تیفانی در تجریش
رفتن به کانال در Telegram
حرفی نیست ولی من مهسام و اینجا هم تیفانی در تجریشه دفتر پستمون تو تیفانی در تجریش: @kimmoon_mbot تلگراف خونمون تو تیفانی در تجریش: @tifaniintajrishbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
281
مشترکین
-524 ساعت
-277 روز
-2530 روز
آرشیو پست ها
جذابیت کتاب دقیقاً همینجاعه؛ تقریباً هیچ اتفاق بزرگی نمیافته، اما هر صفحه، تنش بیشتری از صفحهی قبل دارده انگار کنار اعضای خانواده نشستی و منتظری در باز بشه با این تفاوت که هرچقدر زمان میگذره بیشتر آرزو میکنی اون در هیچوقت باز نشه و پدر برنگرده.
پدر خانواده دیر میکنه و همین تأخیر باعث میشه سکوت خونه بشکنه.
اعضای خانواده باهم حرف بزنن و حرفایی رو که سال هاست توی دلشون مونده رو بزنن و کم کم میفهمن سال ها زیر سایه ی مردی زندگی کزدن که اجازه ی زندگی کردن بهشون نداده.
داستان فقط توی چند ساعت و تقریباً تو یه آپارتمان میگذره.
مادری به همراه دختر و پسرش منتظر برگشتن پدر خانواده هستن
پدر خانواده مردی مستبد سختگیر و وسواسیه که قراره برای جشن ترفیع شغلیش، غذای محبوبش، خوراک صدف، روی میز باشه.
غذایی که هیچکدوم از اعضای خانواده دوستش ندارن، اما سالهاس برای راضی نگه داشتن پدر میپزن.
خوراک صدف» اثر بیرگیت فاندربکه نویسندهٔ آلمانیه
رمانی کوتاه و درخشانه که با کمترین اتفاقات بیرونی یکی از نفسگیرترین تنشهای روانی رو خلق میکنه این کتاب اولین بار سال ۱۹۹۰ منتشر شد و خیلی زود به یکی از مهمترین آثار ادبیات معاصر آلمان تبدیل شد.
اگر بخوام یه توصیه ای به خوانندهٔ عصیان کنم اون توصیه اینه که بد نیست بعد از این کتاب افسانهٔ میگسار قدیس رو هم بخونه.
انگار داخل اون کتاب با نویسنده ای توی یه طیف دیگه مواجه میشه.
اما باید سعی کنه اون اثر رو به یوزف روت ربط بده تا به یه جمع بندی کلی از اثار روت برسه.
اگه به رمانای اروپایی با حالوهوای بعد از جنگ و شخصیتای فراموشنشدنی و نقدهای اجتماعی ظریف علاقه داریدد «عصیان» یکی از اون کتاباییه که تو حجم کم اثر عمیقی رو ذهن خواننده میذاره.
یوزف روت تو این رمان با نثر ساده و بیشیله پیله نشون میده
چجوری نظامهای اجتماعی میتونن حتی وفادارترین و مطیعترین افراد و قربانی کنن.
«عصیان» قبل از اونکه دربارهٔ شورش علیه حکومت باشه
روایت عصیان خاموش انسانیه که بعد از بارها تحقیر شدن دیگر نمیتونه به همون جهان سابق ایمان داشته باشه.
اما یه اتفاق تو زندگیش آرامش و ازش میگیره
مجوزش باطل میشه شغلشو از دست میده همسرش بهش خیانت میکنه و کمکم همه چیز از دستش میره.
هرچقدر بیشتر برای حفظ کرامت و جایگاهش تلاش میکنه بیشتر تو چرخدندههای بیرحم جامعه خورد میشه
اون چیزی که در شروع فقط یه بیعدالتی به نظر میرسه به سقوط کامل انسانی تبدیل میشود که روزی به عدالت ایمان داشته
قهرمان داستان آندریاس پوم سربازیه که تو جنگ جهانی اول ی پای خودش رو از دست داده و بعد از برگشتن برای قدردانی از خدمتش مجوز فروش خیابانی سازدهنی دریافت میکنه.
اون مردی ساده، قانونمدار و مؤمن و وفادار به نظم جامعه است
کسی که باور داره اگه انسان درستکار باشه دنیا هم با اون منصفه
عصیان یکی از اولین رمانای یوزف روت نویسندهٔ اتریشیه که سال ۱۹۲۴ منتشر شد
یه رمانی کوتاه اما تلخ که فروپاشی تدریجی یک انسان رو در جامعهای بیرحم به تصویر میکشه.
Repost from یادداشت های یک دیوانه
قشنگ ترین دیلی هایی که این روزا میتونی بهشون سر بزنی اینجان ✨🤍
- اد و شیر یادتون نره
https://t.me/addlist/Gzg1-2cKw-FkOTlk
@tifaniintajrishbot
اینجا تلگراف خونه ی ماعه.
بعضی وقتابراتون نامه یا داستان تلگراف میکنیم.
فقط کافیه استارت کنیدش::)
