بندی آثار/ صادق هدایت/ پرده اول
نوبهار مینویسد:| برخی نویسندگان ترتیب آثار دارند. منظور این است که نمیتوان آثار آنها را بدون رعایت یک شمارش خاص مطالعه کرد، زیرا این آثار بیانگر تغییرات شخصیتی خود نویسنده هستند. این هنرمندان نه برای تولید اثر، بلکه برای خود فعل «نوشتن» مینویسند. افرادی مثل صادق هدایت، داستایفسکی، لئو تولستوی، فرانتس کافکا و تا حدودی _ عباس معروفی _ از این دست نویسندگانند. در باب ترتیب آثار، این نوشته توصیهای نسبی است و در نهایت:
نوبهار معتقد است هرکسی برحسب ذهنیات و تجربیات خودش است که ترتیب بندی مطالعاتیاش را انتخاب میکند.| ما در بخش اول پیشنهاداتمان به سراغ صادق هدایت رفتهایم. صادق هدایت از نویسندگان پرکار ادبیات مدرن فارسی است. همچنین او اولین ایرانی ای بود که اقدام به برگردان متون پهلوی به زبان فارسی امروزمان کرد. نثر او روان، دارای جملات کوتاه و بلند، مدرنگرا، از بین برنده مرز خیال و واقعیت (سورئال) و گیرا است. اما این گیرایی، گاهی به سمت و سوی پیچیدگی نیز میرود. به همین دلیل، مصلحت است که مسیر مطالعاتی این نویسنده از نمایشنامههای او، شروع شود. اثری مثل «قصه آفرینش»، میتواند آغاز خوبی باشد. قصه آفرینش نمایشنامهای سه پردهای است که صفحه اولش با بیتی از حافظ آذین بسته شده است:
«پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد»| حال توصیه نوبهار برای کسانی که صادق هدایت را برای شناخت و عمیق تر شدن در وی مطالعه میکنند، کتابی از مصطفی فرزانه، با عنوان «آشنایی با صادق هدایت» است. این کتاب، زداینده بسیاری از شایعات ناشایست در باب صادق هدایت است که در طی سالهای پس از مرگش، دهان به دهان چرخیده است. #ترتیب_بندی «نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬ آن طفل یتیمم که ز بس بی کسم از باد
دریوزه کنم جنبش گهواره خود را
طالب آملی مفهوم تنهایی را اینگونه بیان میکند دریوزه کردن یعنی تمنای چیزی کردن، اما تفاوت معنای دریوزگی با خواهشمندی در این است که واژه اول نوعی خواری و خفت در خود دارد که در واژهنامه نیز معادل آن تکدی و گدایی تلقی میشود. بیت بالا، نشان میدهد که تنهایی نه یک مفهوم مثبت، بلکه باعث پایینترین درجه قوت آدمی میشود. نگاه طالب آملی به تنهایی، معادل شده است با حسن تعلیل زیبایی که آورده است. او میگوید دلیل تکان خوردن گهواره کودک بر اثر باد، درخواست کودک از باد است تا جای مادرش را برایش پر کند.#در_شرح_شعرا «نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬ ملکالشعرای بهار که در طول زندگی علمیاش علاوه بر نوبهار، مجله دانشکده را نیز تاسیس کرده بود، غلامرضا رشید یاسمی در کنار او از اعضای این نشریه بود. یاسمی در این باب مینویسد:
«مجله دانشکده را ملکالشعرای بهار در سال ۱۳۳۶ هجری قمری برای نشر انجمن ادبی دانشکده آثار کرد. این انجمن نخست "جرگه دانشوری" نام داشت و در سال ۱۳۳۵ هجری قمری به سعی چند تن از دوستان ادبی از جمله نگارنده بود، سال بعد "دانشکده" خوانده شد. مرام این انجمن ترویج معانی جدید در لباس شعر و نثر قدیم و شناساندن موازین فصاحت و حدود انقلاب ادبی و احترام به آثار فصحای متقدم و ضرورت اقتباس محاسن نثر اروپایی بود و در آن روزگار خدمت شایان به ادبیات کرد.»
دانشکده از مهمترین اقدامات بهار در راستای اعتلای ادبی ایران بود که همچنان، بسیاری از ادبا و پژوهشگران از اهمیت این مجله میگویند.
#مستندات
منبع: نقل قول از غلامرضا رشید یاسمی/ کتاب تاریخ ادبیات معاصر
«نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬ کتابخوانی یک جهان بی مرز است. یعنی اگر کسی قصد دارد وارد دنیای کتاب بشود، میتواند برخلاف قواعد غلطی که مد شده است این امر را ادامه دهد. مثلا لزومی ندارد اگر از یک کتاب یا نویسنده خوشتان نمیآید، نظرتان را با ترس عنوان کنید. هیچکس در ادبیات بی نقص نیست و هیچکس هم صددرصد محبوب نیست. اگر اینچنین میبود، یعنی نویسندگان نتوانستهاند وظیفه اصلی خود_ که به چالش کشیدن ذهن است_ را انجام دهند. ذهن وقتی که به چالش کشیده بشود، قضاوت میکند و بر اساس این قضاوت های درونی، مجموعهای از نظرات شکل میگیرد که به آن سلیقه میگویند. سلیقه بر اساس فاکتورهایی مثل گذر زمان، تجربه های زیسته؛ شرایط فردی و اجتماعی و دیگر موارد که در این بند نمیگنجد، دستخوش تغییر میشود.
