fa
Feedback
# 𝑫𝒓𝒊𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒔𝒆𝒔 (New)

# 𝑫𝒓𝒊𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒔𝒆𝒔 (New)

رفتن به کانال در Telegram

𝓤𝓷𝓽𝓲𝓵 𝓽𝓱𝓮 𝓛𝓪𝓼𝓽 𝓟𝓮𝓽𝓪𝓵 ... . . @DriedRoses_bot فیکشـن # The story began with his eyes

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
391
مشترکین
+824 ساعت
+537 روز
+20530 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌𝖺𝗌𝗁𝖾𝗇 夜 𝖯𝖺𝗋𝖺𝖽𝗂𝗌𝖾 🌟 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗃𝗂𝗇'𝗌 𝖾𝗒𝖾𝗌 ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌

Repost from innie 's home
‌ ‌ the 杨 's universe foxie fans ‌⨾ ﹙ 🦊 ﹚

‌‌ ‌ ‌🐍  ˒  𝗁𝖺𝗏𝗂𝗇𝗀 𝖿𝗎𝗇 ‌﹫ 𝗁𝗐 ‌ ‌♱𝆬     ‌ ‌ ‌⎯ㅤ𝖼𝗈𝗆𝖾  和  t.me/ch1wg

‌‌ ‌ ‌☕️  ˒  𝗁𝖺𝗏𝗂𝗇𝗀 𝖿𝗎𝗇 ‌﹫ 𝖻𝖼 ‌ ‌♱𝆬     ‌ ‌ ‌⎯ㅤ𝖼𝗈𝗆𝖾  和  t.me/ch1wg

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ1 ‧ ₊˚ 21
+1
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ1 ‧ ₊˚ 21

ㅤㅤㅤㅤㅤ𝖼𝗁𝖺𝗉𝗍𝖾𝗋 9

Repost from Daylight .
مینهو لبخندِ بی‌روحی زد؛ لبخندی که حتی به چشم‌هاش هم نرسید. به تصویرِ خودش روی مانیتور خیره شد. چقدر زیبا بود. چقدر غریبه شده بود..

Repost from N/a
تـاریـڪے را از مـن ربـوده‌اند، جـانم... ‌ ‌ ‌ ‌
+1
تـاریـڪے را از مـن ربـوده‌اند، جـانم... ‌ ‌ ‌ ‌

اپیزود اول، تمبر های خیس یک وطن
وطن، یک زخم بی مرز بر تنم بود، راه رهایی نداشت و تو، از همان آغاز کودکی ام برایم شعر وطن خواندی و زخم سرودی و زخم کشیدی و زخم سپردی به دو دست کوچک دنیا‌ ندیده ام. من، فرزندِ کشوری بودم که پیش از آن‌که مرا به دنیا بیاورد، کودکی‌ام را از من گرفت و تو، از همان آغاز با من از خدایی که در پس هر گلوله، در شعر مراقب خاک و خون خدایان زمین است حرف میزدی و من، از همان ابتدا سرکش‌ِ کوچک بی‌دینِ تو. اما دلبندم، حال که دین و گلولهٔ این کشور به تو نیز رحم نکرد، خدای گم شده‌ات در چند جمله عربی کجاست؟ تو، رفته ای وتن مرا در وطن بی‌تحاشی جای گذاشته ای و منِ‌ بی من، وطن در آدرس اشتباه‌ست. برای تو مینویسم در میانه بی‌خوابی در تمامی شبهای این وطن. امروز که محتاج تو ام جای تو خالی‌ست. فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست. من بی خوابم در تمامی شبها، تو بیا و بگو بی تو کجا روم ای دوست، که نگاهت مرهمی بر درد آوارگی ام شود. دوری از دیار کبوتریست در آسمان که نقطه ای سپید می‌شود بر گیسوی مشکی من. دیار روستایی‌ست که رود آب شیرین آن از قلب تو چکه می‌کرد و آسمان آبی‌اش در دو چشمت می‌درخشید. دیار، جنگلی بود که بی‌هوا مرا به آن بردی و بر روی چمن، زنده تر از دیروز تا دریا دویدیم و به بوسه هایت، مستم کردی و از فرط ذوق‌زدگی به تنهایی از خواب بیدار شدم... و تو میدانی که شب های غمگین این وطن، یک طنز کبود به روزگار سیاه من بود؛ هرچند مرا از شکست شبی میترساندند که بانگ پیروزی از گلویش برخاسته بود؛ روزگاری خون سرخ من از این خاک شور به تو خواهد رسید. و به زلالی شاخه گلی در کف دست های کوچکت مرا لمس خواهی کرد. من بی‌خوابم در تمامی شبها، و دریا بی خواب است. درخت بی‌خواب است، شعر بی‌خواب است، خاک بی‌خواب است، گلوله بی‌خواب و من، روزی در همین بی‌خوابی ها درخت خواهم شد. و اما تو اگر روزی از این خیابان های سرد گذر کردی، دلبند کوچک‌ من، از یاد مبر برای هر گل سرخ بر سنگفرش خیابانمان صدها جان پر کشید و رفت. و اگر روزی در این کشور گم شدی، احساس غریبگی نکن، چرا که در هر گوشه این خیابان، صدها نفر از هم وطن هایت و من، با دیار خداحافظی کردیم. و تو، اگر روزی بازگشتی به مزار من، مرا درختی بر بالای سنگ سپیدم بخوان. روزگاری اشک های من، در میان جویبار همین خاک به تو خواهد رسید، به زلالی بوسه ای بر دستان کوچکت خواهم زد و معشوقهٔ وطنی کوچکم، به من قول بده که از سرمای آب بهار، بیزار نشوی. اگر از شب ستارگان و زمین بی رحم بازگشتی به من سری بزن. به بوسه ای مستم کن و دوباره مرا به دریا ببر، به شعری دعوتم کن و شاخه گلی بر مزارم بگذار. شبیه همانانی که میدانستی دوست داشته ام و هرگز بر زبان نیاورده ام. چرا که خواب گل سرخ، در کشور ما بهای چوبه دار داشت. شبیه سرخی خون یار، شبیه پرچم به خون آغشتهٔ ما. شبیه من، شبیه تو، شبیه... وطن.


🔤🛐❕ آرشیوِ تابستان‌های مرده ㅤㅤکفنِ سفید برای یک تابستانِ سوخته
+4
🔤🛐 آرشیوِ تابستان‌های مرده ㅤㅤکفنِ سفید برای یک تابستانِ سوخته

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ــ پسـرڪ از ٺاݛیڪی مے‌تݛسـٻد؛ امـا حالـا... ‌ ‌ ‌ ‌ ‌آفٺـابش ترڪش کـݛده بـود!
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ــ پسـرڪ از ٺاݛیڪی مے‌تݛسـٻد؛ امـا حالـا... ‌ ‌ ‌ ‌ ‌آفٺـابش ترڪش کـݛده بـود!

یـادتہ‌ ࢪوز اولے کـه همو دیـدیـم؟ عیـن فࢪشتہ‌ ها بـودی. تـا دیدمـتـ یهو قلبـم وایسـاد..نمیـدونستـم چہ‌ حسیہ‌، فقط میـدونستـم توࢪو می‌خـوامـ.

Repost from ㅤ ‌strange ㅤ
‌dead flowers‌     🏹٬ ‌ ‌    … still look 残 beautiful