fa
Feedback
نهنگ در استکان

نهنگ در استکان

رفتن به کانال در Telegram

الگوی ابر ها شده ام من با گریه های گاه به گاهم... . #مهدیه_سادات_حسینی_راد راه ارتباطی؛ https://t.me/HarfChatBot?start=bb115b0e56e5 🌻🩵

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
209
مشترکین
+124 ساعت
+37 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
‌ ‌این هرم نور از نفس کیست... کز فراق می‌سوزد از فروغ تو روح‌الامین پرش! #غلامرضا_شکوهی

یکی از مداحی هایی که بعد از دو سه سال مداوم گوش دادنش همچنان دوستش دارم و ازش خسته نشدم!

نماهنگ الی الله 320.mp310.63 MB

‌ به لطف و قهر تو وابسته ایم ای ساقی شراب و زهر ندارد، بیار! هردو یکی‌ست... چه باک ازینکه پیامت دعاست، یا دشنام؟! برای عاشق چشم انتظار هر دو یکی‌ست #حسین_دهلوی
فال امشبم؛ صفحه ۵۱ دل‌بستگی 🩵

با ما چه کرده بغض که تا در هوای عشق لب باز می‌کنیم، سخن گریه می‌کند آیا دلت غبار گرفته‌ست؟ گریه کن انسان برای پاک‌ شدن گریه می‌کند... #حسین_دهلوی

‌ تنها فقط نه خانه که در چشم ما هنوز یک شهر بعد رفتنت انگار در عزاست! #محمد_مصطفی_احمدی

میگه که: غمش در نهانخانهٔ دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند... #طبیب_اصفهانی عکس متعلق به محرم الحرام ۱۴۴۶؛ ای غم مقدس م
میگه که: غمش در نهانخانهٔ دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند... #طبیب_اصفهانی
عکس متعلق به محرم الحرام ۱۴۴۶؛ ای غم مقدس ماندگار باشی :)

لطف نازنین سلامی عزیز. 🩵

در انتظار آمدنِ جمعه ها غروب، غم از کنار هفته‌ی من جُم نمی‌خورد #مهدیه_سادات_حسینی_راد

ای توبه‌ ام شکسته از تو کجا گریزم! #مولانا

تو چگونه دل مرا بردی کار با قلب من قِلِق دارد... #رضا_عابدین_زاده

حل می‌کند مرا تهِ دریا میلم به آن نهنگ لطیف و هر چیز گریه آورِ دیگر با هر گسل که گریه بسازد بلعیده می‌شوم منِ لاغر با جلبکان لاغرِ دیگر #حسین_صفا

Repost from N/a
تناسب بیت اولش با شما چقدر عجیبه! :)))
تناسب بیت اولش با شما چقدر عجیبه! :)))

ما قیمتی نداشته ایم و خریده است غم های بی نهایت مارا گران علی وقتی که نا ستاره‌ی ما مشتری نداشت مارا خرید، با همه‌ی کهکشان علی...
#فائزه_اسلامی

روحشون شاد؛ دوستان لطف کنید و فاتحه قرائت کنید براشون. ❤️‍🩹

اگه می‌خواستین فقط یک دونه کتاب شعر اونم از شاعرای معاصر داشته باشین، کدوم کتاب بود؟

آن‌قدر شب ها به ستاره ها نگاه کردم که شاید او هم به آسمان نگاهی انداخته باشد هرچند گذرا، آن‌قدر به پرنده ها چشم دوختم که شاید از بالای خانه‌اش گذر کرده باشند... و آن‌قدر به نسیم سلام کردم که شاید صدای مرا به گوش او برساند، ولی کم‌ترین اثری از او نیافتم. ٫ پیکر فرهاد / عباس معروفی