𝑨 𝒑𝒊𝒆𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒎𝒆
رفتن به کانال در Telegram
ما غصههایمان را شُمردیم و به خواب رفتیم باید هم کابوس میدیدیم. چت ناشناس میتونی هرچی میخوای بهم بگی و پیامت از طرف یه ناشناس برام فرستاده میشه هر انتقاد و تعریف و حرفی بود بفرستید میخونم http://t.me/HidenChat_Bot?start=6916889938
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
137
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-897 روز
-8430 روز
آرشیو پست ها
بدیش اونجاست که میدونی تهش این مهربونی و دلسوزیت بهت اسیب میزنه ولی بازم مهربون و دلسوزی..
مدتهاست با خودم حرف میزنم؛ با همان آدمی که روزی پر از رویا بود و حالا میان خاطراتش قدم میزند، مثل مسافری که نشانی خانهاش را گم کرده باشد .
خیلی غمگین و دل شکستهام، هر شب تو سکوت ساعتها اشک میریزم، اما هی مجبورم زندگی کنم، نمیتونم تمام روز رو غصه بخورم.
روزها زندگی میکنم، لبخند میزنم و شبها اشک میریزم و درد میکشم.
گاهی سکوت میکنم، نه از بیحسی...
فقط چون میدانم بعضی آدمها هیچوقت نمیفهمند کدام حرفشان درد داشت.
