fa
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

رفتن به کانال در Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
495
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-217 روز
+12430 روز
آرشیو پست ها
اگر قراره لفت بدید همین الان انجامش بدید.

sticker.webp0.00 KB

ولی تو هیچ‌وقت نفهمیدی که مرگ، انتهای راه مجازات نیست؛ پاداش آدم‌های خسته‌ست.

_محکومیتی که حقم نیست، چطور بگذرونمش؟ مرد دوم کنار پاهاش زانو زد و حلقه‌های سرد فلزی رو دور مچ‌هاش بست. صدای قفل شدن‌شون، شبیه بسته شدن آخرین در دنیا بود. -تو حقت رو تعیین نمی‌کنی.

دود، آرام از کنار صورتش بالا رفت. -آدم وقتی دیگه چیزی برای از دست دادن نداره، شروع می‌کنه به شمردن چیزایی که قبلاً از دست داده. نوک انگشتش خاکستر رو روی زمین تکوند. -یه روز فهمیدم آدما از گلوله نمی‌میرن؛ از حقیقتی می‌میرن که سال‌ها حاضر نبودن به خودشون اعتراف کنن.

فرمانده لب‌هایش را به هم فشرد. - چرا من می‌تونم بخندم؟ مکث. - چرا می‌تونم از چیزی لذت ببرم؟ چشم‌هایش روی تاریکی ثابت ماند. - وقتی کسی که باید اینجا می‌بود، نیست. سرباز آرام گفت. + شاید چون زندگی همینه. فرمانده برگشت. - زندگی؟ لبخند تلخی زد. - اسم قشنگی برای بی‌رحمیه.

sticker.webp0.00 KB

+ تهش یه مشت خاطره‌ست که قراره یه گوشه از ذهنت برای همیشه خاک بخوره. تهش حسرت و دلتنگی های انباشته شده برای چیزایی‌عه که باهاش تجربه کردی و نکردی.
+ دیک هدِ لعنتی. چیزی که من می‌گم صد پله از مرگ بدتره. نفس می‌کشی اما دیگه نداری‌ش.
+ باید خیلی خوش شانس باشی که تهش مرگ باشه دیمی...خیلی خوش شانس.
تلگراف رو زندگی کردم.

sticker.webp0.00 KB

لطف دارین

خب اوکی شد

دوستان مشکل‌ محاسباتی پیش اومد یه لحظه