closed. شڪلـاتِ ٺـلخ
رفتن به کانال در Telegram
تڪہـہاےخࢪدشدهےڦلبشٻشهای @sweetcndybot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
267
مشترکین
-324 ساعت
-127 روز
-3630 روز
آرشیو پست ها
Repost from ㅤ- 𝖠𝗉𝖺𝗋𝗍𝗆𝖾𝗇𝗍 ⁴⁰²
میانِ ما، عشقی بود که هرگز مجالِ نام گرفتن نیافت؛ در فاصلهی کوتاهِ میانِ دو نت، در مکثِ پیش از فرودِ یک نغمه، و در لرزشِ خاموشِ سازی که گویی از سرگذشتِ ما خبر داشت. تو موسیقیِ ممنوعِ زندگیام بودی؛ آن ملودیِ دوری که هرچه بیشتر شنیده میشد، فاصله را عمیقتر میکرد. و سرانجام، درست در همان میزان که دل به ماندنت خو گرفته بود، آهنگ به سکوت رسید؛ گویی تقدیر، آخرین نت را چنان نواخت که عشق، پیش از آنکه به زبان بیاید، به سوگِ جدایی نشست.
Repost from N/a
- میری؟
- یک آغوش سهم من نیست از عشقی که تمام مدت ازم دریغش کردی؟
🕰 https://t.me/amorexr
Repost from ㅤ amōrın.
ㅤ ㅤ ㅤ ㅤ ㅤ 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗐𝗁𝖾𝗋𝖾 𝖻𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇
ㅤ ㅤ ㅤ ㅤ 𝗀𝗅𝗂𝗍𝗍𝖾𝗋 𝗇’ 𝖼𝗁𝖺𝗈𝗌 🌟.
𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗎𝗋 𝖺𝖼𝖼𝗈𝗎𝗇𝗍 𝗌𝗁𝗂𝗇𝖾 “𝗐𝗂𝗍𝗁 𝖺𝗆𝗈𝗋𝗂𝗇🌟
Repost from استیکرگاه خیارچنبر🖤
این پیام رو فوروارد کنید تا براتون یه تبلیغ پروکسی اسپانسری طور بنویسم.
نیازی به جوین بودن نیست.
Repost from موﺰه ے تواࢪیــخ
این پیامو فور کنید و اسم بایستون رو بگید و من یه چیز رندوم مثل این بایسولوژیا میگم بهتون
جوین باشید و حتما اسم گروه رو هم بگید
Repost from N/a
+1
As long as we were not close, I was the moon. As we approached, dawn began, and later the first rays came out to illuminate a cup of cold coffee
The light fell on his face and he was inspired by the past evening, and maybe by me.
