463
مشترکین
+124 ساعت
+67 روز
+4330 روز
آرشیو پست ها
464
قضیه از این قرار بود ک پارسال اسفند ماه من. گفتمش بیا ببینمت گفت ک کار دارم یکی از دوستام تازه رل زده بود گفت بیا با من بریم دیت اوله من میترسم گفتم باشه
رفتیم تو کافه گفتمش ک من یه میز دیگه میشینم تو یه میز دیگه بشین زشته بیام پیشت خلاصه ما ورود کردیم دوست پسر خودمون دیدیم اون منو هنوز ندیده بود درست رفتم سر میز با شک زیاد گفتم شاید اشتباهی چیزی شده دیدم ن بابا اتباهو من کردم ک اومدم دست اینارو بهم زدم
تا نگو لاشی به دوستمم چیزی نگفته بوده اونم خبر هیچی نداشت
100/10
د اخه
464
رلش پیامامونو خوند و جریانو فهمید و اونم گفت کات کنیم و ولی بهم نگفت رلش خونده چون مشخص بود من دارم صدمو براش میزارم😂💔
بعد یک هفته دوباره دوست شدیم و بعدش دوباره رفت و دیگه هم برنگشت
6/10
🤷🏻♀️
