نشر اسب
رفتن به کانال در Telegram
نشر اسب سر در پی افقها ۱۱ تیرماه ١۴٠۵ 🌐 وبگاه: asbpub.ir 💛 حمایت از ما: asbpub.ir/support 🤝 همکاری با ما: asbpub.ir/collab 👥 گروه: t.me/asb_pub_group 💬 پیامگیر: t.me/asb_pub_contact ✉️ ایمیل: asbpub.official@gmail.com
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 514
مشترکین
+224 ساعت
+407 روز
+10830 روز
آرشیو پست ها
1 514
📖 فضای منفی
✍️ ران کُرچ
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراستهی دلبر یزدانپناه
پدرم یادم داد چهطور چمدان ببندم: اول همهی وسایل را پهن میکنیم. نصفشان را کنار میگذاریم. چیزهای لولهکردنی را لوله میکنیم. چروکشدنیها را روی لباسهای دمدستی قرار میدهیم. بعد شلوار را از کمر به پاچه تا میزنیم. گوشهوکنارها جای جورابهاست. کمربندها را مثل مار دورتادور بقیهی چیزها میگذاریم. پلاستیکی روی همهشان. حالا نوبت کفشهاست. لباسهای ضخیم را هم در هواپیما میپوشیم.
وقتی بچه بودم این کار را شروع کردیم.
👁 ادامهی این داستان را در وبگاه اسب بخوانید.
#داستان_برقآسا #ران_کرچ #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدانپناه
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما
1 514
[ندارد شخصِ تنها جز خیالات | بیدل دهلوی]
📖 خودتنهاپندار
✍️ فردریک براون
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراستهی دلبر یزدانپناه
والتر بی. یهوه ــ که بابت نامش هیچ عذری نمیخواهم، چون نامش واقعاً همین بود ــ تمام عمرش خودتنهاپندار بود. اگر احیاناً معنیاش را نمیدانید، خودتنهاپندار کسی است که باور دارد تنها خودش حقیقتاً وجود دارد و باقی آدمها و تمام کائنات فقط در تصور او زندهاند و اگر دیگر تصورشان نکند، آنها نیز از بین میروند.
یک روز والتر بی. یهوه تصمیم گرفت خودتنهاپنداریاش را عملی کند؛ ظرف یک هفته زنش با مردی دیگر فرار کرد، شغلش را ــ متصدی باربری بود ــ از دست داد و پایش هم شکست، آن هم وقتی افتاده بود دنبال گربهای سیاه تا نگذارد از سرِ راهش رد شود.
👁 ادامهی این داستان را در وبگاه اسب بخوانید.
#داستان_برقآسا #فردریک_براون #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدانپناه #علمیتخیلی
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما
1 514
⭐️ من رؤیایی دارم
همیشه دلم میخواست نشر خودم را داشته باشم و کتابهایی را منتشر کنم که دوستشان دارم؛ با همان کیفیتی که فکر میکنم لایق خوانندهها و کتابهاست.
سالها با این رؤیا زندگی کردم تا شاید روزی شرایط فراهم شود، اما مگر در این جغرافیای همیشهمتلاطم روز خوب از راه میرسد؟ این شد که در دل سیاهترین روزها که هزار بلا و مصیبت بر سرمان ریخته بود و در ناامیدی دستوپا میزدم دیدم دیگر جای صبر نیست. با خودم گفتم: «مگر عمر ما چهقدر است که دستبهکار نشوم؟»
نشر اسب اینگونه زاده شد؛ برای انتشار داستانهایی گُلچینشده که دقیق و باحوصله ترجمه و ویرایش میشوند تا به زیباترین شکل ممکن به دست شما برسند و از خواندنشان لذت ببرید. این تازه آغاز راه است؛ فعلاً داستانها بهصورت آنلاین منتشر میشوند.
به خودم و خوانندگانی که نشر اسب را انتخاب میکنند قول میدهم بهترین داستانها را با بالاترین کیفیتی که در توانم است منتشر کنم. بسیار خوشحال میشوم در این مسیر همراهم باشید؛ داستانهایمان را بخوانید و اگر دوستشان داشتید، به دوستانتان معرفی کنید.
به نشر اسب بپیوندید:
✈️ کانال: t.me/asb_pub
👥 گروه: t.me/asb_pub_group
💬 پیامگیر: t.me/asb_pub_contact
🌐 وبگاه: asbpub.ir
🙂 همکاری: asbpub.ir/collab
❤️ حمایت: asbpub.ir/support
👤 ایمیل: asbpub.official@gmail.com
امیرمحمد شیرازیان،
۱۱ تیرماه ۱۴۰۵
