اینجادیوانهایمینویسد!
رفتن به کانال در Telegram
من؟ شاید هیچکاره، شاید هم نیمچه نویسنده. @Thecrrazyhearbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
7 168
مشترکین
-7824 ساعت
-5157 روز
-80130 روز
آرشیو پست ها
بعضی وقتها تنها چیزی که تورو به این دنیا وصل نگه میداره، همین فکرِ "چی منو به دنیا وصل نگهداشته؟" ست.
بعضی وقتها تنها چیزی که تورو به این دنیا وصل نگه میداره، همین فکرِ "چی منو به دنیا وصل نگهداشته؟"ست.
من تموم بودنام رو بودم، از این به بعد پلن نبودن و کمبودنه. دیر میام، زود هم میرم. مثل برفی که میاد، باعث خوشحالیِ بقیه میشه و بعد آرومآروم محو شه تا جایی که دیگه هیچ اثری ازش باقی نمونه.
من نه مرد ستیزم نه زنستیز، اما بعد از دیدنِ اقشار خاصی از جامعه، مستقیما انسانستیز میشم.
یکی از بدترین احساساتی که یه فرد میتونه تجربه کنه، حس تعلق نداشتنئه. یه حسی شبیه به پوجی. دیگه جاهایی که قبلا میرفتی، حالت رو خوب نمیکنن، انگار نمیدونی چرا اینجایی، بهزور یهجا زندانیت کردن و مجبورت کردن بمونی حتی وقتی سلول به سلول تنت، دلش رفتن میخواد. اگه بمونی هم دیگه مثل قبل ته وجودت خوشحال نیست. اونجاست که دیگه واست اهمیت نداره کجا باشی، هیچجا واست معنی خونه نمیده.
یکی از قشنگترین حسهای دنیا، خرید کردن برای خودته. وقتی واسه خودت خرید میکنی، چه کوچیک چه بزرگ، یه حسِ رضایت و خوشحالیِ بزرگی وجودت رو پر میکنه.
دردی که نکشتت، نه بامزهترت میکنه، نه قویترت میکنه، نه هیچچیز دیگهای. فقط زخمیترت میکنه، غمگینترت میکنه، اورثینکت رو بیشتر میکنه و در نهایت زندگی رو برات زهر میکنه.
همهی کارا رو انجام میدم، اگه انجام نمیدادم شاید الان اینجا نبودم یا بخشی از داستانم متفاوت بود.
