• 𝖦𝗆𝗆𝗍𝗁𝖾𝖾𝗏 𝖿𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 •
رفتن به کانال در Telegram
𝑺𝒐𝒎𝒆𝒕𝒊𝒎𝒆𝒔, 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒔𝒕 𝒃𝒆𝒂𝒖𝒕𝒊𝒇𝒖𝒍 𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒆𝒔 𝒃𝒆𝒈𝒊𝒏 𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒍𝒆𝒂𝒔𝒕 𝒆𝒙𝒑𝒆𝒄𝒕 𝒕𝒉𝒆𝒎. 🖤 ⌁ @MrsGasGasbot⌁ 𓆩 ارتباط با ما بهصورت ناشناس 𓆪
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
284
مشترکین
-124 ساعت
+57 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
✧・゚: *✧・゚:* *:・゚✧*:・゚✧
💜 آپدیت اواو سیو کاپل مستر فن بوی
🧸 پک و ادیت های ناز از 𝓸𝓯𝓯𝓰𝓾𝓷
🍓 آپدیت نن ارتیست دوماندی
🦋 اییو جویلادا + فرستخائو
🔥 آپدیت جیمز بازیگر مسترفنبوی، کرکتر ناین
💘 کنپائول و هرچی که بهشون ربط داره
🌈 نیوزهای لحظهای و ادیتهای خفن و فیکشن های داغ BL
🏆 کامل ترین مجموعه از دوماندی
🎬 معرفی بازیگرای بی ال
📚 دنبال فیک وانشات می گردی می تونی اینجا پیدا کنی
✧・゚: *✧・゚:* *:・゚✧*:・゚✧
🫶 پیوستن به تبادلات 🫶
این پارت برای بوم خیلی ناراحت شدم کاشکی بچه اش و خودش سالم باشن😭😭😭😭😭😭😭😭
مرسی از اینکه پارت جدید رو گزاشتین خاله جون 😊💋❤️🙏
کار های که قراره آخر هفته انجام بشه . 1.پارت های استرابری کامل گذاشته بشه /امروز 2.وانشات بزارم /پنچشنبه 3.رویایی دوباره دیدنت هم پارت بزارم /جمعه
Pov: santa
صدای در که اومد، سرمو از روی بالش بلند کردم
-بفرمایید
در باز شد و پرث وارد اتاق شد
یه عروسک خیلی بزرگ توی بغلش بود
همین که دیدمش، ناخودآگاه لبخند زدم
-وای… چه خوشگله
پرث خندید
+خوشت اومد؟
-آره، خیلی
چند لحظه به عروسک نگاه کردم، بعد نگام رفت سمت شکمم
-واسه بچهست؟
پرث با تعجب نگام کرد
+چی؟
-برای دخترمون خریدیش؟
پرث خندید و عروسک رو گذاشت کنارم
+نه
-پس واسه کیه؟
+واسه تو
چند ثانیه فقط نگاش کردم
-من؟
+آره، تو قشنگم
با ناباوری عروسک رو بغل کردم
-ولی فکر کردم دیگه حواست فقط به بچهست
پرث نشست کنارم
+چرا همچین فکری کردی؟
شونه بالا انداختم
-خب… الان دیگه بچه داریم
پرث آروم سرشو تکون داد
+بچهمون برام خیلی مهمه، معلومه
بعد دستش رو گذاشت روی دستم
+ولی تو اول بودی
نگاهش کردم
-یعنی؟
+یعنی قبل از اینکه این کوچولو بیاد، تو بودی که اومدی تو زندگیم
یه لبخند کوچیک زدم
پرث ادامه داد
+من الانم وقتی چیزی میبینم که فکر میکنم خوشحالت میکنه، اول یاد تو میافتم
-پس این واقعاً واسه منه؟
+کاملاً
-حتی اگه دخترمون بخوادش؟
پرث خندید
+براش یکی دیگه میخریم
با ذوق گفتم
-یعنی اینو نمیدی بهش؟
+نه
-چرا؟
+چون اینو برای تو خریدم
یه لحظه ساکت موندم
بعد عروسک رو محکمتر بغل کردم و آروم گفتم
-خیلی خوشحالم کردی
پرث لبخند زد
+همینو میخواستم
چند ثانیه بعد سرمو گذاشتم روی شونهش
+هوم؟
-اگه بچهمون به دنیا اومد و من هنوز عروسک میخواستم چی؟
+اون موقع هم برات میخرم
-پس من مهمترم؟
پرث بدون مکث گفت
+تو برای من یه چیز دیگهای
لبخندم پررنگتر شد
-این جوابو قبول دارم
پرث خندید
+میدونستم
تو یاد دادی بهم که خونه فقط یه مکان نیست؛ خونه میتونه یه آدم باشه. و تو، خونهٔ منی. هر جا که باشی، همونجا جاییه که دلم آروم میگیره.شب بخیر برههای کوچولو🩰🩰
فردا هم تمام پارت های مونده از استرابری رو میزارم و همین طور سعی می کنم چند پارت هم از بیتوین بدم که کلا این دو فیک سریع تموم بشن
✦⋆✦
⟡──────────⟡
𝑩𝒂𝒕𝒘𝒆𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝑯𝒂𝒍𝒆
between the ache and the answer, a story finds its way home...
⟡──────────⟡
❈ Realm Ongoing
❈ Dreamweaver ➳ نامشخص
❈ Bound Souls ➳ AouBoom
❈ Whispered By ➳ JoongDunk · PondPhuwin · PerthSanta
❈ Spellbound In Anxiety with a happy ending · Alpha/Omega · Bullying · Billionaire · Best friend · Mafia · Pain · Humiliation · Fated mates · Omegaverse · Mpreg · Mating
⋆˚✧˚⋆
⤷ enter the realm's archive
⤷ wander to the summary
⟡29⟡
⋆˚✧˚⋆
➳ Batween Love and Hate ⟡
𓋼𓆩⟡𓆪𓋼
this dream belongs to the sorceress of ·
𝖦𝗆𝗆𝗍𝗁𝖾𝖾𝗏 𝖿𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇
𓋼𓆩⟡𓆪𓋼
✦⋆✦
#𝑩𝒂𝒕𝒘𝒆𝒆𝒏_𝑳𝒐𝒗𝒆_𝒂𝒏𝒅_𝑯𝒂𝒕𝒆
