✧ 𝖠 𝖲 𝖳 𝖤 𝖱 𝖨 𝖲 𝖬 ✧
رفتن به کانال در Telegram
For those who find beauty in cinema, comfort in music, meaning in words, and home in books. ✦ 𝖨𝖼𝗈𝗇𝗌 • 𝖰𝗎𝗈𝗍𝖾𝗌 • 𝖲𝗈𝗎𝗇𝖽𝗍𝗋𝖺𝖼𝗄𝗌 • 𝖡𝗈𝗈𝗄𝗌 ✦
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
246
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-257 روز
-1830 روز
آرشیو پست ها
سریال خاطرات خونآشام یه دیالوگ داره که میگه:«میگن گذر زمان زخما رو شفا میبخشه، منتها هر چقدر فقدان بزرگتر، زخمها هم عمیق تر میشه و مثل روز اول شدن هم سختتر میشه. شاید زخم به مرور کم بشه ولی جای زخم به عنوان یادآور رنج آدم، باقی میمونه و باعث میشه فرد زخمی همیشه حواسش باشه تا دوباره زخمی برنداره.»
𝑾𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒏’𝒕 𝒃𝒆𝒄𝒐𝒎𝒆 𝒔𝒕𝒓𝒂𝒏𝒈𝒆𝒓𝒔 𝒂𝒍𝒍 𝒂𝒕 𝒐𝒏𝒄𝒆;
𝒊𝒕 𝒉𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝒔𝒍𝒐𝒘𝒍𝒚.
𝑰 𝒔𝒕𝒊𝒍𝒍 𝒎𝒊𝒔𝒔 𝒚𝒐𝒖 𝒔𝒐𝒎𝒆𝒕𝒊𝒎𝒆𝒔,
𝒃𝒖𝒕 𝑰 𝒅𝒐𝒏’𝒕 𝒏𝒆𝒆𝒅 𝒚𝒐𝒖 𝒂𝒏𝒚𝒎𝒐𝒓𝒆.
ما یکدفعه غریبه نشدیم؛ آرامآرام اتفاق افتاد. با هر پیامی که دیرتر جواب دادی، با هر حرفی که نگفتیم، با هر چیزی که در دلمان ماند. هنوز گاهی دلم برایت تنگ میشود، اما دیگر دلم نمیخواهد برگردی. فکر میکنم این یعنی بالاخره یاد گرفتهام فرقِ دلتنگی و نیاز را بفهمم.
“The less we talk, the more we become strangers. i used to be so afraid of losing you, but now i see the truth. i still miss you sometimes, but i don't need you anymore.”
«هرچه کمتر با هم حرف بزنیم، بیشتر برای هم غریبه میشویم. قبلاً خیلی میترسیدم که تو را از دست بدهم، اما حالا حقیقت را میبینم. هنوز گاهی دلم برایت تنگ میشود، اما دیگر به تو نیاز ندارم.»
The greatest betrayal of oneself is giving away your solitude to people who are unworthy of it.
بزرگترین خیانت انسان فروختن تنهایی اش به آدم های بی ارزش است ...
بیچارگان: روایت زندگی دو انسان تنها و فقیر که در میان فقر، عشق و رنج، به یکدیگر پناه میبرند.
کتابی که هرکسی باید بخونتش ...
#بیچارگان
گاهی آدمها نمیروند؛
فقط آنقدر دور میشوند
که دیگر صدای شکستنِ چیزی بینتان
به گوش هیچکدام نمیرسد.
چشمانم را بستم؛
نه از ترس،
که نبینم چگونه بیرحمانه مرا در میان ویرانههای خیالم رها میکند.
تا ابد نخواهم دانست
آیا لحظهای برگشت
تا آخرین بار به چشمانم نگاه کند یا نه.
و او نیز تا ابد نخواهد دانست
چه جنگی با خودم داشتم،
تا دوباره جرئت کنم
چشمانم را باز کنم.
