-نرگس باروننخورده
رفتن به کانال در Telegram
خداوندگار عالم! نگذار که در ناملایمات زندگی، گمان کنم رهایم کرده ای. https://t.me/SendHarfBot?start=5ac0575cf6ab به وقت تنهایی و دل آزردگی سری به اینجا بزن؛
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
257
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+2230 روز
آرشیو پست ها
هایلایت کردن جملات کتاب خیلی سلیقه م نیست.
هرکی کتابو باز کنه میبینه
میخوام مورد علاقه هام سکرت باشه
کله ی ادمو عصبی میکنن.
بذار گناه من همین باشه فقط.
انشالله درآینده اینقد رو خودم کار کنم که تنها گناه من اهنگ گوش دادنم باشه که همونم قطع کنم
وای بچه ها یبار یکی بهم گفت فلان اهنگه که گذاشتی چنلت زن میخونه. نمیدونی که فلانه؟
یکی از بچه ها کلا چادرشو برداشت که هیچی بعد شروع کرد مسخره کردن ما که روزه میگیریم و این داستانا
امشبم اینقد ناراحتم که وقتی شب بخوابم و فردا پاشم عینک خاکستری رو چشمم سه درجه تیره تر شده
من با اینکه توی خانواده نسبتا مذهبیای به دنیا اومدم ولی تنها دختر چادری بین دختر خالهها و دخترداییم اینا هستم. از همون اول به اسم "این رو ولش کن پاستوریزهست" و "تو برو پیش مامانت نگرانت نشه..." کنار گذاشته شدم تا الان که خودشون میدونن اگه بهم بگن هم باهاشون نمیرم
(کلا یهبار باهاشون رفتم قهوهخونه و بعد خاطرهی کل اون ساعات رو بالا آوردم👌🏻)
توی دبیرستان و راهنمایی سعی میکردم با قرتیترین دخترهای کلاس طرح دوستی بریزم و براشون تصویر یه دختر چادری رو متعادلتر کنم... به نوعی این رو تذهیب خودم میدیدم. شاید تا حدودی هم موفق بودم، نمیدونم.
بهترین دوست دبیرستانم یه دختر چادری بود که خانوادهی سختگیری داشت؛ از اینا که تنهایی حتی گلزار شهدا هم نمیرفت و باید داداشهاش میرسوندنش، یهبار واسه تولدش خوشگلترین قاب عکس ممکن از آقای شهید رو کادو دادم. چند سال پیش (بعد از ززآ) زنگ زده بودم تولدش رو تبریک بگم که گفت داره میره آمریکا و حالش از همه چی بهم میخوره و هرچی هم دهنش رسید گفت و قطع کرد.
