1 065
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-1247 روز
-13530 روز
آرشیو پست ها
1 065
سلامتی کسی که درکم نکرد،
جاش یه نخ از پاکت درادو گذاشتش کنج لب،
عین همه نکرد منو ترک ،
کشیده بود خیلی درد ،
ولی دید این یکی دردم رو نمیشه درک کرد ،
دست گذاشت رو شونم ،
گفت داداش حال منو حال تو بهتر کرد،
حتا وقتی که حالت بوده بد ،
چون تو بودی کسی که منو از بیخ درک کرد ،
گفت من خنجر خوردم از یه مشت نامرد ،
که صداشون میزدم برادر،
گفت وقتی بم گفتی چجوری ندید رفیقم منو کشت از عمد، رفتش جونم در ،
گفتم بت گفته بودم امثال اینا بودن کردن منو نابودم،
در جواب برگشتی گفتی نه داداشی اینا دارای فرقن ،
جلو چشام بت زدن وقتی نبودی کنارم و نیازت داشتم ،
این ورسو نوشتم که نگی من کورم و گرنه
اگر غرق سکوتو این خنده های فیکم
چون گیر گذشته هامم،
تو ورسم نبردم نامی ازت ؛
ولی داداشی !
داداشیتو دنیا ندید بر زد !
یه شب وقتی رگو زد میگفت کاشکی میدید
این یه نفر چی میگذره درونه این سر.
اگر خم شدم جلو هر سلامو حرف،
چون خیانت دیدم حتا از خودم منی که نداشتم حتا با خودم حرف ،
شاید تو دیده باشه حرفام مزخرفه
ولی خوشحاله باشه کسی که درک نمیکنه چی میگه این پسر ،
چون نداره نیازی به درمونی ،
و من ندارم درمونی ،
