اینجادیوانهایمینویسد!
رفتن به کانال در Telegram
من؟ شاید هیچکاره، شاید هم نیمچه نویسنده. @Thecrrazyhearbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
6 562
مشترکین
-9324 ساعت
+3 0947 روز
+2 43330 روز
آرشیو پست ها
حس میکنم B هم دوست A هست هم دوستC بعد اینا رو با هم آشنا میکنه در واقعا جمع میشن و بعد خودش تنها میمونه و حذف میشه از رابطه و اونا میرن با هم
بمیرم واسه غمی که تجربه کردین.
همهی نظرها یهچیزه.
راستش بدجوری دلم گرفت.
آستانهی تحمل درد تو وجودم، به زیر صفر رسیده. خلاصهکه بالا تر از گل بهم نگید.
این پیام رو فور کنید، بیام چنلتون رو بخونم، اگه از چنلی خوشم اومد جوین شم و بهش استارز بدم.
ظرفیت نداره. جوین باشی خوشحالم میکنی.
من خیلی وقته با سردرد، معدهدرد، تیکعصبی، لرزش پلک، لرزش دست، تکوندادن پا، تپشقلب، کندنِ پوستِلب و درد قفسهسینه تشکیل خانواده دادم. دور هم خیلی هم خوشحال و راضیایم.
به این چرتوپرتای اینستاگرامی گوش ندین که میگن آدمی که فلان نکنه کنسله. هیچکس اونقدری کامل نیست که کسی رو کنسل کنه، اونا فقط میخوان با روش متقاعدسازی این موضوع رو ملکهی ذهن شما کنن که اگه فلانچیز رو نداشتهباشی فلاناتفاق میافته. اینها فقط یکسری باورهای غلطه تا اعتماد به نفس شما رو کم کنن و عزتنفستون رو ازتون بگیرن.
اینچندروز ناشناسها راجعبه اینکه کیفیت نوشتهها خوب شده و حرفدلتون توشون زده میشه زیادن. اول اینکه من متاسفم که این میزان غم رو تحمل میکنید و بهتون افتخار میکنم. مورد دوم، دلتون میخواد این سبک نوشتهها بیشتر بشن یا برگردیم به روال قبل که روزی دو سهتا پیام بیشتر نبود و فضا شادتر بود؟
دلیلِ بیحالی و خستگیِ اکثر آدمها اعتیاد به تخت ئه. یهجور وابستگیِ شدید در کنار یه احساسِ امنیت شدیدتر. انگار از بیرون اومدن از تخت میترسیم، چون دنیای بیرون با نظرمون بیرحم و آدمهاش بیرحمترن. پس میچسبیم به یه تخت، چون فکر میکنیم امنترین جای ممکن همونجاست.