پس یک خواننده تازهکار، برای پیدا کردن سلیقه، سبک و سیاق مورد علاقهاش لزومی ندارد که مجبور باشد حتما آثاری را بخواند که برای یک خواننده حرفهای جذاب است. کتابهای سبک، روان، بیشتر داستانگرا (کمتر توصیفگرا) و ساده نویس میتوانند انتخاب خوبی برای شروع باشند. برای مثال، نوبهار هرگز به افرادی که رمانهای عامیانه مثل «بامداد خمار» را نخواندهاند، «جای خالی سلوچ» یا «بوف کور» را پیشنهاد نمیدهد.
نوبهار معتقد است آزمون و خطا برای یافتن سلیقه، باید از کتابهای کم حجم و موجز شروع شود و به سمت کتابهای گستردهتر با نثر پیچیده تر دائم درحال پیشروی باشد. تا هم در وقت خواننده صرفهجویی بشود، هم خستگی و دلزدگی گریبانش را نگیرد.
پاینده ایران عزیزِ ما.
#موضع_نوبهار
«نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬ به موازات مد شدن کتابخوانی، بر جمعیت کسانی که کتاب در دست میگیرند افزون شده است اما متاسفانه این افزایش تعداد هنوز تاثیری در فرهنگ، حتی در لایه سطحی آن نیز، نگذاشته است. چرا؟
چون بالغ بر ۹۰ درصد افراد برای قِر و قمیش کتاب میخوانند. بله. دقیقا قصدشان این است بگویند ما هم میفهمیم. بیشترین جولانگاه این دسته، در حوزه ادبیات روسیه و داستایفسکی است. این افراد تصمیم میگیرند به سلیقه های دیگر توهین کنند، تمسخر کنند، تکه کتاب های جعلی در اینستاگرام، که عملا الحاقی هستند را استوری کنند، از کلمات نسنجیده و نجویده میان محاوراتشان استفاده کنند و از بالا به ملت نگاه کنند. اینها نه تنها علاج ندارند، بلکه بر پسرفت جامعه بیشتر میافزایند.
نوبهار معتقد است که تمامی ژانر و سبک های ادبی قابل احترامند. از جنایی و مهیج تا فانتزی و نوجوانانه گرفته و در نهایت، ادبیات تمامی کشور ها برای ما باارزشاند. در ضمن، حتی بچههای کوچک هم میدانند هر کتابی باید با کتاب های هم سطح و سبک خودش مقایسه شود. اما این قشر علامه دهر هنوز چنین چیزی را نمیفهمد!
موضع دوم نوبهار احترام به سلایق است. کسی ممکن است کتاب «خردم کن» طاهره مافی را بیشتر از «ابله» داستایفسکی و «آناکارنینا» تولستوی بپسندد. این سلیقه نهتنها قابل قضاوت نیست، بلکه دلیل سطح پایین بودن خواننده_خدایی ناکرده_ هم نیست. هیچکدام از این کتابها بد نیستند. همانطور که آبی رنگ زیبایی است، قرمز هم همینطور، زرد هم همینطور.
جامعه، زمانی واقعا در مسیر پیشرفت و خودسازی قرار میگیرد که تفاوتها را بپذیرد و قضاوت در امور شخصی را برای همیشه، پایان دهد.
پاینده ایران عزیز ما.
#موضع_نوبهار
«نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬ صادق عزیز، از گذشته تا به امروز، ایرانیان دارای شجاعت ناگزیری هستند که نه از میل به زیستن، بلکه از اندوه عمیقشان نشأت میگیرد. فرزندان ایران هنگامی که مرگ همنسلهایشان را میبینند؛ تصور آینده ای خوب و زندگی شیرین را بر خودشان حرام میدانند. اینگونه است که شجاعت و تمایل به انتقام؛ جای زیست سالم و آرام را میگیرد. این امید به تلافیجویی، فسردگی نسل امروز را به همراه داشته اما با همه این تفاسیر، تنها زنجیر اتصالشان به این جهان، انتقام است.
· هزار نامه ناخوانده | نامه به صادق هدایت
بیست و ششم مردادماه سال ۱۴۰۵
«نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬ برخی دوستان مثلا فرهیخته از کتاب نخواندن مردم و بیکاری ناشران گله میکنند. گویا از قیمت سرسام آور کتاب خبر ندارند. مملکت را آب ببرد، این قشر سیگار بر لب قهوه بدست بالاشهر نشین را خواب میبرد!
