اَز تو چهپِنهون؛
رفتن به کانال در Telegram
عشقت رسد به فریاد. +کوچیک همه شما،آقایِخاص هستم. (دانشجوی رشته شیمی،نویسنده،خیلی کم مذهبی). حرفاتو بده به پستچی واسم بیاره: @postpenhonbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
320
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
Repost from Teal
این همه راه، این همه وقت، این همه شعار، برای اینکه تازه به ریگی برسند. چه وضعیت مضحکی. انسان دلش کباب میشود برای گردش معصومانه لفظِ «انسانیت» و «عدالت» در این حلقومها. حنجرههای ناپاک.
من به شدت آدم«پیام نداد حتما نمیخواد در ارتباط باشیم پس منم مزاحمش نمیشم»ایی هستم.
این همه نشدن و نرسیدن تو زندگیم غیر طبیعیه،شاید دارم راهو اشتباه میرم که هرچی میخوام نمیشه و نمیرسم.
«اَولین بار که میخواستم در شط شنا کنم،پدر بزرگم گفت:
شرط اول غرق نشدن،دستوپانزدنست،خودت را که رهاکنی،آرام آرام به سطح برمیگردی.»
./رویایِنیمهشَب/.
گفتن چرا اینقدر دوست داری یکی دوست داشته باشه،خب میدونی،من واقعا آدم بی اعتماد به نفسی هستم،یعنی نبودم،زمونه کم کم بهم فهموند قرار نیست اونقدرا هم دوست داشتنی باشم،قرار نیست اونقدرا آدم حسابم کنن،قرار نیست آدما زیاد تحویلم بگیرن و باهام حال کنن،البته نه همشون،خب مطمئنن آدم هایی بودن و هستن که منو به عنوان یه رفیق قبول دارن اما خب دست زمونه و پیشرفت اون بهم فهموند شاید واسه آدما اونقدرا جذاب نیستم،نشخوار فکری من گرچه در این زمینه کمتر و به کتفت باشه پسر های من بیشتر شده اما خب نمیتونم،من آدم حساسی ام،نمیتونم بهش فکر نکنم،اصلا نمیتونم فکر نکنم،نمیتونم به اینکه حالا تنها شدم و دارم تنها تر میشم فکر نکنم،میگید به وقتش دوست داشته خواهی شد،واقعا اگر به وقتش اومد کسی منو دوست نداشت چی؟تا کی باید از ترس دوست نداشته شدن زندگی کنم و دربارش نشخوار فکری کنم؟اگر میخوای بدونی چرا دنبال اینم که کسی دوسم داشته بشم علتش اینه که بفهمم بابا اونقدرا هم داغون و اشغال نیستم که فکر میکنم،ببین،یکی که تو هم دوسش داری دوست داره،اونقدرا بیریخت نیستی که فکر میکنی و حال دلت خوب باشه بچه،ولی خب نزدیک به ٢ ٣ ساله این حس و ترس مزخرف اومده پیشم،بارها سعی کردم تمومش کنم،نهایت تلاشم برای به هیچی نگرفتن تو این زندگی شاید یکی دو هفته بوده،شایدم الانم هست و فقط چون دلم از خیلی چیزا گرفته بهانه ای برای نوشتن و گریه کردن باهاش میخواستم،همینقدر گمم،همینقدر...
