fa
Feedback
-نرگس بارون‌نخورده

-نرگس بارون‌نخورده

رفتن به کانال در Telegram

خداوندگار عالم! نگذار که در ناملایمات زندگی، گمان کنم رهایم کرده ای. ‌https://t.me/SendHarfBot?start=5ac0575cf6ab به وقت تنهایی و دل آزردگی سری به اینجا بزن؛

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
257
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+2230 روز
آرشیو پست ها
مشهدیا فقط.😂😂😂

هایلایت کردن جملات کتاب خیلی سلیقه م نیست. هرکی کتابو باز کنه میبینه میخوام مورد علاقه هام سکرت باشه

اینجوری که فقط امام زمان باید مملکت و نجات بده و نایب معنی نداره

مام ازینا داریم متاسفانه فامیلن فقط🫪

مشتاق موزیک جدید.

چیکار به من داری.

کله ی ادمو عصبی میکنن. بذار گناه من همین باشه فقط. انشالله درآینده اینقد رو خودم کار کنم که تنها گناه من اهنگ گوش دادنم باشه که همونم قطع کنم

خب گوش نکن تو وا.

وای بچه ها یبار یکی بهم گفت فلان اهنگه که گذاشتی چنلت زن میخونه. نمیدونی که فلانه؟

ینی چون ناراحتم نمیتونم جملاتم رو منسجم به مخاطب برسونم

دلم میخواد راجع به یسری مسائل حرف بزنم ولی حوصله ندارم

و همشون رفتن چون با همشون یه دور دعوا گرفتم🤣🤣🤣

از یه جایی به بعد برام مهم نبود دوستامو از دست بدم واقعا

یکی از بچه ها کلا چادرشو برداشت که هیچی بعد شروع کرد مسخره کردن ما که روزه میگیریم و این داستانا

یکیشون بهم گفت واای شما عروسی میرید مگه؟وای شما مگه تولد دارید🤣😭

امشبم اینقد ناراحتم که وقتی شب بخوابم و فردا پاشم عینک خاکستری رو چشمم سه درجه تیره تر شده

‌ من با اینکه توی خانواده نسبتا مذهبی‌ای به دنیا اومدم ولی تنها دختر چادری بین دختر خاله‌ها و دخترداییم اینا هستم. از همون اول به اسم "این رو ولش کن پاستوریزه‌ست" و "تو برو پیش مامانت نگرانت نشه..." کنار گذاشته شدم تا الان که خودشون می‌دونن اگه بهم بگن هم باهاشون نمی‌رم (کلا یه‌بار باهاشون رفتم قهوه‌خونه و بعد خاطره‌ی کل اون ساعات رو بالا آوردم👌🏻) توی دبیرستان و راهنمایی سعی می‌کردم با قرتی‌ترین دخترهای کلاس طرح دوستی بریزم و براشون تصویر یه دختر چادری رو متعادل‌تر کنم... به نوعی این رو تذهیب خودم می‌دیدم. شاید تا حدودی هم موفق بودم، نمی‌دونم. بهترین دوست دبیرستانم یه دختر چادری بود که خانواده‌ی سختگیری داشت؛ از اینا که تنهایی حتی گلزار شهدا هم نمی‌رفت و باید داداش‌هاش می‌رسوندنش، یه‌بار واسه تولدش خوشگل‌ترین قاب عکس ممکن از آقای شهید رو کادو دادم. چند سال پیش (بعد از ززآ) زنگ زده بودم تولدش رو تبریک بگم که گفت داره می‌ره آمریکا و حالش از همه چی بهم می‌خوره و هرچی هم دهنش رسید گفت و قطع کرد.

درمورد دوستام اینا نمیخوام حرف بزنم حوصله ندارم

ولی زندگیم جوری پیش رفته که اینده رویاییمم تنها تصور میکنم ناخوداگاه