1 083
مشترکین
-1224 ساعت
-907 روز
-82230 روز
آرشیو پست ها
1 083
دلشورههایم بیدلیل نبودند
وقتی میگفتم میتوانند تو را از من بگیرند
نه از سستیِ دستانم بود نه هراسِ رفتنت
من تو را محکم گرفته بودم
ترسم از این بود که ماندنت
هرگز انتخابِ قلبت نبوده باشد.
1 083
اگر عشق خطایی بود، من سالهاست مجرمِ بیگناهِ توام نه میتوانم انکارش کنم
نه میتوانم از مجازاتش فرار کنم
تو را دوست داشتم و از آن روز به بعد
هرچه در من سالم بود کمکم شکلِ دلتنگی گرفت
1 083
تو شبیه شهری بودی که یکبار در آن گم شدم
و بعد از آن هیچ خیابانی برایم به اندازهی آن بیگانه نشد
من از تو برگشتم اما انگار بخشی از من
هنوز در کوچههای تو قدم میزند.
