نعنایِ ژنرال/ rest
رفتن به کانال در Telegram
شاید سرنوشتِ ما، در تقدیرِ این دنیا نوشته نشده بود، معبودِ من. @Easeyourselfandtrustmebot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5704966397
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
370
مشترکین
-124 ساعت
-237 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
فضای متن، غمگین و آرام و سرشار از حسرتِ حرفهای نگفتهست؛ از اون جداییهایی که نه عشق تموم شده، نه دلکندن آسونه، فقط یکی اونقدر درگیر تاریکیهای خودش شده که نمیتونه دست کسی رو که دوستش داره، نگه داره. تضاد بین یونگی که عشقش رو پشت سکوت پنهان میکنه و هوسوکی که با وجود تمام دوست داشتنش، بالاخره رفتن رو انتخاب میکنه، به داستان عمق عجیبی میده. دردناکترین بخش قصه اینه که هیچکدوم بیعشق نرفتن؛ یکی موند چون نمیتونست رها کنه و اون یکی رفت چون دیگه نمیتونست خودش رو فراموش کنه. و آهنگ Blue Side در پایان، شبیه اعترافیه که وقتی بالاخره به زبان اومد، دیگه کسی نبود که باید میشنیدش. نویسندگی متن خیلی لطیف و احساسی بود، مخصوصاً پیوندی که بین سکوت یونگی و آهنگ Blue Side ساختی. روایت از هر دو دیدگاه باعث میشه درد هر دو شخصیت رو لمس کنیم، و پایانش هم قشنگ و تلخه؛ از اون پایانهایی که بعد از خوندنش، آدم چند لحظه به صفحه خیره میمونه. در اخر مود برد یا حالا همون عکس واقعا کامل کنندهی فضای متنت بود و همه چی محشر بود.خسته نباشی مین شیِ عزیز.
Repost from N/a
I hope you learn a lesson from reading the story of YOONGI and J-Hope
