|رِهــآن|
رفتن به کانال در Telegram
ناشناس☆ http://t.me/HidenChat_Bot?start=8811931579 عمیقا ناقص☆ https://t.me/onlyhuman17
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
512
مشترکین
-224 ساعت
-277 روز
-13530 روز
آرشیو پست ها
512
Repost from N/a
دلم به بادهی یک نگاه تو مست افتاد
ز عقل پرسیدم، گفت: «کار از دست افتاد»
به مسجد و میخانه هر دو راه بردم
یکی به زهد فریفت، دگر به دل بست افتاد
مرا مپرس که عاقبت به کجا خواهم رفت
همین قَدَر که دلم در هوایت است، افتاد
اگرچه توبه شکستم به خندهای از تو
گناه اگر همه این است، خوشتر است، افتاد
✍ : Nazanin . @nazaninar2
512
Repost from N/a
آمدی جانم به قربانت، بمان زود آمدی
وقت مرگ است و همین حالا به بالین آمدی
من ز هجرانت تلف گشتم ولی جان آمدی
گرچه من جان داده ام، اما قدم بر روی چشم
چای آوردم برایت جان من، خوش آمدی
512
مثل اینکه تو سیگار بکشی چون تو دوستات یه فرد سیگاریه و تورو به خاطر نکشیدن سیگار مسخره میکنه
و تو از ترس قضاوتی که ممکنه این وسط پیش بیاد سیگارو امتحان کنی
512
فقط برای اینکه قضاوت نشین(قضاوتی که نسبت به چهار چوب یک فرد دیگه است که گاها هم ممکنه درست نباشه)
512
چقدر مشکلات خودتون علایقتون رفتارایی که جزو روزمره تون بوده رو در کل شخصیتتونو برای تفکر یک انسان دیگه پنهان کردین
512
یا چقدرخودتونو تغیر دادین (تغیر هایی لازم نبود) فقط برای اینکه طرف مقابل فکر بدی درموردتون نکنه
512
و در واپسین سطر، فهمیدم تمام این سالها در جستوجوی معنایی بودم که از آغاز، در این جهان نوشته نشده بود
