𝘊𝘢𝘳𝘢𝘮𝘦𝘭 & 𝘷𝘢𝘯𝘪𝘭𝘭𝘢꒱ྀིა Slow
رفتن به کانال در Telegram
369
مشترکین
-124 ساعت
-87 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
این خلاصهای بود از اتفاقات این دو روز. از اینجا ریاکتای خوشگلانی بدید💋🩷. البته که من احساس میکنم جونگ آرچن تا وقتی توجه مامی پو رو جلب نکنه و نوتیس نگیره ول نمیکنه و ماجرا ممکنه تموم نشده باشه، ولی خب🧍🏼.
جونگ دوباره امروز ویدیوی این مکالمه رو quote کرد و نوشت:
این پسره(پوند) خیلیییی حسوده وای😂😂˓ ˓♡• *🥑🐼𖥔 ᥫ᭡ #Update ⭒-.⋆𝘊𝘢𝘳𝘢𝘮𝘦𝘭 𝘢𝘯𝘥 𝘷𝘢𝘯𝘪𝘭𝘭𝘢⋆.-⭒
حالا از دیروز توییتای زیادی از این که پوند اون اوایل، همیشه به جونگ حسادت میکرده وایرال شده() و یکی از اونا به داستان آشنایی جونگپووین برای اولین بار برمیگرده:
پوند: شما دوتا چطوری همو شناختین؟ پووین: من و جونگ اولین بار تو محل برگزاری یه آزمون باهم آشنا شدیم. اشتباه فکر نکنید همکلاسی بودیما! نه، فقط یه آزمون مشترک داشتیم؛ و کاملاً تصادفی تو یه مکان، تاریخ و ساعت مشترک هردو باید اون آزمون رو میدادیم. من تنها نشسته بودم. بعد، جونگ یهویی اومد بهم سلام کرد، بدون اینکه همو بشناسیم. پوند: جناب جونگ، واسه چی اومدی همینجوری با پووین حرف زدی؟ دانک: آره، چرا؟ جونگ: چون آخه فقط من و پووین تو اتاق بودیم، و من اینجوری بودم که اوه! چقدر قدش بلنده، مثل یه سلبریتی و بازیگر میدرخشه! پوند: معلومه که نونگ جذابه. جونگ: اون موقع هم من هیچ دوست تایلندیای نداشتم، واسه همین سعی کردم سر صحبت رو باهاش باز کنم. پووین بهم گفت که بازیگره، آیدی اینستاگرام رد و بدل کردیم و من دیدم که اوه، چقدر معروفه.˓ ˓♡• *🥑🐼𖥔 ᥫ᭡ #Moment ⭒-.⋆𝘊𝘢𝘳𝘢𝘮𝘦𝘭 𝘢𝘯𝘥 𝘷𝘢𝘯𝘪𝘭𝘭𝘢⋆.-⭒
+1
آفکورس که سر و کلهی the one and only جونگ آرچن پیدا میشه. جونگ ویدیوی این مکالمهی پوندپووین که یکی از فنبیسای معروف گذاشته رو به همراه این دوتا عکس quote کرد و کپشن نوشت:
منظورتون به اینه؟ خیلی وقته گذشته، نه؟ چی شده؟پ.ن: این توییت جونگ از دیروز تا الآن پنج و نیم میلیون ویو داشته:) ˓ ˓♡• *🥑🐼𖥔 ᥫ᭡ #Update ⭒-.⋆𝘊𝘢𝘳𝘢𝘮𝘦𝘭 𝘢𝘯𝘥 𝘷𝘢𝘯𝘪𝘭𝘭𝘢⋆.-⭒
اینجا چنل پوندپووین نیست، خیلی لور بین اون دوتا ’تا ابد تو سیچویشنشیپ گیر افتاده‘ رو باز نمیکنم چون بحثش طولانیه. براتون تیکههایی از مکالمهشون که به دیت جونگپووین مربوط میشه رو میگم:
🐼: تو با سانتا رفته بودی Yaowarat(محلهی چینیهای بانکوک)، بعدش کسی که منو دعوت کرد اونجا جونگ آرچن بود. 🐻: جونگ؟ جونگ؟! جونگ آرچن؟ اون دعوتت کرد Yaowarat؟ 🐼: آره، جونگ ازم خواست که باهاش برم و منم قبول کردم. 🐻: واقعاً؟ 🐼: آره، دوتایی باهم رفتیم...کجا بود، رستوران چینی؟ آره، بعدشم اونجا عکس گرفتیم. فقط همین. 🐻: آها... 🐼: وقتی بهم زنگ زد آزاد بودم، واسه همین رفتم باهاش غذا بخورم، همین. ولی مردم(ما رو میگه🤣) بهش میگن لجند/افسانه، که درموردش همیشه گیج میشم و نمیدونم چرا.˓ ˓♡• *🥑🐼𖥔 ᥫ᭡ #Update ⭒-.⋆𝘊𝘢𝘳𝘢𝘮𝘦𝘭 𝘢𝘯𝘥 𝘷𝘢𝘯𝘪𝘭𝘭𝘢⋆.-⭒
