اینجادیوانهایمینویسد!
رفتن به کانال در Telegram
من؟ شاید هیچکاره، شاید هم نیمچه نویسنده. @Thecrrazyhearbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
6 975
مشترکین
+3 77624 ساعت
+3 3417 روز
+2 97230 روز
آرشیو پست ها
درود.
صاد هستم، نوزدهسالمه، به رنگ خاکستری علاقه دارم، تایپ شخصیتیم iNTP ئه. رشتهم تو دبیرستان انسانی بود.
دیگه؟
یکی دیگه از بدترین احساساتی که یه فرد میتونه تجربه کنه، حس بلاتکلیفیئه. یه حسی بین بودن و نبودن. انگار نمیدونی داری چیکار میکنی یا حتی نمیدونی میخوای چیکار کنی. میآی برای انجام کاری برنامه میریزی، یههو همهچیز عوض میشه و بهکل خراب میشه. بقیه فکر میکنن مشکل از توئه، ولی اینطور نیست. تو دلت میخواد مفید باشی، یهکار خوب و مفید انجام بدی اما زمان یهطوری میچرخه که تویی که بین بقیهی دوستهات، آدمی با انگیزه و هدفدار شناخته شدی دیگه حتی به عادیترین کارهات هم نمیتونی برسی و شروع میکنی به سرزنشکردن و شککردن به خودت.
بعضی وقتها تنها چیزی که تورو به این دنیا وصل نگه میداره، همین فکرِ "چی منو به دنیا وصل نگهداشته؟" ست.
بعضی وقتها تنها چیزی که تورو به این دنیا وصل نگه میداره، همین فکرِ "چی منو به دنیا وصل نگهداشته؟"ست.
من تموم بودنام رو بودم، از این به بعد پلن نبودن و کمبودنه. دیر میام، زود هم میرم. مثل برفی که میاد، باعث خوشحالیِ بقیه میشه و بعد آرومآروم محو شه تا جایی که دیگه هیچ اثری ازش باقی نمونه.