آثار ادبیات فارسی از ادبیات جهان به طرز عجیبی گران تر شده است. بعضی کتاب ها مثل بامداد خمار و سووشون صرفا چون ترند هستند قیمتی نزدیک به میلیون دارند. شاید بهتر باشد ناشرانی که ناراضی از عدم خرید کتاب هستند از خودشان بپرسند مردمی گرسنه با کف حقوق وزارت کار که ۱۶ میلیون تومان است، چگونه میتواند جای خالی سلوچ یک میلیون و خردهای را تهیه کند؟ یک کتاب نازک با ورقهای بی وزن و جلد معمولی قیمتی ورای نیم میلیون تومان دارد.
وقتی شکم ها گرسنه باشند، مغز مجال یادگیری نمییابد. بهجای سرزنش و سرکوفت زدن به ملت همیشه استوار خسته، بهتر است یقه کسانی گرفته بشود که این اوضاع را برای مردم ایجاد نمودهاند. فرهیختگی و فرهنگدوستی به فنجان قهوه و داستایفسکی در دست گرفتن نیست، بلکه درک شرایط موجود است که وطندوستی و مردمگرایی را معنا میکند. رویه نوبهار هم چیزی بجز این نیست. ما به عنوان کسانی که در راستای ادبیات این مرز و بوم فعالیت میکنیم، وظیفه داریم همواره در کنار ملت شریفمان بایستیم و با چند دانه کتابی که خواندهایم_ که قطرهای در دریای علم هم نیستیم_ جسارت سرزنش بیجهت مردم را نداشته باشیم.
پاینده ایران عزیز ما.
#موضع_نوبهار
«نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬ از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
عارف قزوینی از سیاوش میگوید افسانهای وجود دارد که وقتی سیاوش کشته میشود، از قطرات خون او گل لاله میروید. عارف قزوینی شاعرانه و ظرافتمندانه، این تلمیح را بهکار برده است. در نظر بگیرید که چگونه یک شاعر میتواند با قدرت قلم بین افسانهای در گذشته و اوضاع نابسامان زمان خود پیوند برقرار کند.#در_شرح_شعرا «نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬جملهی جانهای پاک، گشته اسیران خاک
عشق فرو ریخت زر، تا برهاند اسیر
مولانا به عشق صفات انسانی میدهد عشق در اشعار مولانا جان دارد، زندهاست و دارای هوش و کنش است. این ویژگی شعر مولاناست. اگرچه در بیشتر اشعارش، مقصود عشق خدا و شمس هستند، اما مولانا جوری شعر سروده که ما بتوانیم برای هر عشقی استفاده کنیم. عشق به وطن، عشق به یک حرفه و حتی عشق به یک شخص. این محدود نکردن عشق به عشق آسمانی، نشانه نبوغ و روح بزرگ مولاناست. #در_شرح_شعرا «نوبهار | ادبیات ایران»
مستندی که پیش روی شماست، حاصل یک مصاحبه در سال گذشته است. مخاطبان ما علاوه بر سوالات دیگر پرسشنامه، این سوال کلیدی را هم پاسخ دادند. اکنون پاسخهای ایشان؛ پیش چشم شما قرار گرفتهاست. این مستند میتواند به کسانی که قصد شروع کتابخوانی حرفهای را دارند، کمک بسیاری کند.
ما برای قسمتهای آتیه این مستند، از شما نیز کمک خواهیم گرفت. رسالت این اقدام، بررسی سلیقه نسل جوان است. امیدواریم بتوانیم به بهترین شکل ممکن این مهم را بجای آوریم.#مستند_اختصاصی «نوبهار | ادبیات ایران»
رشید کاکاوند به شرح بیتی از حافظ میپردازد.
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت آن باش که آنی دارد#شرح_اساتید «نوبهار | ادبیات ایران»
«روزنامه صور اسرافیل/ ۱۲۸۶»
- به مدیر مسئولی میرزا جهانگیرخان شیرازی، به کمک علامه دهخدا و قاسمخان تبریزی
#مستندات_تصویری
«نوبهار | ادبیات ایران»
٬٬ هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش
که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو
حافظ از تناسب بیشاز شعرای دیگر استفاده میکند او میگوید تن من از شدت غم معشوق مثل هلال ماه نازک و خمیده شده است. در مصرع دوم هم میگوید انقدر هلال ابروی یار زیبا و فریبنده است، که ماه کسی نیست که بتواند با این زیبایی رقابت کند. در عین حال بین واژگان این بیت چنان هماهنگیای وجود دارد که مغز کلام را_ که زیبایی معشوق است_ تصویری تر میکند. حافظ شیرازی بیبدیل است.#در_شرح_شعرا «نوبهار | ادبیات ایران»
